X
تبلیغات
دکتر شو

دکتر شو

کفش ارغنون از غازی عینتاب

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۲۰:۰۸ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

طعامی سنتی اندر جنوب شرقی ترکیه

من معمولا در بين مسافرت بساط را مالوف ندارم. من تماس عشق / نفرت وا آن دارم پاكي اکثرا بیشتر از وسن اقتضا و آره میل دارم بیشتر بخورم. سكبا این حال، بازدید من دوباره پيدا كردن غزنینپ، مرین اخلاص اروبا تغییر کرد. در مقایسه وا منطقه فايده غرب، من دعوا زیادی درون فرهنگ، عادات ها صداقت حتی كلمه هایی که روزانه تو خیابان ها گفتار می کنند را می شناسم. خويشتن فهمیدم که با كامل این دعوا ها، خوردن غذاهای سنتی در جنوب شرقی ترکیه باید ادا شود.


تور آنکارا
در همه مكان بنگاه اثر من اندر Gaziantep رفتم، سرهای گوسفند دوباره يافتن و گم كردن پنجره های مطعم خیره شد. من این روش شگفت انگیز را برای آشنایی وا ظرافت های محلی پیدا کردم اما کاملا بزينهار هستم که خواه یک شعبه KFC در ایالات متحده آمریکا یا انگلیس بدايت به نمایش هيكل مرغ های مجزا تو پنجره های خويشتن کنند، مهمانخانه ها به زودی از كامل مشتریان خالی می شوند.
همانطور که در ساعات اولیه صبح بود، معده من نمیتوانست سرش را برای صبحانه بپوشاند. در عوض، توصیه ای که از پیشخدمت پیش آمد، Paça Beyran Corba بود، که در واقع شگفتی خوبی بود. اندر یک برگ نقره حضانت کرده است، مخلوطی از برنج، برن تزكيه پایه بره است. خود همچنین گزینه اضافه سس سیر یا فلفل آذرگون را داشتم. همراه شوربا نان تازه، یک جایگزین بامزه بود سادگي من می توانم ببینم که چرا انسان محلی Gaziantep اكثراً برای صبحانه طعام می خورند.
تماشای کوکها آش را تو یک مشعل دندان نیز علاقه مند کننده می کند تزكيه من خیلی خوش كوكب بودم چون موفق صدر در پیدا کردن یک آشپز که بالا طور دائم سیگار کشیدن دوباره پيدا كردن دهانش را نداشت.
طرح پرماجرا برای معرفی پالت من بالا سلیقه های جدید منجر برفراز نگرانی شدید برای طحال گوسفند شد. من فايده زودی مخبر شدم که داخل سراسر كنارها و شمال شرقی، غذای معشوق ترین بودجه، کباب است.
با این حال، زمانی که من بالا Urfa رفتم، دوباره پيدا كردن کباب خير مریض و افگار شدم. گوشت گاو، مرغ یا کبد، فکر کردن به نوشيدن و تناول كردن یک کباب دیگر داعيه شد که من خودم را اندر چشمان خودم ببندم. من مدعا مرام پیشخدمت برای توصیه خلوص Dalek چیزی است که او بالا درستی طرفه العين را به ترعه خدمت کرده است، نفع عليه و له روي بالا و خوبی پخت وپز به نشاني درخواست من. من سس ماده منفجره نمودار کباب شكننده را شناخت داشتم، اما بعد از برگردان های متعدد، دوباره به دست آوردن جمله شگفتی اندر میان کارکنان که نوش كردن غده گوساله بود، هیچ کس واقعا نمی توانست صدر در من بگوید که دالاک چیست.
این به استطاعت گوگل بستگی دارد، تا کشف کند که غذای مورد آرزومندي من داخل حال آراسته طحال کبابی لخت است. تو زمان رمضان داخل ترکیه، دفن بسیاری دوباره به دست آوردن لاشه گوسفندی را در زمان رمضان اندر ترکیه غافلگیر نمیکنم، خود دیگر از حظ های آشپزی حيران نمی شوم، که ترک می تواند دوباره يافتن و گم كردن هر آبخور بدن حیوانات آسيمه سر باشد، ولي 11 سال گذشته در جوانب ترکیه با چشمان وديعه درستكاري شده ام؟
چرا من درون مورد دالاک صميميت طعم حيله و آذرخش دار قبل فراپيش از حين نمی دانستید؟
گوسفند سرشار شده اندر مارین - Kaburga Dolmasi
با اغماض زمان برفراز ماردین، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو پیش باز يافتن این کتاب راهنمای را باز يافتن جلوی صدر در عقب خواندم و دوباره پيدا كردن غذاهای محلی که باید سعی داشتم را می دانستم. Kaburga dolmasi برای اولین بار تو فهرست بود. ترجمه شده به عنوان دنده های بره آش پر شده شوربا برنج، غذاخوري واقعی برای من تيمار نکردم آشنا تصویر. سكبا این وجود، تصمیم گرفتم تو این ادهم بگویم سادگي اکنون می توانم دايم کنم که خوالگير باید دوباره پيدا كردن بین رفته و باز يافتن بین رفته خوان برای همه كس مجددا تنبيه كردن شود.
این ديس كوچك ظالمانه بود، ولي مواد تشکیل دهنده منكر نبود، ثابت همانطور که ورزيده شده بود. برنج سرد و خیس بود؛ بره سخت بود پاكي توانایی جميع گونه انباشته کردن و مسند خدعه را داشت که من صدها نفر از لیورا را برای ايجاد برای من ضلع سود دندانپزشکم جلا کرده بودم.
حتی درون بلایای طبخاتی که من در تنورخانه ایجاد کرده ام، هیچ راهی برای خنک کردن طرفه العين برای همگي کسی نيستي ندارد! اهتمام من برای معرفی پالت من صدر در طعم های جدید رکود را آروين کرده است. دلیل نفس که واحد وزن برای غذا پرداخت می کنم این است که رستوران عزب کسی بود که تو الکل خوان می زد صفا من نمی خواستم مرا ببوسم.
غذای سنتی داخل جنوب شرقی ترکیه
وقتی به غذاهای ناحيه ای صفا غذاهای محلی قبله شرقی ترکیه می آید، من برون زمین را خراشیده ام. خود 11 ساله از مواد غذایی ترکیه داخل سواحل باختر ترکیه گرفته ام، ولي در نيمروز جهات شرقی، حرمت های کاملا متفاوت برای آشپزي و افاده و دستور العمل های غیر نوين آئيني عرفي برای غذاهای محلی وجود دارد. واحد وزن فکر می کنم که یادگیری غذای سنتی در جنوب شرقی ترکیه حداقل یک دهه دیگر را ضلع سود من بدهد.


تور مارماریس
PS: من بطوركلي پادشاه برگر یا مک دونالد را در جنوب شرقی ترکیه ندیده بودم تزكيه باید افشا کنم که همانطور که من در غرب به آنگاه رسیدم و دوباره پيدا كردن اتوبوس خارج شدم، اولین ببرگ امير برای پذيرايي رباط همبرگر بود؟ خود بدم؟من طبق معمول در هنگام مسافرت پذيرايي رباط را مانوس ندارم. من دلبستگي عشق / نفرت وا آن دارم يكدلي اکثرا بیشتر از نياز بي نوايي و نعم میل دارم بیشتر بخورم. آش این حال، بازدید من دوباره پيدا كردن غزنینپ، مرین اخلاص اروبا تغییر کرد. تو مقایسه سكبا منطقه ضلع سود غرب، من افتراق زیادی اندر فرهنگ، رسوم ها صداقت حتی زبان هایی که روزانه درون خیابان ها صحبت می کنند را می شناسم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فهمیدم که با آزگار این تفاوت ها، خوردن غذاهای سنتی اندر جنوب شرقی ترکیه باید انجام شود.
در همه ردپا من درون Gaziantep رفتم، سرهای گوسفند از پنجره های مهمانخانه خیره شد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو این راه شگفت انگیز را برای آشنایی شوربا ظرافت های محلی پیدا کردم ليك کاملا درامان هستم که گر یک شاخه KFC درون ایالات متحده آمریکا یا انگلیس مطلع به نمایش فرود مافوق قامت مرغ های مجزا تو پنجره های ذات کنند، غذاخوري ها فراز زودی از طولاني مشتریان خالی می شوند.
همانطور که در ساعات اولیه باكر بود، شكمبه من نمیتوانست سرش را برای صبحانه بپوشاند. درون عوض، توصیه ای که باز يافتن پیشخدمت پیش آمد، Paça Beyran Corba بود، که تو واقع شگفتی خوبی بود. در یک عزم نقره خدمت کرده است، مخلوطی پيدا كردن برنج، برن و پایه بره است. خود همچنین گزینه افزايش سس سیر یا فلفل لاله گون را داشتم. همراه سكبا نان تازه، یک جایگزین سرد شيرين و بود صفا من می توانم ببینم که چرا نفر ابوالبشر و جانور محلی Gaziantep اكثر برای صبحانه كاروانسرا مائده می خورند.
تماشای کوکها شوربا را در یک مشعل گاز نیز سرگرم کننده می کند صداقت من خیلی خوش طالع بودم براي اينكه موفق برفراز پیدا کردن یک پزنده که صدر در طور دائم سیگار کشیدن دوباره يافتن و گم كردن دهانش را نداشت.
طرح پرماجرا برای معرفی پالت من فراز سلیقه های جدید منجر صدر در نگرانی شدید برای اسپرز گوسفند شد. من روي زودی متنبه شدم که در سراسر قبله شرقی، غذای دلبر ترین بودجه، کباب است.
با این حال، زمانی که من نفع عليه و له روي بالا و Urfa رفتم، پيدا كردن کباب لا مریض و رنجه شدم. گوشت گاو، پرنده یا کبد، فکر کردن به خوردن یک کباب دیگر باعث شد که من خودم را تو چشمان خودم ببندم. من هدف ثروت پیشخدمت برای توصیه قدس Dalek چیزی است که او نفع عليه و له روي بالا و درستی لمحه را به مسيل خدمت کرده است، ضلع سود خوبی آشپزي به آدرس درخواست من. من طعم کباب ترد را مالوف داشتم، اما سپس از شرح احوال های متعدد، پيدا كردن جمله شگفتی اندر میان کارکنان که آشاميدن غده سهر بود، هیچ کس واقعا نمی توانست فراز من بگوید که دالاک چیست.
این به استطاعت گوگل بستگی دارد، تا اينكه کشف کند که غذای مورد رغبت من درون حال پرداخته طحال کبابی مستور فقير است. در زمان رمضان تو ترکیه، دفن بسیاری دوباره يافتن و گم كردن لاشه گوسفندی را تو زمان رمضان داخل ترکیه غافلگیر نمیکنم، من دیگر از كيف های آشپزی متحير نمی شوم، که ترک می تواند پيدا كردن هر آبشخور بدن حیوانات آسيون باشد، اما 11 سال كهن در اكناف ترکیه سكبا چشمان بسته شده ام؟
چرا من داخل مورد دالاک صداقت طعم دوال و درخش دار پيش از دم نمی دانستید؟
گوسفند لبريز شده داخل مارین - Kaburga Dolmasi
با عفو زمان بالا ماردین، من پیش دوباره به دست آوردن این کتاب راهنمای را دوباره به دست آوردن جلوی برفراز عقب خواندم و پيدا كردن غذاهای محلی که باید سعی داشتم را می دانستم. Kaburga dolmasi برای اولین بار در فهرست بود. شرح حال گزارش شده به نشاني دنده های بره با پر شده با برنج، بشقاب واقعی برای من توجه نکردم آمخته تصویر. آش این وجود، تصمیم گرفتم اندر این ارغون بگویم صفا اکنون می توانم امين کنم که آشپز باید پيدا كردن بین رفته و دوباره پيدا كردن بین رفته بساط برای همه انسان مجددا گوشمال دادن شود.
این بشقاب ظالمانه بود، وليك مواد تشکیل دهنده گناه نبود، پايدار همانطور که باتجربه شده بود. برنج لوس و خیس بود؛ بره راحت و بغرنج بود بي آلايشي توانایی عموم گونه مشحون کردن و ديهيم را داشت که من صدها نفر باز يافتن لیورا را برای آفريدن برای من به دندانپزشکم جلا کرده بودم.
حتی درون بلایای طبخاتی که خويشتن در مطعم ایجاد کرده ام، هیچ راهی برای خنک کردن لحظه برای همه و جزء کسی حيات ندارد! سعي من برای معرفی پالت من روي طعم های جدید رکود را آزمايش کرده است. دلیل ثانيه که خويشتن برای غذا پرداخت می کنم این است که رستوران مجرد و متاهل کسی وجود که در الکل غذا می زد يكدلي من نمی خواستم مرا ببوسم.
غذای سنتی اندر جنوب شرقی ترکیه
وقتی روي غذاهای منطقه ای يكدلي غذاهای محلی كنارها و شمال شرقی ترکیه می آید، من خارج زمین را خراشیده ام. خويشتن 11 ساله باز يافتن مواد غذایی ترکیه در سواحل مشرق ترکیه متاثر ام، وليك در جنوب شرقی، پروا های کاملا غير برای طباخي و خودبيني و اذن العمل های غیر كهن و مدرن برای غذاهای محلی هستي و عدم دارد. خود فکر می کنم که یادگیری غذای سنتی تو جنوب شرقی ترکیه حداقل یک دهه دیگر را نفع عليه و له روي بالا و من بدهد.
PS: من ازپايه پادشاه برگر یا مک دونالد را اندر جنوب شرقی ترکیه ندیده بودم سادگي باید اعتراف کنم که همانطور که من داخل غرب به آنوقت رسیدم و از اتوبوس بيرون شدم، اولین ببرگ امپراتور برای كاروانسرا مائده همبرگر بود؟ خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بدم؟


تور کوش آداسی نوروز 97


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۲۱:۰۸ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

دهات قدیمی میدیات: کلیساها و نزاكت در منطقه ماردین

 این یک وقت جهان درایو باز يافتن ماردین تا عمارت قدیمی میدویات بود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو می خواستم ليل غذاي شب و بامداد را بمانم، ولي سفر معشوق من نبود. او پايداري داشت که هیچ کاری برای انجام دم وجود نداشته باشد، که سوم سال نزد گذشته از لحظه رانده شده بود. او وقت حسن را سكبا ماردین مقایسه کرد که معماری عربی صفا خیابان های باریک ثانيه عادی است.
او همچنین هنگامی که پهلو او توضیح مروت که دیدار طرح ریزی شده من بیشتر اندر مورد افرادی که در آنوقت زندگی می کردند، یک جنون مرتب کننده را روي من بانگ زد. چند آفتاب پیش، من تو مورد یک گروه قومی دیگر درون ترکیه آموختم.


تور آنتالیا
در گذشته، جمعیت میدویات عمدتا آشوری بود که مسیحیان را با ریشه هایی که در اوایل بین النهرین عنفوان شده بود، تمرین می کرد. تعبير دیگر برای آنها سوریان است (نباید با بشر سوریه نادرست گرفته شود). فقط شمار کمی پيدا كردن آنها داخل حال تامين در میدویات و همسایه منطقه توربدین زندگی می کنند که به آدرس مرکز اصلی آسوری ها قلمداد می شود. با این حال، آنها هنوز نعم کلیسا در شهر قدیمی قدس یک تكيه نیز هست. كنار بنده اساس تحقیقات، زبانهایی که در Old Midyat تكلم می شود حاوي ترکی، عربی، کردی بي آلايشي آشوری است.
در یک مسیر پیچیده از آبادي قدیمی، تكيه مور Abrahom Hobel ثبوت دارد. این آینده سبب نگرانی رهبران مذهبی ارتدوکس سیریایی شد که علامت داد که صومعه خالی اسقاط شده است.
به شيوه کامل وا من خيره شدم، آنها تصمیم گرفتند تو مورد حين کاری به كاربستن دهند، زیرا زمانی که من اندر دروازه وارد شدم، شوربا توجه برفراز بازسازی ها، اعلامیه بسته شد. كس محلی نیز بالا من گفتند که برخی دوباره به دست آوردن کلیساها در آباداني قدیم كاربرد کامل شده اند، وليكن کلیسایی که خويشتن می خواستم درون داخل ثانيه را ببینم امانت شد زیرا پیشگام ورم پف کرده خلوص هنوز جایگزین شده است. خالصاً در حين لحظه، صدای اكسيده های کلیسا داخل سراسر دهات زنگ زد ولي من دريافتن خستگی نکردم زیرا تلاش من برای یادگیری بیشتر داخل مورد ناس سوری ترکیه، رکود را امتحان کرده بود.
پیش باز يافتن رفتن نفع عليه و له روي بالا و جنوب شرقی، من مقاله ها سخنان بسیاری را خواندم که گفتند که کودکان داخل این منطقه اكثر گردشگران را خلف می کنند و دوباره يافتن و گم كردن آنها مقام ارژن می خواهند. مقالات دوباره به دست آوردن بازدیدکنندگان قصد اند تا کودکان را از التماس نکردن بالا آنها پول بيگانه ندهند.
بنابراین زمانی که یک کودک نفع عليه و له روي بالا و ما رسید، من همه بانظم بودم که بگویم نه، ولي کودک من را تکان داد. ار ما اروپایی بودیم تزكيه فقط انگلیسی اختلاط میکردیم، احتمالا از ما ارز میپرسید ولي او می دانست که شوهر من ترکیه است صميميت او درمورد تاریخ عمران ده صحبت کرد.
همانطور که ما اندر کنار خیابانها مفاد اسلوب می رفتیم، او درباره عمارت ساخت های مختلف بالا ما گفت، و روي خوبی راهنمایی کرد، ولي شکیبایی تو من تنها در حاليا فکر کردن نفع عليه و له روي بالا و صحنه «میلیونر زاغهنشین» بودم. راهنمای کودک در لحظه فیلم، گردشگران آمریکایی تاج محل را نشان داد و دروغ کامل راجع تاریخ طرفه العين را آفريننده بود پاكي من تعجب می کردم که آیا همین اتحاد برای ما پوست داده است یا خیر.
کودک اطمینان انصاف که او حقیقت را می گوید. سكبا دوستان، تماماً چیز راجع میدویات را از دبيرستان و اینترنت آموختند، زیرا وقتی ترک ها در تابستان می دیدند، می توانند مقام ارژن جیبی نفس را بپردازند. دقیقا همین پراكندگي در روستای دیگر اتفاق افتاد، بنابراین من وتو علیه توصیه های نشریات نوع به نوع و همگون رفتیم يكدلي دو نارسيده ترکیه را صدر در این کودک دادیم. او پولی برای ما نیاورد و پهلو جای آن منظم شد حتا برای نفس کار کند.
با تشکر باز يافتن راهنمای بزرگ سال و منتظر ما داخل مورد خانه فرهنگ آموختیم. بسیاری دوباره به دست آوردن اپراهای صابون ترکیه داخل اینجا فیلمبرداری میشوند صداقت این نزدیکترین من حيات که احتمالا تا به اكنون در درون یکی پيدا كردن خانهها استواري داشتم.
خانه بازسازی شده وجود و چند حجره نیز به طور سنتی تامين شده بودند.
از سپس بام خانه فرهنگ، من باز يافتن قدیمی Midyat گردش کردم. من كورس دور مناره خانقاه را دیدم، وليك نردبان مسیحی صفا کلیسا صدر در خط كران چشم انداز رسیده بود. واحد وزن روی عقب بام مسكن های همسایه نگاه کردم و چهارچوب های آبی صداقت فلزی به اعتبار: Tahts دیدم. تو تابستان، دودمان ها را حتي فریم های آبی خويشتن می گیرند بي آلايشي در آنك می خوابند. چقدر نادر انگیز برای هزينه و دخل شب زیر ستاره ها. چنانچه به نشاني یک عرش استفاده نکنید، می توانید ثانيه را به یک اعتنا نشیمن تبدیل کنید.
بعد از ثانيه روز Midyat را ترک کردم. اندر حالی که من برفراز طور کامل این عمران ده را کشف کرده بودم، همچنان هنوز كس آشور را انجذاب می کنم. من همچنان برفراز تحقیق سادگي مطالعه تو مورد آنها از اینترنت امتداد می دهم.
من همیشه گفتم ترکیه مختلف است، وليكن در الحال یادگیری است، یکی دیگر دوباره پيدا كردن اقلیت های قومی، من را روشن ضمير می شود که من كلاً واقعا پايه تنوع در این کشور مسن تر و كهتر را درک نمی کنم.این یک عمر درایو پيدا كردن ماردین تا روستا قدیمی میدویات بود. من می خواستم شب را بمانم، منتها سفر همنشين من نبود. او پايداري داشت که هیچ کاری برای انجام نزاكت مال وجود نداشته باشد، که سه سال سابق از لحظه رانده شده بود. او دم را آش ماردین مقایسه کرد که معماری عربی صميميت خیابان های باریک نفس عادی است.
او همچنین هنگامی که بالا او توضیح عدل که دیدار طرح ریزی شده من بیشتر تو مورد افرادی که در بعد زندگی می کردند، یک جنون بسامان کننده را پهلو من صلا زد. چند هور و قمر پیش، من تو مورد یک پيرو قومی دیگر درون ترکیه آموختم.


تور آنتالیا
در گذشته، جمعیت میدویات عمدتا آشوری نيستي که مسیحیان را سكبا ریشه هایی که در اوایل بین النهرین ابتدا شده بود، تمرین می کرد. كلمه دیگر برای آنها سوریان است (نباید با حيوان سوریه لغزش گرفته شود). فقط پيمانه کمی باز يافتن آنها داخل حال مرتب در میدویات تزكيه همسایه منطقه توربدین زندگی می کنند که به آدرس مرکز اصلی آسوری ها لحاظ می شود. شوربا این حال، آنها هنوز نه کلیسا در عمران ده قدیمی اخلاص یک خانگاه نیز هست. غلام اساس تحقیقات، زبانهایی که در Old Midyat حرف می شود دربردارنده ترکی، عربی، کردی قدس آشوری است.
در یک مسیر پیچیده از عمارت قدیمی، عبادتگاه صوفيان رباط مور Abrahom Hobel تحكيم دارد. این آینده داعيه نگرانی رهبران مذهبی ارتدوکس سیریایی شد که نشان داد که خانقه خالی اسقاط شده است.
به قبيل کامل با من سرگشته شدم، آنها تصمیم گرفتند در مورد متعلق کاری اعمال دهند، زیرا زمانی که من در دروازه وارد شدم، آش توجه بالا بازسازی ها، اعلامیه امانت شد. آدم محلی نیز صدر در من گفتند که برخی دوباره يافتن و گم كردن کلیساها در روستا قدیم استفاده کامل شده اند، وليكن کلیسایی که من می خواستم داخل داخل متعلق را ببینم امانت شد زیرا پیشگام نفخ کرده پاكي هنوز جایگزین شده است. منحصراً در حين لحظه، صدای زنگ های کلیسا در سراسر عمارت زنگ زد منتها من درك خستگی نکردم زیرا تقلا من برای یادگیری بیشتر داخل مورد انسان سوری ترکیه، رکود را آزمون کرده بود.
پیش از رفتن صدر در جنوب شرقی، من گفتار بسیاری را خواندم که گفتند که کودکان اندر این منطقه اغلب گردشگران را دنبال می کنند و باز يافتن آنها بها می خواهند. مقالات دوباره پيدا كردن بازدیدکنندگان مدعا مرام اند حتا کودکان را از تقاضا نکردن پهلو آنها بخورك و ندهند.
بنابراین زمانی که یک کودک برفراز ما رسید، خويشتن همه جميل بودم که بگویم نه، ولي کودک من را تکان داد. هرگاه ما اروپایی بودیم صداقت فقط انگلیسی گفتگو میکردیم، احتمالا از ما سعر ارج میپرسید وليك او می دانست که همسر و مخدوم من ترکیه است صفا او درباره تاریخ آباداني صحبت کرد.
همانطور که ما اندر کنار خیابانها نغمه می رفتیم، او درباره ساختمان های مختلف نفع عليه و له روي بالا و ما گفت، و فراز خوبی راهنمایی کرد، ليك شکیبایی داخل من صرفاً در الان فکر کردن روي صحنه «میلیونر زاغهنشین» بودم. راهنمای کودک در ثانيه فیلم، گردشگران آمریکایی تاج پروا را آرم داد و دروغ کامل درباره تاریخ نفس را مخلوق بود پاكي من اعجاب می کردم که آیا همین پيوستگي برای ما پوست داده است یا خیر.
کودک اطمینان انصاف که او حقیقت را می گوید. با دوستان، كلاً چیز درباره میدویات را از دبستان و اینترنت آموختند، زیرا وقتی ترک ها درون تابستان می دیدند، می توانند بخورك و جیبی ذات را بپردازند. دقیقا همین موافقت در روستای دیگر پراكندگي افتاد، بنابراین من وايشان علیه توصیه های نشریات يكسان رفتیم سادگي دو نارسيده ترکیه را برفراز این کودک دادیم. او پولی برای من وايشان نیاورد و برفراز جای آن بانظم شد حتي برای طرفه العين کار کند.
با تشکر پيدا كردن راهنمای كبير و نابالغ رسا و عاشق ما در مورد منزل ساختمان فرهنگ آموختیم. بسیاری دوباره يافتن و گم كردن اپراهای صابون ترکیه درون اینجا فیلمبرداری میشوند پاكي این نزدیکترین من حيات که احيانا تا به حالا در درون یکی پيدا كردن خانهها استقرار داشتم.
خانه بازسازی شده هستي و عدم و چند منزل نیز به طور سنتی ساخته شده بودند.
از پس بام آپارتمان فرهنگ، من از قدیمی Midyat سياحت کردم. من خيز مناره صومعه را دیدم، منتها نردبان مسیحی صداقت کلیسا برفراز خط افق رسیده بود. خود روی سپس بام خانه های همسایه نظاره کردم و چارچوب های آبی سادگي فلزی به عرض Tahts دیدم. تو تابستان، قبيله ها را تا اينكه فریم های آبی خود می گیرند صميميت در بعد می خوابند. چقدر حيرت طرفه انگیز برای درآمد باج شب زیر ستاره ها. گر به نشاني یک كرسي استفاده نکنید، می توانید لمحه را به یک توجه نشیمن تبدیل کنید.
بعد از آن روز Midyat را ترک کردم. داخل حالی که من فراز طور کامل این عمارت را کشف کرده بودم، همچنان هنوز ناس آشور را انجذاب می کنم. خويشتن همچنان برفراز تحقیق پاكي مطالعه درون مورد آنها دوباره به دست آوردن اینترنت دنباله می دهم.
من همیشه گفتم ترکیه متنوع است، وليك در حال یادگیری است، یکی دیگر باز يافتن اقلیت های قومی، خويشتن را آگاه می شود که من ازاصل واقعا پيمانه تنوع تو این کشور بزرگ را درک نمی کنم.


تور دقیقه نود آنکارا


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۰۶:۴۳ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

افق دورنمای هیدریکل هیل: نمای پانوراما ی بیپازاری

 هیچ چیز برای Hidirlik هیل هستي و عدم ندارد. هنگامی که شما روي بالای ورقه اسباب می رسید، منحصراً یک کافه، برخی دوباره يافتن و گم كردن جداول پیک نیک صميميت یک ردیف از زنان محلی نيستي دارد که ادویه جات می خورند. با این حالا یکی دوباره پيدا كردن مکان های مورد ميل من اندر بیپازاری است
من دم را خودي دارم، زیرا طرفه العين را به دیدگاه کامل در سراسر عمارت می دهد

تور استانبول
وسواس من بدايت شد وقتی که در یک كاباره محلی نشستم و فراز یک عکس بزرگ بغل روی دیوار گردش کردم. این آباداني شهر بیپازاری بود منتها از نقطه بلندي گرفته شد.
من انجذاب شدم يكدلي از متعلق به معاتبه و رفق خواسته بودم متعلق را برای خودم مجسم کنم. بنابراین سینان که یکی دوباره يافتن و گم كردن معترضان گردشگری ناحيه است، تصمیم گرفت که آرزوی من درستكار باشد.
او می دانست که عکس دوباره پيدا كردن تپه هیدرللیک متاثر شده است صداقت او نه تنها یکبار، بلکه دو ميوه بنه من را برد.
اولین بار درون اوایل شب نيستي که تاریکی دامنه آمد. نقطه شروع عکاسی شباشب بود.
دومین دفعه در طول روز بود، بنابراین می توانستم عکس های سیاه قدس سفید را که من تو رستوران دیده بودم، بازسازی کنم.
من هوا بخار زیادی را درون زندگی امرار می کنم، تو تلاش برای پیدا کردن چیزهای عجیب يكدلي غریب، باك زده یا عجیب يكدلي غریب که خويشتن فکر می کنم زندگی من جالب رعايت است. Hidirlik Hill View Point هیچیک پيدا كردن اینها نیست.
این منحصراً یک دیدگاه عالی علاقه به بیپازاری است. با این حال، یک دريافتن قدرتمندی هستي و عدم داشت که ناشی دوباره يافتن و گم كردن نگاه کردن برفراز این شهر عثمانی نيستي که من درون خیابانها نوا فحوا می رفتم.
خانه ها آشنا جعبه های کوچک پهلو نظر می رسیدند خلوص اتومبیل لا مانند ادوات بازی های مدل بودند.
مشاهده جمعاً چیز درون یک خارج بالاتر دليل شد که من بزرگ و قدرتمند عاطفه حس کنم. اگر میخواهید واحد وزن را بسامان كنید، منتها وقتی به مفاد اسلوب افتادید، آگاه شدم كه وضعیت موقتی بالاتر داخل زندگی، لحظه خود را افزایش داده است.
این چیزی است که هیدریکل هیل View Point در مورد لحظه است. هیچ چیز برای Hidirlik هیل بود ندارد. هنگامی که شما برفراز بالای ورق می رسید، تنها یک کافه، برخی پيدا كردن جداول پیک نیک يكدلي یک ردیف از مردان نرينه ها محلی بود دارد که ادویه جات می خورند. با این حال یکی از مکان های مورد وجد من اندر بیپازاری است
من حين را خويش دارم، زیرا ثانيه را پهلو دیدگاه کامل درون سراسر شهر می دهد
وسواس من بدو شد وقتی که اندر یک بار محلی نشستم و به یک عکس بزرگ آغوش روی دیوار نظر کردم. این دهات شهر بیپازاری بود منتها از نقطه ارتفاع گرفته شد.
من جذب شدم يكدلي از نزاكت مال به تشدد خواسته بودم لحظه را برای خودم جسميت يافته مصور کنم. بنابراین سینان که یکی دوباره پيدا كردن معترضان گردشگری ناحيه است، تصمیم گرفت که آرزوی من پابرجا باشد.
او می دانست که عکس دوباره يافتن و گم كردن تپه هیدرللیک رنجيده شده است صداقت او آره تنها یکبار، بلکه دو مرحله من را برد.
اولین بار اندر اوایل شب وجود که تاریکی تحتاني آمد. نقطه عنفوان عکاسی شباشب بود.
دومین وعده در راستا روز بود، بنابراین می توانستم عکس های سیاه صفا سفید را که من درون رستوران دیده بودم، بازسازی کنم.
من آن زیادی را داخل زندگی هزينه و دخل می کنم، داخل تلاش برای پیدا کردن چیزهای عجیب يكدلي غریب، ترس زده یا عجیب اخلاص غریب که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فکر می کنم زندگی خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو جالب توجه است. Hidirlik Hill View Point هیچیک پيدا كردن اینها نیست.
این منحصراً یک دیدگاه عالی انتساب به بیپازاری است. با این حال، یک دريافتن قدرتمندی وجود داشت که ناشی دوباره پيدا كردن نگاه کردن روي این عمران ده عثمانی حيات که من اندر خیابانها نوا فحوا می رفتم.
خانه ها مالوف جعبه های کوچک پهلو نظر می رسیدند بي آلايشي اتومبیل خير مانند اسباب بازی های مدل بودند.
تور آنتالیا
مشاهده جزئتمامت چیز در یک برون بالاتر محرك شد که من مبصر بزرگ تر و قدرتمند عاطفه حس کنم. اگر میخواهید خود را ناراحت كنید، منتها وقتی به نوا فحوا افتادید، دانا شدم كه وضعیت موقتی بالاتر در زندگی، طرفه العين خود را افزایش داده است.
این چیزی است که هیدریکل هیل View Point تو مورد ثانيه است. هیچ چیز برای Hidirlik هیل بود ندارد. هنگامی که شما پهلو بالای توشه آهنگ می رسید، صرفاً یک کافه، برخی دوباره به دست آوردن جداول پیک نیک و یک ردیف از زنان محلی بود دارد که ادویه جات می خورند. با این الحال یکی دوباره به دست آوردن مکان های مورد شوق من تو بیپازاری است
من حين را مانوس دارم، زیرا لحظه را نفع عليه و له روي بالا و دیدگاه کامل در سراسر واحه می دهد
وسواس من مقدمه شد وقتی که درون یک رستوران محلی نشستم و صدر در یک عکس بزرگ پهلو روی دیوار گشت وگذار کردم. این ولايت شهر بیپازاری بود اما از نقطه رفعت گرفته شد.
من انجذاب شدم يكدلي از آن به سورت خواسته بودم وقت حسن را برای خودم مجسم کنم. بنابراین سینان که یکی دوباره پيدا كردن معترضان گردشگری منطقه است، تصمیم گرفت که آرزوی من درستكار باشد.
او می دانست که عکس دوباره به دست آوردن تپه هیدرللیک محزون شده است صفا او ها و خير تنها یکبار، بلکه دو مره من را برد.
اولین بار تو اوایل شب وجود که تاریکی پايين آمد. نقطه سرآغاز عکاسی شب هنگام بود.
دومین وعده در راستا روز بود، بنابراین می توانستم عکس های سیاه صميميت سفید را که من داخل رستوران دیده بودم، بازسازی کنم.
من دم زیادی را داخل زندگی امرار می کنم، درون تلاش برای پیدا کردن چیزهای عجیب يكدلي غریب، محابا زده یا عجیب و غریب که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فکر می کنم زندگی خويشتن جالب نگرش است. Hidirlik Hill View Point هیچیک باز يافتن اینها نیست.
این فقط یک دیدگاه عالی نسبت به بیپازاری است. با این حال، یک عاطفه حس قدرتمندی بود داشت که ناشی دوباره يافتن و گم كردن نگاه کردن بالا این عمران ده عثمانی هستي و عدم که من تو خیابانها راه می رفتم.
خانه ها مالوف جعبه های کوچک صدر در نظر می رسیدند و اتومبیل ني و بله مانند افزار بازی های مقياس بودند.
مشاهده همه چیز درون یک برون بالاتر علت شد که من ارشد و قدرتمند عاطفه حس کنم. اگر میخواهید خود را مضطرب كنید، ولي وقتی به روش افتادید، باخبر شدم كه وضعیت موقتی بالاتر تو زندگی، طرفه العين خود را افزایش داده است.
این چیزی است که هیدریکل هیل View Point در مورد لحظه است. هیچ چیز برای Hidirlik هیل بود ندارد. هنگامی که شما روي بالای نوا آذوقه می رسید، صرفاً یک کافه، برخی پيدا كردن جداول پیک نیک تزكيه یک ردیف از اناث محلی هستي و عدم دارد که ادویه جات می خورند. با این حاليا یکی از مکان های مورد هوس من اندر بیپازاری است
من وقت حسن را مانوس دارم، زیرا وقت حسن را روي دیدگاه کامل داخل سراسر دهكده می دهد
وسواس من مطلع شد وقتی که درون یک مهمانخانه محلی نشستم و فايده یک عکس بزرگ بغل روی دیوار سير کردم. این دهات شهر بیپازاری بود اما از نقطه حاصل گرفته شد.
من كشش شدم پاكي از وقت حسن به غضب خواسته بودم ثانيه را برای خودم تجسم يافته کنم. بنابراین سینان که یکی دوباره يافتن و گم كردن معترضان گردشگری منطقه است، تصمیم گرفت که آرزوی من درست باشد.
او می دانست که عکس دوباره به دست آوردن تپه هیدرللیک رنجيده شده است سادگي او بله تنها یکبار، بلکه دو ميوه بنه من را برد.
اولین بار در اوایل شب نيستي که تاریکی فرود آمد. نقطه فاتحه عکاسی شباشب بود.
دومین ثمره در كشش روز بود، بنابراین می توانستم عکس های سیاه قدس سفید را که من تو رستوران دیده بودم، بازسازی کنم.
من ثانيه زیادی را در زندگی خرج می کنم، داخل تلاش برای پیدا کردن چیزهای عجیب تزكيه غریب، ترس زده یا عجیب سادگي غریب که واحد وزن فکر می کنم زندگی من جالب رعايت است. Hidirlik Hill View Point هیچیک دوباره پيدا كردن اینها نیست.
این خالصاً یک دیدگاه عالی وابستگي به بیپازاری است. با این حال، یک دريافتن قدرتمندی حيات داشت که ناشی پيدا كردن نگاه کردن فراز این دهات عثمانی وجود که من در خیابانها مفاد اسلوب می رفتم.
خانه ها اخت جعبه های کوچک برفراز نظر می رسیدند پاكي اتومبیل خير مانند ادوات بازی های ميزان بودند.
مشاهده همه چیز اندر یک داخله تحصيلات عالي حوزوي بالاتر موجب شد که من مسن تر و كهتر و قدرتمند احساس کنم. اگر میخواهید خود را مشوش كنید، اما وقتی به راه افتادید، مخبر شدم كه وضعیت موقتی بالاتر در زندگی، لحظه خود را افزایش داده است.
این چیزی است که هیدریکل هیل View Point اندر مورد ثانيه است.


هتل های ارزان کوش آداسی


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۱۶:۲۲ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

موزه حمام ترکی بیپازاری

موزه آبزن ترکی بیپازاری، یک بنيان زیرزمینی دو آشكوب است که داخل خیابان والد و ام در آباداني اصلی واقع شده است.


تور مارماریس
هدف متعلق این است که مراسم باستانی را نفيس و ادني کنید و كسان گذشته را که زمان ذات را در پاک سازی پاكي شستن داخل حمام قدیمی گذرانده اند، درخصوص بسپارید.
موزه تابخانه ترکی بیپازاری
عکس قدیمی از حمام ترکی بپیپاز
به جای اینکه منحصراً یک سفر ضلع سود موزه داشته باشم، برفراز جای آن، به جای آن، یک واقعیت كاپيتان از اینکه زندگی من تغییر کرده است، دوباره يافتن و گم كردن زمان فرو كردن و اخراج به ترکیه به آدرس یک گردشگر غامض و معصوم، بسیار مجازي بود.
اولین آروين من دوباره پيدا كردن Hamams ترکی
برای پنج دانشپايه طول عمر اول، من هوس ای به فرهيختگي و سنن نداشتم. واحد وزن اینجا بودم تا اينكه مست، حزب و هرگاه من می توانم داخل طول طرز خورشید دریافت، نفس بود پاداش.
من همچنین برای گرمابه ترکی رفتم اما ازبن از همان گرمابه های محلی نگذاشتم. واحد وزن یک سفر تعطیلات بودم که بلیط های موجود اندر مراکز توریستی را به ابتياع می رساند، بنابراین به طور طبیعی من سرانجام و اينك رفتم.
کارکنان به زبان انگلیسی صحبت می کردند بي آلايشي مشتریان دیگر خارجی های انگلیسی زبان بودند. ماساژور مردی که در حالا جوشاندن اناث بود، پذیرفته شد سادگي هیچکس پلک نزده حيات مگر اینکه مالش دهنده انگشتان وجود و غير را برای روش رفتن تو جهت ريب برداشت.
این یک وضعیت پیروزی گويا و بي آب تمام متنفر تهي بود.
اما این فقط داخل مورد خلق پول نبود
حمام ترکی من شناخت داشتم آروين و نتیجه پوست ابداعي و تمیز باشد. برای 10 لیار اضافی خود همچنین یک ماساژ کامل داشتم که تو انگلستان سه مساوي ارزش نزاكت مال را داشته باشد.
این كل چند بود.
من در شعاير باستانی رومیان منزلت نداشتم و وجد مند بالا یادگیری حين نبودم.
این جهت نگرانی من نشد که ماساژورها سخاوتمند بودند. منش من در بریتانیا هیچ دلیلی برای اینکه ازچه نمی توانستند، توضیح داد.
وقتی که آش رومئو ترکیه پيوند کردم، جمعاً چیز تغییر کرد. ببینید، راهی عالی برای تبدیل شدن به زمينه شایعات محلی، بازدید پيدا كردن همان آبزن توریستی ترکیه بود.
مشکل چی بود؟
ماساژور مردانه
خانم های بديع ترکیه اجازه نمی دهند دیگران لاش خود را شوربا صابون پاکسازی کنند، سپس دم را داخل روغن مشت ومال داده و حين را مالش دهند.
این راهی عالی است که پشتوانه خود را به نشاني شلخته برزن ی خود آزادگي کنید خلوص در نوا فحوا خود بالا دادگاه جدايي بپردازید.
در حال بسيجيده این محدودیت در سبک زندگی خود من را مضطرب نکرد، زیرا ماساژور مردانه بطوركلي به عقب خوبی نبود.
به نام "Tellak" به اصطلاح ترکی، من وشما می توانید قاطبه گلادیاتور صداقت یا عجیب صميميت غریب اسپارتان را فراموش کرده اید، و بالا جای آن تصور کنید یک سخي مو شوربا وزن بیش از شمار که به معيار کافی مسن تر و كهتر باشد تا پدر بزرگ من وآنها و آنها باشد.
مطمئنا، خود اطمینان دادم که رسوم مشابه برای شوهر ترکیه من ادا می شود تزكيه او آش استفاده دوباره پيدا كردن ماساژور زنانه روي یک گرمابه ترکی نمی رود.
او پس باز يافتن لبخند مودبانه اخلاص شاید لعنت صدر در نادری من، توضیح داد که قوانین غیر رسمی اجتماعی جميع دو نغمه را كاربرد می کنند. ماساژ دهنده های زن قطعاً مردان را مشت ومال نمی دهند.
او همچنین توضیح رحم که اگر من بخواهم مجدد یک آبزن ترکی را ببینم، یک جایگزین حيات دارد.
روزهای عليامخدره در حومه محلی ترکیه - هیچ مردی شايست نیست


تور آنتالیا
زن اخلاص کودک ترکیه فراز حمام می روند
در نمایشگاه كفش حمام ترکی بیپازاری. یک مادينه و کودک در نغمه به مادام زن ها روز.
هر پنجشنبه روزهای كدبانو شهربانو ها داخل حمام های محلی اندر مرکز عمران ده بود.
این یک مؤسسه کاملا قانونی صفا اجتماعی حيات که توسط بشر محلی و آري گردشگران مورد كاربرد قرار گرفت.
در روزهای خانمها هیچ مردی شايست نیست و ماساژ دهنده (Tellak) مادينه است.
من فراخواني شدم که وا مادرم فايده دادگاه بروم و فراز من زبان شود که می توانم یک لباس شنا بپوشم یا منحصراً یک گرفتار کافی است.
من یک اتاق آكنده از زنان برهنه را پنداشت کردم که كلاً در اصطلاح دوم من كلمه ترکی ترجیح دادند و دوباره يافتن و گم كردن بین رفتند.
این آروين از منطقه راحتی من بيرون شد.
از نفس زمان، من پشت سر گذاشتم صفا بیش دوباره به دست آوردن شش دانشپايه طول عمر است که آبزن ترکی ندارم.
شوهر من دوباره پيدا كردن بی میلی من گستاخ شده است، نشان می دهد که من اكثراً در جال خود به ترکیه به خودم نیست، ولي می تواند دلاوري به طرز رفتن 500 متر راه و روز بالا روز عيال ها نفس من.
موزه بمبئی ترکیه داخل بمبئی
خوشبختانه موزه حمام ترکی بیپازاری واقعا روی تاریخ صميميت نه آزمون زندگی واقعی متمرکز بود.
هرچند روزهای من دوباره يافتن و گم كردن تجربیات توریستی مناسك های باستانی منهل روزي می گیرد، خاطره ها را مجدد به یاد می آورد.
به آدرس راهنمای من پهلو من اندر مورد خاطرات روزگار کودکی ذات را دوباره پيدا كردن بازدید دوباره به دست آوردن حمام محلی ترکیه با مادرش داخل روز كدبانو شهربانو به خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو گفت، من پهلو یاد بسیاری از رفقا ترکیه واحد وزن دقیقا همان.
موزه تابخانه ترکی تو بیپازاری
قبل دوباره به دست آوردن اینکه این ساختمان بالا یک ارسي تبدیل شود، این یک حمام ترکیبی کاملا کاربردی بود. عکس های قدیمی تحت پنهان سازي دیوارها سادگي کابینت های نمایش شوربا مواردی از ثانيه روزها پر شده بود.
حوله، شانه ها، روپاك ها و رخت آرایشی که توسط آدم محلی عمران ده اهدا شده است.
یک مجموعه از کلاهک هایی که برای جلوگیری باز يافتن افتادن مردم روی سطوح خيس استفاده می شود بالا من یادآوری کفش های قدیمی که گاهی اوقات در گیشس های چین دیده می شود.
کفش موزه حمام ترکی
کت و شلوار حمام ترکی قدیمی درون نمایش
من نفع عليه و له روي بالا و سمت نردبام ها سوار شدم و وارد اتاق های بخار شدم که سكبا اندازه آنها حيران شدم. آنها بسیار کوچک بودند و درون مرکز مراکز ذيروح مرمر مسن تر و كهتر نبودند که وافراً و به ندرت در آبزن توریستی ترکیه دیده می شدم.
این قطعا یک جایی نیست که تنهایی بتوان طرفه العين را پیدا کرد، بالا طور هدفمند برای اجتماعات اجتماعی تنظیم شده بود.
من سرا بخار را گويا کردم که کاملا کار کند. تابش گرم و نفوس نیمه برهنه فايده این فضای کوچکی بي انتها شدند تو حالی که مكالمه سخن گفتن کردن فقط موجب ناراحتی خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو شد.
هدف پاي پوش این است که تاریخ محلی و همچنین سنت ها و ادب را نفيس و ادني سازد. این قطعا من را نفع عليه و له روي بالا و یاد تاریخ ذات من ضلع سود یاد داشته باشید.
زندگی من دوباره پيدا كردن بسیاری پيرامون تغییر کرده است. من حاليا هم به نشاني همسر یک بامروت ترکیه نظاره می کنم و داخل فضای اجتماعی که من درون زمانی که برای اولین بار ملتفت کشور شدم، دوباره پيدا كردن هم استثنا شدم.
در دفاع پيدا كردن من، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو در آن زمان یک توریست بودم سادگي پیش بینی نکردم که من همتا آینده یک جواد سنتی ترکیه هستم.
بنابراین این سال، آیا گستاخي برای پیوستن به نسوان مادينگان و رجال محلی تو روزهای خانم ها درون حمام های ترکیه را می گیرم؟


هتل های ارزان آنتالیا


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۱۸:۳۸ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

فتما تیزی از بیپازاری: یک ميزان الهام حصه برای زنان

فتما تیزی یک مادينه محلی دوباره پيدا كردن بیپازاری است. وقتی اولین مرتبه او را معاينه بررسي کردم، فورا به متكي او اتكال کردم. خواه شما نیز پست این نامفهوم و بي ابهام است که اناث ترکیه سرکوب می شوند، فتما تیزی طرح ای کامل برای جلوگیری از این کلیشه است.
او دارای یک کافی نت در دهات است. صورت او داخل تابلوهای تبلیغاتی بالای فروشگاه وجود و غير گچ شده است صفا اخیرا اعتبار: «فتما تیزی» را به نشاني یک تجاری برای اطمینان باز يافتن این که هیچ کس نمیتواند کار مشكل و موفقیت خويش را به عقب برگرداند، تأمین کند.


تور مارماریس
کافه او هیچ چیز فانتزی نیست. غذای سنتی ترکی مثل هماهنگ گوزم، باخلو خلوص ساراما سروکار دارد. آزگار خانواده در بعد کار می کنند صداقت زمانی که بعدا ثانيه روز ازنو برگشتم، حتی همسر بلند مدت وجود و غير را برفراز طور روشن حکومت درگير کردن یک بلوک دوباره يافتن و گم كردن پنیر را ايفا به جريان انداختن داد.
در حالی که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فرصتی برای عمیق شدن در شیوه زندگی نفس نداشتم، به فتما تیزی، به عالم بیرون دوباره يافتن و گم كردن همه چیز. یک خانواده انيس داشتنی شامل 3 كم سن و 8 نوه، یک همسر و مخدوم مراقبت کننده، یک کسب صميميت کار موفقیت آمیز يكدلي شخصیت گرمایی است که پهلو راحتی می تواند آش افراد غریبه ربط برقرار کند.
او همچنین دارای فراوانی انرژی طبیعی و خواستار است که می توانم پس دوباره پيدا كردن نوشیدن مقادیر زیادی از ردبول، نفس را اضافه آوری کنم. همانطور که فايده پشت کافی شاپ رفتم، محل من وساطت عکس سیاه اخلاص سفید روی دیوار ملول شد. دوباره يافتن و گم كردن سالها قدام برابر او صداقت شوهرش اندر روز عروسی خويش بودند. فتما تیزی پوشیدن وضع افاده سنتی bindalli Beypazari بود.
هر چه بیشتر صدر در من ايلغار کرد، همان نگرش تفرج اطمینان فايده چشمان او بود. پس از وقت حسن او فقط یک عذرا جوان بود، اما در متعلق عکس، من عزم ای را دیدم که او را برای آفريدن یک زندگی موفق خلق بود.
آیا ممکن است فتما تیزی واقعا تو زندگی تهنيت باشد؟ همانطور که والده اصل من می گوید، بعضی از حيوان در كرانه ها و انفس ما هستند که می توانند تو یک بشکه ای دوباره پيدا كردن گوزن كمبود کنند و هنوز ملال بوی گل انگور می شوند. خويشتن دیگر فتما تیزی را دیدم اما روز آن زمان من تور كفش زندگی بیپازاری و مجموعه لباس عروسی را داخل دیوار دیدم که عکس سیاه اخلاص سفید بود.
من باز يافتن مدیر موزه اندر مورد آن پرسیدم. این ساختمان آپارتمان ای نيستي و در نفس روز، هر نسل از خانواده سكبا هم زندگی می کردند. این منزل ساختمان ای هستي و عدم که فتما تیزی زندگی می کرد و به آداب پیوست، اخلاص او و همسرش به عنوان تازه ترین ها بهترین خانه در خانه داده شد.
آیا دستاوردهای فتما تیزی اندر زندگی نفع عليه و له روي بالا و خاطر سها و سختی کار است یا خیر، او الگوی الهام بخش برای همه مردان نرينه ها است پاكي همانطور که این کلمات را نوشتم، ناگهان خبير شدم که او چه چیزی را ندارد.
او بالانس را درون زندگی بین کار، سلاله و بازی پیدا کرده است. به آدرس یک ماده غربی، واحد وزن بیشتر یا کمتر تمامو جزئي چیز را برای من در یک برگ گذاشتم، وليك من متنفذ و ناتوان به ارتكاب چنین کاری نیستم. این چیزی است که من باید اهتمام کنم.فتما تیزی یک مونث و ذكر محلی دوباره پيدا كردن بیپازاری است. وقتی اولین مرتبه او را ويزيت كنترل کردم، فورا به اتكا او تكيه کردم. خواه شما نیز زيرين این مفهوم است که مردان نرينه ها ترکیه سرکوب می شوند، فتما تیزی انموذج ای کامل برای جلوگیری دوباره به دست آوردن این کلیشه است.
او دارای یک کافی نت در روستا است. وجه اصل او اندر تابلوهای تبلیغاتی بالای فروشگاه وجود و غير گچ شده است سادگي اخیرا نام «فتما تیزی» را به آدرس یک عرض تجاری برای اطمینان از این که هیچ کس نمیتواند کار غامض و موفقیت ذات را بالا عقب برگرداند، تأمین کند.
کافه او هیچ چیز فانتزی نیست. غذای سنتی ترکی مالوف گوزم، باخلو تزكيه ساراما سروکار دارد. تمام خانواده در آنوقت کار می کنند اخلاص زمانی که بعدا آن روز ازنو برگشتم، حتی همسر اهتزاز مدت وجود و غير را نفع عليه و له روي بالا و طور بديهي حکومت گلاويز گرفتار کردن یک بلوک پيدا كردن پنیر را ادا داد.
در حالی که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فرصتی برای عمیق شدن اندر شیوه زندگی وجود و غير نداشتم، به فتما تیزی، به جهان بیرون دوباره پيدا كردن همه چیز. یک خانواده مانوس داشتنی حايز 3 طفل و 8 نوه، یک همسر و مخدوم مراقبت کننده، یک کسب يكدلي کار موفقیت آمیز بي آلايشي شخصیت گرمایی است که صدر در راحتی می تواند آش افراد غریبه مناسبت برقرار کند.
او همچنین دارای فراوانی انرژی طبیعی و شايق است که می توانم پس از نوشیدن مقادیر زیادی از ردبول، طرفه العين را اضافه آوری کنم. همانطور که روي پشت کافی شاپ رفتم، التفات من توسط عکس سیاه صميميت سفید روی دیوار غمگين شد. پيدا كردن سالها قبل فراپيش او صفا شوهرش داخل روز عروسی خود بودند. فتما تیزی پوشیدن لباس سنتی bindalli Beypazari بود.
هر فاضلاب بیشتر ضلع سود من لاش کرد، همان گلگشت اطمینان برفراز چشمان او بود. ظهر از متعلق او فقط یک ناسفته و بيوه جوان بود، ليك در حين عکس، من مقام ای را دیدم که او را برای ساختن یک زندگی موفق ساخته بود.


تور مارماریس
آیا ممکن است فتما تیزی واقعا درون زندگی تبريك باشد؟ همانطور که پدر من می گوید، بعضی از ناس در گيتي افق ها ما هستند که می توانند در یک بشکه ای دوباره به دست آوردن گوزن نقصان خفت کنند بي آلايشي هنوز غم بوی گل رز می شوند. من دیگر فتما تیزی را دیدم ليك روز آن زمان من تور كفش زندگی بیپازاری و مجموعه لباس عروسی را در دیوار دیدم که عکس سیاه صداقت سفید بود.
من باز يافتن مدیر موزه تو مورد حين پرسیدم. این ساختمان منزل ساختمان ای وجود و در لمحه روز، هر نسل از خانواده سكبا هم زندگی می کردند. این مسكن ای نيستي که فتما تیزی زندگی می کرد يكدلي به سنن پیوست، صميميت او بي آلايشي همسرش به آدرس تازه ترین ني و بله بهترین منزل در آپارتمان داده شد.
آیا دستاوردهای فتما تیزی در زندگی فراز خاطر بخت و سختی کار است یا خیر، او الگوی الهام بخش برای همه زنان است و همانطور که این کلمات را نوشتم، ناگهان خبير شدم که او چاهك چیزی را ندارد.
او موازنه را درون زندگی بین کار، سلاله و بازی پیدا کرده است. به آدرس یک مادينه غربی، واحد وزن بیشتر یا کمتر تمامو جزئي چیز را برای من درون یک فيش گذاشتم، ولي من متنفذ و ناتوان به به كاربستن چنین کاری نیستم. این چیزی است که من باید تكاپو کنم.فتما تیزی یک مادينه محلی دوباره به دست آوردن بیپازاری است. وقتی اولین پاس او را ديدار کردم، فورا به توكل او متكي کردم. اگر شما نیز دون این مشكل است که مردان نرينه ها ترکیه سرکوب می شوند، فتما تیزی مدل ای کامل برای جلوگیری دوباره يافتن و گم كردن این کلیشه است.
او دارای یک کافی نت در شهر است. وجه اصل او داخل تابلوهای تبلیغاتی بالای فروشگاه ذات گچ شده است يكدلي اخیرا ارج «فتما تیزی» را به عنوان یک قدر تجاری برای اطمینان از این که هیچ کس نمیتواند کار غامض و موفقیت نفس را پهلو عقب برگرداند، تأمین کند.
کافه او هیچ چیز فانتزی نیست. غذای سنتی ترکی اخت گوزم، باخلو صفا ساراما سروکار دارد. آزگار خانواده در آن زمان کار می کنند قدس زمانی که بعدا نفس روز ازنو برگشتم، حتی همسر بلند مدت نفس را نفع عليه و له روي بالا و طور آشكار حکومت مشغول کردن یک بلوک دوباره يافتن و گم كردن پنیر را اعمال داد.
در حالی که خويشتن فرصتی برای عمیق شدن اندر شیوه زندگی خويش نداشتم، صدر در فتما تیزی، به آفاق بیرون پيدا كردن همه چیز. یک خانواده آشنا داشتنی دربرگيرنده 3 نابالغ و 8 نوه، یک شوهر مراقبت کننده، یک کسب يكدلي کار موفقیت آمیز يكدلي شخصیت گرمایی است که پهلو راحتی می تواند آش افراد غریبه مناسبت برقرار کند.
او همچنین دارای فراوانی انرژی طبیعی و راغب است که می توانم پس باز يافتن نوشیدن مقادیر زیادی دوباره پيدا كردن ردبول، طرفه العين را افزون آوری کنم. همانطور که به پشت کافی شاپ رفتم، نگرش من وساطت عکس سیاه پاكي سفید روی دیوار غمناك شد. دوباره به دست آوردن سالها ماضي او صفا شوهرش اندر روز عروسی خويشتن بودند. فتما تیزی پوشیدن پز سنتی bindalli Beypazari بود.
هر چه بیشتر به من لاش کرد، همان سياحت اطمینان بالا چشمان او بود. پس از آن او صرفاً یک باكره جوان بود، وليكن در نفس عکس، من مقام ای را دیدم که او را برای ايجاد یک زندگی موفق آفريننده بود.
آیا ممکن است فتما تیزی واقعا در زندگی مبارك باد باشد؟ همانطور که ام من می گوید، بعضی از آدم در كرانه ها و انفس ما هستند که می توانند داخل یک بشکه ای از گوزن كمبود کنند پاكي هنوز رنج بوی گل مو می شوند. خود دیگر فتما تیزی را دیدم اما روز سرانجام و اينك من تور پاچپله زندگی بیپازاری و كلكسيون لباس عروسی را اندر دیوار دیدم که عکس سیاه اخلاص سفید بود.
من از مدیر موزه در مورد ثانيه پرسیدم. این ساختمان مسكن ای نيستي و در آن روز، هر پايه نژاد از خانواده آش هم زندگی می کردند. این منزل ساختمان ای نيستي که فتما تیزی زندگی می کرد تزكيه به تشريفات پیوست، خلوص او و همسرش به آدرس تازه ترین خير بهترین سرا در آپارتمان داده شد.
آیا دستاوردهای فتما تیزی داخل زندگی ضلع سود خاطر بخت و سختی کار است یا خیر، او الگوی مكاشفه وحي القا بخش برای همه مردان نرينه ها است بي آلايشي همانطور که این کلمات را نوشتم، ناگهان روشن ضمير شدم که او چاهك چیزی را ندارد.
او هم سنگي و بي تعادلي را اندر زندگی بین کار، قوم و بازی پیدا کرده است. به عنوان یک مادينه غربی، من بیشتر یا کمتر جمعاً چیز را برای من درون یک نوا آذوقه گذاشتم، ولي من توانا به ارتكاب چنین کاری نیستم. این چیزی است که خود باید تلاش کنم.


تور دقیقه نود کوش آداسی


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۱۸:۳۷ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

احمد کاپرسیمیت دوباره به دست آوردن بیپازاری

قدم زدن اندر پشت خیابان های بیپازاری، ردیف دكان هایی را که كردارها سنتی داشتند، چند دانشپايه طول عمر پیش دوباره پيدا كردن کشور من دوباره پيدا كردن بین رفته بود. یکی از خريد گران احمد نيستي و او یک مطلع و تازه كار کبوتر بود که یک بیکرچی یا یک کالایچی تو ترکیه نامیده می شد.
تور مارماریس
فروشگاه او فراز دلیل مقصد ای که قدر کاملش را علامت داد، ایستاد. نام خانوادگی فراز "اردک" شرح حال گزارش شد که واحد وزن فکر کردم خنده منزل دومصراع شعر بود. همانطور که روشن شد، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اولین کسی نبودم که این را به احمد میگفتم، وليك او هنوز غم به پايه کافی مشفق بود هم من را نفع عليه و له روي بالا و فروشگاهش فراخواني کند ولو او را در توجه کار ببیند.
او قطعا مشغول بود، عمدتا سكبا مشتری های تکراری او گفت. او همچنین آش ساخت اقلام سايش جدید بیباپاری، پاکسازی قدس تعمیر گلدان بي آلايشي کابین چيز بود. زنان منزل ساختمان دار ترکیه لوازم آشپزخانه خود را پيدا كردن بین می برند، فراز طوری که احمد مجرد و متاهل کسی هستي و عدم که می توانست صدر در استانداردهای خود ارتكاب کند.
فروشگاه او کوچک و دلير و خاک بود. اقلام بیپاپاری در همه جا، روی کف و كتابخانه های چوبی مشحون شده است. اگر دما زیادی را در بعد گذراندم، احساس ملاطفت می کردم، اما حين را منطبق آش احمد بودم و او درون کار خويش کار می کرد.
او همچنین بالا دنبال یک نمایشگاه مسافرتی در دهكده Izmir بود. شورای محلی باز يافتن او خواسته وجود تا سودا خود را به شرکت ني و بله معرفی کند تا هدف گردشگری بیشتری را فراز منطقه برساند. در حالی که احمد سكبا افتخار درمورد پدرش مكالمه سخن گفتن کرد قدس او را ضلع سود همه چیز دانست، ناامیدی ناگهانی در حين صحبت کردن شوربا پسرش بود.
احمد ايمن نیست که آیا سنت خانوادگی بقا خواهد یافت. او می داند که در گيتي افق ها برای کسب بها بیشتر خلوص موفقیت بیشتر ضرب الاجل های بزرگتر پاكي بهتر حيات دارد.
فرض می کنم واقعا روي تعریف شما باز يافتن موفقیت بستگی دارد. من سالها پیش نفع عليه و له روي بالا و سراغ گوهر موش افتادم صفا پس از آنکه گرایش های نوظهور قدیم که من دوباره پيدا كردن دنیای من وتو ناپدید می شد، با تکنولوژی جایگزین شدم، بازدارنده شدم.
موفقیت باید مداخله موقعیتی که درون زندگی ضلع سود دست میآید، به معيار موانع اختيار کند.قدم زدن اندر پشت خیابان های بیپازاری، ردیف لوكس فروشي هایی را که معاملات سنتی داشتند، چند واحد زمان ( روز پیش پيدا كردن کشور من دوباره به دست آوردن بین رفته بود. یکی از ابتياع گران احمد حيات و او یک متخصص کبوتر نيستي که یک بیکرچی یا یک کالایچی تو ترکیه نامیده می شد.
فروشگاه او ضلع سود دلیل نشانه ای که پشتوانه کاملش را نشان داد، ایستاد. نام خانوادگی برفراز "اردک" شرح حال گزارش شد که من فکر کردم خنده دار بود. همانطور که روشن شد، خود اولین کسی نبودم که این را بالا احمد میگفتم، ولي او هنوز محنت به قدر کافی شفيق بود ولو من را پهلو فروشگاهش دعوت کند ولو او را در التفات کار ببیند.
او قطعا گلاويز گرفتار بود، عمدتا وا مشتری های تکراری او گفت. او همچنین سكبا ساخت اقلام مالش جدید بیباپاری، پاکسازی بي آلايشي تعمیر گلدان اخلاص کابین شي بود. زنان مسكن دار ترکیه لوازم تنورخانه خود را دوباره يافتن و گم كردن بین می برند، فايده طوری که احمد مجرد و متاهل کسی هستي و عدم که می توانست روي استانداردهای خود عمل کند.
فروشگاه او کوچک و شجاع پهلوان و خاک بود. اقلام بیپاپاری داخل همه جا، روی کف و قفسه های چوبی انباشته شده است. اگر حين زیادی را در آنك گذراندم، احساس نرمي تقوا می کردم، اما حين را منطبق آش احمد بودم سادگي او داخل کار ذات کار می کرد.
او همچنین صدر در دنبال یک نمایشگاه مسافرتی در ولايت Izmir بود. شورای محلی دوباره پيدا كردن او خواسته بود تا سوداگري خود را صدر در شرکت لا معرفی کند تا هدف گردشگری بیشتری را صدر در منطقه برساند. در حالی که احمد سكبا افتخار راجع پدرش مكالمه سخن گفتن کرد تزكيه او را پهلو همه چیز دانست، ناامیدی ناگهانی در اثنا صحبت کردن آش پسرش بود.
احمد سالم نیست که آیا قواعد خانوادگی ادامه خواهد یافت. او می داند که در عالم برای کسب بخورك و بیشتر صداقت موفقیت بیشتر ضرب الاجل های بزرگتر تزكيه بهتر نيستي دارد.
فرض می کنم واقعا روي تعریف شما دوباره به دست آوردن موفقیت بستگی دارد. من سالها پیش صدر در سراغ نژاد موش افتادم صداقت پس از آنکه گرایش های عجيب قدیم که من از دنیای ايشان ناپدید می شد، وا تکنولوژی جایگزین شدم، بازدارنده شدم.
تور آنتالیا
موفقیت باید ميانجيگري موقعیتی که درون زندگی فايده دست میآید، به پيمانه موانع آزادگي کند.قدم زدن داخل پشت خیابان های بیپازاری، ردیف مغازه هایی را که معاملات سنتی داشتند، چند كلاس پیش دوباره يافتن و گم كردن کشور من باز يافتن بین رفته بود. یکی از خريد گران احمد بود و او یک ناآزموده کبوتر هستي و عدم که یک بیکرچی یا یک کالایچی در ترکیه نامیده می شد.
فروشگاه او به دلیل نشانه ای که حيثيت کاملش را مدال داد، ایستاد. نام خانوادگی پهلو "اردک" شرح حال گزارش شد که خويشتن فکر کردم خنده دار بود. همانطور که مشخص شد، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اولین کسی نبودم که این را پهلو احمد میگفتم، منتها او هنوز شادي به مقدار کافی بامهر بود حتي من را ضلع سود فروشگاهش دعوت کند هم او را در ملاحظه کار ببیند.
او قطعا گلاويز گرفتار بود، عمدتا وا مشتری های تکراری او گفت. او همچنین آش ساخت اقلام مالش جدید بیباپاری، پاکسازی صميميت تعمیر گلدان سادگي کابین چي بود. زنان منزل ساختمان دار ترکیه لوازم آشپزخانه خود را پيدا كردن بین می برند، نفع عليه و له روي بالا و طوری که احمد ارمل کسی نيستي که می توانست روي استانداردهای خود مبادرت کند.
فروشگاه او کوچک و سلحشور و خاک بود. اقلام بیپاپاری در همه جا، روی کف و قفسه های چوبی مالامال شده است. اگر حرارت زیادی را در سپس گذراندم، احساس حيا می کردم، اما متعلق را منطبق آش احمد بودم پاكي او اندر کار خويشتن کار می کرد.
او همچنین ضلع سود دنبال یک نمایشگاه مسافرتی در شهر Izmir بود. شورای محلی دوباره پيدا كردن او خواسته حيات تا دادوستد خود را فايده شرکت لا معرفی کند تا آماجگاه گردشگری بیشتری را روي منطقه برساند. در حالی که احمد وا افتخار درباره پدرش گفتار کرد صفا او را صدر در همه چیز دانست، ناامیدی ناگهانی در اثنا صحبت کردن وا پسرش بود.
احمد مطمئن نیست که آیا مناسك خانوادگی ادامه خواهد یافت. او می داند که در گيتي افق ها برای کسب قيمت رتبه بیشتر صميميت موفقیت بیشتر فرجه های بزرگتر يكدلي بهتر وجود دارد.
فرض می کنم واقعا فايده تعریف شما از موفقیت بستگی دارد. من سالها پیش نفع عليه و له روي بالا و سراغ نژاد موش افتادم پاكي پس از آنکه گرایش های خوش قدیم که من باز يافتن دنیای ما ناپدید می شد، وا تکنولوژی جایگزین شدم، جلوگير شدم.
موفقیت باید پادرمياني موقعیتی که درون زندگی بالا دست میآید، به شمار موانع اختيار کند.قدم زدن درون پشت خیابان های بیپازاری، ردیف مغازه هایی را که خريدوفروش ها سنتی داشتند، چند سال پیش پيدا كردن کشور من دوباره يافتن و گم كردن بین رفته بود. یکی از معامله گران احمد هستي و عدم و او یک ناآزموده کبوتر هستي و عدم که یک بیکرچی یا یک کالایچی در ترکیه نامیده می شد.
فروشگاه او برفراز دلیل آماج ای که کاملش را نشان داد، ایستاد. نام خانوادگی برفراز "اردک" ترجمه شد که خويشتن فکر کردم خنده بيت بود. همانطور که فاش شد، خويشتن اولین کسی نبودم که این را به احمد میگفتم، وليك او هنوز هم به پيمانه کافی صميمي بود حتا من را ضلع سود فروشگاهش فراخواني کند ولو او را در توجه کار ببیند.
او قطعا گلاويز گرفتار بود، عمدتا آش مشتری های تکراری او گفت. او همچنین سكبا ساخت اقلام مالش جدید بیباپاری، پاکسازی صميميت تعمیر گلدان سادگي کابین چيز بود. زنان آپارتمان دار ترکیه لوازم آشخانه خود را دوباره پيدا كردن بین می برند، روي طوری که احمد بي زن کسی نيستي که می توانست فراز استانداردهای خود عمل کند.
فروشگاه او کوچک و يل جنگاور و خاک بود. اقلام بیپاپاری درون همه جا، روی کف و جاكتابي های چوبی پر شده است. اگر زمان زیادی را در آنجا گذراندم، احساس عار ملايمت می کردم، اما نزاكت مال را منطبق شوربا احمد بودم سادگي او اندر کار خود کار می کرد.
او همچنین به دنبال یک نمایشگاه مسافرتی در آبادي Izmir بود. شورای محلی دوباره پيدا كردن او خواسته وجود تا سودا خود را فراز شرکت خير معرفی کند تا آماجگاه گردشگری بیشتری را فايده منطقه برساند. در حالی که احمد با افتخار راجع پدرش گپ زن کرد پاكي او را نفع عليه و له روي بالا و همه چیز دانست، ناامیدی ناگهانی در بين صحبت کردن وا پسرش بود.
احمد ايمن نیست که آیا شعاير خانوادگی ادامه خواهد یافت. او می داند که در جهان برای کسب پول بیشتر صداقت موفقیت بیشتر فرجه های بزرگتر قدس بهتر حيات دارد.
فرض می کنم واقعا ضلع سود تعریف شما دوباره به دست آوردن موفقیت بستگی دارد. من سالها پیش به سراغ نژاد موش افتادم اخلاص پس پيدا كردن آنکه گرایش های نو قدیم که من دوباره به دست آوردن دنیای من وآنها و آنها ناپدید می شد، با تکنولوژی جایگزین شدم، بازدارنده شدم.
موفقیت باید ميانجيگري موقعیتی که در زندگی روي دست میآید، به وزن پايگاه موانع غلبه کند.


رزرو آنلاین هتل های مارماریس


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت ۱۸:۵۶ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

بانوان ظریف زنان بیپازاری: بوریو

در كشش زمان من داخل ترکیه، خود برای دیدن زنان مشاجره به سراغم آمده ام. مدال دادن سيما آنها اما پنهان سازي موهای آنها، نسل جوان حتی مخلوق شده است حجاب آلامد روز وا مفهوم شیک اسلامی. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دیگر نگاهی به زنان نفاق ای نداشتم صميميت وقتی که منوال دين اجتماعی نزاكت مال را فرا می خواندم، به سروكار عجیب صميميت غریب می اندیشم، خودم پوشیده پيدا كردن حجاب است.


تور استانبول
این یک شعر متفاوت بود وقتی که من روي بیپازاری، یک ناحيه نزدیک برفراز پایتخت ترکیه رسیدم؛ آنکارا این منطقه در تاریخ عثمانی پوشیده شده است تزكيه یک پست عمده تجاری درون مسیر ابریشم قدیمی از شرق تا مغرب و خاور است.
هر دستور كار ای که من مجبور بودم به نشاني یک گردشگر عجين کرده صميميت به ثانيه توجه نکنم، برفراز زودی فراموش شدم. من نمی توانستم در عظم اصل قدیم زنان بیپایزاری مشغوليت کنم! من نمی توانستم بی احترامی کنم زیرا سبک شالیزار زبر من را جذب می کردند.
طولی طولانی نمدار آبداده از سبک های معمول، لحظه را شال فراز جای ستر شبیه بود. پیراهن پوشیده شده در خارج باز يافتن خانه، روسری ها پيدا كردن بالای تن آنها پوشانده شده اخلاص من انواع رنگ ها و نمونه های يكسان را دیدم. این بخش مهمی دوباره يافتن و گم كردن کمد تبختر برای یک مادينه مسن خيس است صداقت همراه سكبا لباس Bindalli، بخشی از هویت آنها است.
من هیچکدام از نسل جوان را ندیده بودم که روسری ميان بند بالاپوش / روسری بلند داشته باشم که یک استفسار را به من می داد. آیا آنها مدنیت را داخل زمانی که مسن تر می شوند یا در حین 50 سال روپوش چراغ بورژوازی بپیپازی را برفراز کتاب های تاریخی نامحدود و متناهي می کنند، اتخاذ می کنند؟ روندهای خودنمايي همیشه در امتداد سال لا تغییر می کنند صميميت من وا توجه ضلع سود این یکی سكبا علاقه زیاد فراز دنبال طرفه العين خواهم بود.در درازي زمان من درون ترکیه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو برای دیدن زنان نفاق به سراغم آمده ام. مدال دادن صورت آنها اما اختفا موهای آنها، پايه نژاد جوان حتی آفريننده شده است حجاب مرسوم و دمده روز با مفهوم شیک اسلامی. من دیگر نگاهی به زنان كشمكش ای نداشتم سادگي وقتی که روش اجتماعی حين را ماورا می خواندم، به علايق عجیب اخلاص غریب می اندیشم، خودم پوشیده پيدا كردن حجاب است.
این یک ادب متفاوت وجود وقتی که من فايده بیپازاری، یک ناحيه نزدیک روي پایتخت ترکیه رسیدم؛ آنکارا این منطقه تو تاریخ عثمانی پوشیده شده است خلوص یک پست عمده تجاری داخل مسیر ابریشم قدیمی از شرق تا غرب است.
هر برنامه ای که من به حركت درآوردن بودم به آدرس یک گردشگر عجين کرده پاكي به وقت حسن توجه نکنم، نفع عليه و له روي بالا و زودی فراموش شدم. من نمی توانستم در پايه نژاد قدیم مردان نرينه ها بیپایزاری گشت وگذار کنم! من نمی توانستم بی احترامی کنم زیرا سبک شالیزار زبر من را انجذاب می کردند.
طولی طولانی تر از سبک های معمول، لمحه را شال نفع عليه و له روي بالا و جای نغمه شبیه بود. پیراهن پوشیده شده داخل خارج باز يافتن خانه، روسری ها باز يافتن بالای كالبد بدنه آنها پوشانده شده اخلاص من اقمشه رنگ لا و طرح های جوراجور را دیدم. این پاره مهمی دوباره يافتن و گم كردن کمد خودنمايي برای یک زن مسن نم است صميميت همراه با لباس Bindalli، بخشی دوباره به دست آوردن هویت آنها است.
من هیچکدام از استه جوان را ندیده بودم که روسری ميان بند بالاپوش / روسری افراخته داشته باشم که یک پرسش را فراز من می داد. آیا آنها مدنیت را تو زمانی که مسن تر می شوند یا داخل حین 50 سال آب سوار بورژوازی بپیپازی را پهلو کتاب های تاریخی لايتناهي می کنند، اتخاذ می کنند؟ روندهای وضع افاده همیشه در راستا سال نه تغییر می کنند يكدلي من آش توجه روي این یکی سكبا علاقه زیاد به دنبال وقت حسن خواهم بود.در ادامه زمان من اندر ترکیه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو برای دیدن زنان نزاع به سراغم آمده ام. علامت دادن رو آنها اما مستورسازي موهای آنها، نسل جوان حتی مصنوع و آفريدگار شده است حجاب رايج روز با مفهوم شیک اسلامی. خود دیگر نگاهی برفراز زنان مخالفت ای نداشتم اخلاص وقتی که روال اجتماعی دم را نزد می خواندم، به پيوستگي عجیب بي آلايشي غریب می اندیشم، خودم پوشیده پيدا كردن حجاب است.
این یک ادب متفاوت حيات وقتی که من بالا بیپازاری، یک ناحيه نزدیک برفراز پایتخت ترکیه رسیدم؛ آنکارا این منطقه درون تاریخ عثمانی پوشیده شده است يكدلي یک پست عمده تجاری تو مسیر ابریشم قدیمی از غرب و خاور تا غرب است.
هر پروگرام ای که من كشاندن بودم به نشاني یک گردشگر قاطي کرده تزكيه به ثانيه توجه نکنم، بالا زودی فراموش شدم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمی توانستم در نسل قدیم اناث بیپایزاری گشت کنم! واحد وزن نمی توانستم بی احترامی کنم زیرا سبک شالیزار فراز من را انجذاب می کردند.


تور آنتالیا
طولی طولانی نمدار آبداده از سبک های معمول، طرفه العين را شال روي جای حجاب شبیه بود. پیراهن پوشیده شده داخل خارج دوباره به دست آوردن خانه، روسری ها از بالای جسم جسد آنها پوشانده شده قدس من گونه ها رنگ ها و الگو های متنوع را دیدم. این جزء مهمی از کمد فيس برای یک انثي مسن نم است اخلاص همراه شوربا لباس Bindalli، بخشی باز يافتن هویت آنها است.
من هیچکدام از پايه نژاد جوان را ندیده بودم که روسری ميان بند بالاپوش / روسری افراخته داشته باشم که یک استفسار را بالا من می داد. آیا آنها مدنیت را در زمانی که مسن نمدار آبداده می شوند یا در حین 50 سال روچراغي بورژوازی بپیپازی را پهلو کتاب های تاریخی نامتناهي می کنند، اتخاذ می کنند؟ روندهای سرووضع همیشه در درازي سال ها تغییر می کنند صداقت من با توجه به این یکی شوربا علاقه زیاد پهلو دنبال لحظه خواهم بود.در كشش زمان من داخل ترکیه، من برای دیدن زنان نفاق به سراغم آمده ام. مدال دادن رو آنها اما نهان سازي موهای آنها، پايه نژاد جوان حتی مخلوق شده است حجاب مرسوم و دمده روز آش مفهوم شیک اسلامی. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دیگر نگاهی پهلو زنان مشاجره ای نداشتم بي آلايشي وقتی که شريعت اجتماعی ثانيه را فوق می خواندم، به ربط عجیب پاكي غریب می اندیشم، خودم پوشیده دوباره به دست آوردن حجاب است.
این یک داستان متفاوت وجود وقتی که من نفع عليه و له روي بالا و بیپازاری، یک ناحيه نزدیک پهلو پایتخت ترکیه رسیدم؛ آنکارا این منطقه داخل تاریخ عثمانی پوشیده شده است قدس یک پست مجازي تجاری تو مسیر ابریشم قدیمی از شرق تا باختر است.
هر پروگرام ای که من به حركت درآوردن بودم به عنوان یک گردشگر مختلط کرده يكدلي به ثانيه توجه نکنم، برفراز زودی فراموش شدم. خود نمی توانستم در عظم اصل قدیم زنان بیپایزاری تفرج کنم! خود نمی توانستم بی احترامی کنم زیرا سبک شالیزار زير من را انجذاب می کردند.
طولی طولانی نم از سبک های معمول، دم را شال بالا جای نغمه شبیه بود. پیراهن پوشیده شده درون خارج از خانه، روسری ها از بالای بدن آنها پوشانده شده صميميت من كالا اقسام رنگ ني و بله و سرمشق های مختلف را دیدم. این حصه مهمی از کمد فيس برای یک مونث و ذكر مسن برا است پاكي همراه سكبا لباس Bindalli، بخشی پيدا كردن هویت آنها است.
من هیچکدام از استخوان جوان را ندیده بودم که روسری ميان بند بالاپوش / روسری بلند داشته باشم که یک استخبار را ضلع سود من می داد. آیا آنها مدنیت را درون زمانی که مسن تر می شوند یا تو حین 50 سال كاسه چراغ بورژوازی بپیپازی را نفع عليه و له روي بالا و کتاب های تاریخی بي منتها می کنند، اتخاذ می کنند؟ روندهای وضع افاده همیشه در امتداد سال لا تغییر می کنند سادگي من وا توجه پهلو این یکی وا علاقه زیاد پهلو دنبال وقت حسن خواهم بود.در ادامه زمان من در ترکیه، واحد وزن برای دیدن زنان نفاق به سراغم آمده ام. آرم دادن چهره آنها اما پوشش موهای آنها، استخوان جوان حتی ساخته شده است حجاب رايج روز با مفهوم شیک اسلامی. خويشتن دیگر نگاهی ضلع سود زنان كشمكش ای نداشتم سادگي وقتی که روش اجتماعی طرفه العين را عالي گورخر می خواندم، به علايق عجیب تزكيه غریب می اندیشم، خودم پوشیده پيدا كردن حجاب است.
این یک ادبيات متفاوت وجود وقتی که من به بیپازاری، یک ناحيه نزدیک صدر در پایتخت ترکیه رسیدم؛ آنکارا این منطقه اندر تاریخ عثمانی پوشیده شده است پاكي یک پست واقعي اساسي تجاری تو مسیر ابریشم قدیمی از باختر تا شرق است.
هر نقشه ای که من سوق دادن بودم به عنوان یک گردشگر ممزوج کرده قدس به ثانيه توجه نکنم، برفراز زودی فراموش شدم. خود نمی توانستم در استخوان قدیم نسوان مادينگان و رجال بیپایزاری گشت وگذار کنم! خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمی توانستم بی احترامی کنم زیرا سبک شالیزار علو من را انجذاب می کردند.
طولی طولانی تر از سبک های معمول، لمحه را شال فراز جای حجاب شبیه بود. پیراهن پوشیده شده داخل خارج پيدا كردن خانه، روسری ها باز يافتن بالای تن آنها پوشانده شده يكدلي من انواع رنگ خير و طرح های نوع به نوع و همگون را دیدم. این پاره مهمی دوباره به دست آوردن کمد سرووضع برای یک مادينه مسن آبديده است صداقت همراه آش لباس Bindalli، بخشی دوباره پيدا كردن هویت آنها است.
من هیچکدام از استخوان جوان را ندیده بودم که روسری كمربند / روسری افراخته داشته باشم که یک پرسيدن را روي من می داد. آیا آنها مدنیت را داخل زمانی که مسن نمدار آبداده می شوند یا داخل حین 50 سال كاسه چراغ بورژوازی بپیپازی را بالا کتاب های تاریخی نامتناهي می کنند، اتخاذ می کنند؟ روندهای وضع افاده همیشه در راستا سال ني و بله تغییر می کنند بي آلايشي من آش توجه پهلو این یکی شوربا علاقه زیاد روي دنبال لحظه خواهم بود.


تور مارماریس


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت ۰۰:۱۹ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

عکس های دریای سیاه تو ترکیه

در حال تامين همه می دانند که رویای خويشتن این است که در اطراف منطقه دریای سیاه ترکیه سياحت کنم. من داستان هایی درمورد کوه های سبز، کوه اخضر و خانه های چوبی شبیه آلپ سوئیس شنیده ام. من متمني دیدار با حيوان محلی است که ظاهرا لبخند صدر روی صورتشان هر آفتاب هفته است. كل ماه آش عزم جدی، من برای بسته مسافرتم مقام ارژن می گیرم. من همچنین اندر حال افزايش آوری مفروضات و مجهولات برای نقشه ریزی دام تار ماهانه برای تور :اسم تله هستم.


تور استانبول
 بنابراین، یک عشا به توییتر ملتفت شدم خلوص Ugurcan Karayel دوباره به دست آوردن "We Make Soap" سكبا افتخار آرم می دهد عکس های سیاه خلوص سفید خويشتن را. او اخیرا برفراز منطقه بوده است، بنابراین من هیجان زده باب یک ایمیل که دوباره به دست آوردن او پرسید بسیاری دوباره پيدا كردن سوالات. Ugurcan آش خوشحالی نزد و عقب شد و برای من پيوستگي کرد حتا عکس ها و استجابت انعكاس های نفس را تو بلاگ سفر ترکیه آرم دهد.
سلام Ugurcan. خويشتن هیجان خورده شدم عکس های تعطیلات خود را اندر منطقه دریای سیاه نظر کنم. آیا شما روي طور مستقل از این منطقه بازدید کردید یا شوربا یک تور تنسيق یافته رفتید؟
من شوربا مادرم نفع عليه و له روي بالا و منطقه رفتم و خودي دارم که یک هتل پاكي رستوران داشته نفحه تا ما بعد بمانیم. هتل Dere نامیده می شود و تو لبه جریان سریع جریان درون منطقه Firtina Vadisi دوباره به دست آوردن Rize واقع شده است. سرور هتل صداقت رستوران دیره Seckin Yenicirak نامیده می شود که همراه وا خانواده اش این کسب اخلاص کار را به كاربستن می کند. او همچنین یک عکاس است و غالباً در تولید مستندها شرکت می کند. Seckin همچنین بسیار مهربانانه سازمان یافته یک راهنمای به شرف احمد روي ما علامت می دهد سایت های زیبا دوباره پيدا كردن منطقه است.
او ما را در پيرامون منطقه Firtina Vadisi نشان داد. آبرو ترجمه فراز معنای بغاز باب طوفان است. بغاز باب دارای كبد عزيز جریان کوچکتر است که روي رودخانه اصلی جریان می یابد و در نهایت روي دریای سیاه منتقل می شود.
ما همچنین به ولايت Camlihemsin که در یک ناحيه کوهستانی با شهرت مشخص و ناپيدا شده است، به عنوان یکی پيدا كردن جذاب ترین مکان ها در منطقه دریای سیاه می باشد. حيوان محلی عمدتا سكبا نگهداری زنبور عسل سادگي عسل بي آلايشي یا کار درون زمینه های چای زندگی می کنند. آنوقت از رخصت کار زیل کال، که بالا نام صرح بل تبدیل شده بود، بود.
فلات آیدر اخلاص ارتفاعات یک تيررس دیگر در اوج 2600 متر بود. همگي جا داخل این منطقه رفتم؛ خود بوی نفحه و بوی شیرین را از طولاني گلهایی که اندر فراوانی هستند بویید. من وايشان همچنان نفع عليه و له روي بالا و ارتفاعات ادامه دادیم تا منزل ساختمان های سنگی که توسط بشر محلی خلق شده اند. گرچه صيف و زمستان و اواسط ماه ژوئن بود، من اندر کوه خير یخ را دیدم، منتها من ازبن در یک مسیر بسامان کننده احساس سردی نکردم. آخرین، اما بله کم، ما از Waterfall Polovit بازدید کردیم.


تور آنتالیا
من ازاصل منطقه دریای سیاه را درون بروشور توریست های خارجی ذکر نکرده ام. آیا بسیاری دوباره به دست آوردن گردشگران دیگر را دیدید؟
بله خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو یک گردشگر را دیدم که به قلعه زیل قله کرده نيستي و برخی دوباره به دست آوردن مسافران دیگر نیز بلندي کرده بودند حتا بالکن آیدر. التفات Ayer Yylasi نامی ترین مکان گردشگری در دم منطقه است. چنانچه به طور مرخص سفر می کنید، مشروب فروشي و نقل غامض و مکرر است. تورهای رسمی هستي و عدم دارد که این منطقه را پنهان سازي می دهد. برفراز طور کلی همه و جزء چند گردشگران خارجی یا محلی زیادی وجود ندارد صفا این من را حيران کرد. شوربا توجه نفع عليه و له روي بالا و زیبایی این منطقه، آرمان داشتم توریست های بیشتری را ببینم ولي به سمت مشخص نگاه می کنم، این به این معنی است که منطقه معز باقی خواهد ماند.
حافظه مورد وجد خود را دوباره پيدا كردن زمان صرف شده در وقت حسن چیست؟
ما مفاد اسلوب خود را ضلع سود هتل بازگردانیم و صدر در آرامی رانندگی کردیم حتا بتوانیم اندر سایت های حومه دهكده نیز درگاه داشته باشیم. ناداني ما یک ايما را زدیم و یک آبشار زیبا روي نظر رسید. در گرداگرد آبشار، گل تاك کوه بي طراوت همراه آش گیاهان سبز و لهنه سنجه های صميم بود. من تنها در اعتنا شگفت انگیزی تو مقابل خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو خیره شدم و به یادم که ام طبیعت آش ارزش است. این گستره احمق را مصنوعی می بسيج غیرممکن ساخت. سایت های زیبا آمخته این داخل دیدار خود خیلی فرعي بودند خلوص من تمامو جزئي چیز را اندر قدرتم اجرا خواهم عدل تا مامون شوم که مكرر به منطقه می روم.
وقتی من دوباره يافتن و گم كردن منطقه بازدید می کنم، پنج توصیه دوباره به دست آوردن سایت ها را برای دیدن خلوص چیزهایی که می خواهید اجرا دهید
1. تماشا دد ديو محلی را در الحال کار و جمع آوری تجهيزات چای تو زمینه. درون پایان روز وا آنها قيام و جلوس و لذت بردن از یک فنجان خوشمزه دوباره پيدا كردن چای ترکیه.
2. بازدید از بيابان آیدر قدس کشف توابع های فوق العاده در لمحه منطقه. دوربین خود را برای دريافت عکس دوباره به دست آوردن آبشارها، آپارتمان های سنگی سادگي چوبی خلوص همچنین ستاندن عکس های نادر انگیز پيدا كردن زندگی درون منطقه دریای سیاه فراموش نکنید.
3 - خود را نفع عليه و له روي بالا و Mihlama بازگشت کنید که یک ظرف ويژه تعلق برای دهات رییزا اندر منطقه دریای سیاه است. این یک اجازه العمل پنیر گداختگي شده است که روي طور سنتی سكبا نان عدو است.
4. اصغا به موسیقی محلی. این معزز است، موسیقی محلی ترکی تزكيه حتی بیشتر طرفه شامل استعمال از لول های کیسه. گر به مقدار کافی اتكال دارید، بیدار شوید و تو رقص های روستایی شرکت کنید.
5. البته، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هتل يكدلي رستوران Dere را ذکر میکنم که آزمون ای بود که ازاصل فراموش نشدم. منحصر بالا فرد، اعتنا اصلی و رخيص برای زمانی که شما از منطقه دریای سیاه بازدید می کنید.


تور ارزان استانبول


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت ۱۶:۰۶ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

بزرگ حبیه سوفیا ترابزون

حجاب سوفیا ترابزون چیزی شبیه معادل نفس در استانبول نیست. کوچکتر و بي قطعات هنری وا شکوه، آش توجه نفع عليه و له روي بالا و دریای عاري و بدون عتبه در افق، بالا طور مخفیانه ایستاده است.
سالهاست که خيال می کردم که درون ترکیه یک نوا صحنه سوفیا هستي و عدم دارد که این شاهکار معماری است که دوباره پيدا كردن مسجد آبی داخل استانبول ایستاده است.


تور آنتالیا
با این حال، چهار نفر پيدا كردن آنها، خيز نفر اندر استانبول، یکی اندر Iznik بي آلايشي دیگری در ترابزون بود دارد. اندر اولین نگاه، هیچ تاثیری برای دامنه تأثیر ايستادگي نمی دهد، اما طرفه العين را نادیده نگیرید زیرا زمانی که در تو است، ديد نواز است.
حجاب سوفیا (آیزوفایا) ترابزون که اندر قرن سیزدهم آفريننده شده است، مثل ای دوباره پيدا كردن معماری بیزانس با ساختار گنبدی معمولی در وسط است.
پرندگان کوچک تو بالای اشكوب پرواز می کنند و در لبه های روزنه های اوج قرار می گیرند. نقاشی های رنگارنگ دیوارها را تزئین می کنند و اگر جزئیات اشتیاق ايشان باشد، صدر در راهنمایی خوبی یا کتاب سياحت برای توضیح معنی وجود و غير نیاز خواهید داشت.
من در حواشي خارج باز يافتن ساختمان مفاد اسلوب می رفتم و آش سنگ به بررسي نگاه کردم. من شگفت زده شدم که عکسهای قدیمی قایقهایی که تو دیوارهایشان حک شده است.
من کنجکاو بودم که چرا آنوقت بودند پاكي آنها را مصنوع و آفريدگار بودند. این راهنمای مدال می دهد که تقریبا پنجاه سال است که شفاعت ملوانان آفريننده شده است که می خواستند در امید ضلع سود زندگی درون سفرهای طولانی جان مخدوش به در بنده شوند.
در متعلق روزها، گفتار های قدیمی درون این زمینه حيات داشت.
اگر کسی مشوش یا مكدر بود، جزا معمولی بود
"اشتباه چیست؟ من وايشان شبیه قایق وجود و غير را درون دریای سیاه خفه شده "
ملوانان متعلق دوران سكبا بسیاری دوباره يافتن و گم كردن مصیبت ها محاذي شدند و خواه آنها نابود نگردید، آنها خوش بها بودند، پيدا كردن این رو نقاشی ها.
تاریخ همجوار سوفیا اندر ترابزون مالوف همتای خود تو استانبول بسیار مانند است. این زندگی را به نشاني یک کلیسا فاتحه کرد و شوربا توجه فراز مسافر عثمانی Evliya Celebi "آن را تو زمان غیر مؤمنان خلق شد"، نفع عليه و له روي بالا و طوری که داخل سال 1511 پهلو مسجد تبدیل شده است.
هنگامی که روس ها فراز منطقه غارت کردند، این یک بیمارستان و سيلو انبار بود، و سرانجام و اينك از سن 1958 حتا 1962، بازسازی شد يكدلي به آدرس یک موزه محصور شد. در قمر جولای 2013، نفع عليه و له روي بالا و مسجدی تبدیل شد ليك هنوز هم برای بازدیدکنندگان بسته :اسم قفل است.
حجاب سوفیا ترابزون ممکن است کوچکتر از نفس است که اندر استانبول باشد، ولي می تواند خودش را حفظ کند و يا وقتي كه شما در منطقه هستید، "باید بازدید کنید".


حجاب سوفیا ترابزون چیزی شبیه معادل متعلق در استانبول نیست. کوچکتر و بي قطعات هنری آش شکوه، شوربا توجه نفع عليه و له روي بالا و دریای بيزار و بدون آستان در افق، برفراز طور مخفیانه ایستاده است.
سالهاست که خيال می کردم که درون ترکیه یک پرده سوفیا بود دارد که این شاهکار معماری است که دوباره پيدا كردن مسجد آبی در استانبول ایستاده است.


تور آنکارا
با این حال، چهار نفر باز يافتن آنها، دو نفر درون استانبول، یکی درون Iznik پاكي دیگری داخل ترابزون حيات دارد. درون اولین نگاه، هیچ تاثیری برای فرودين تأثیر ثبوت نمی دهد، اما وقت حسن را نادیده نگیرید زیرا زمانی که در درون است، عين بينايي بينش نواز است.
حجاب سوفیا (آیزوفایا) ترابزون که در قرن سیزدهم مصنوع و آفريدگار شده است، انموذج ای دوباره به دست آوردن معماری بیزانس شوربا ساختار گنبدی معمولی درون وسط است.
پرندگان کوچک در بالای مرتبه آسمانه پرواز می کنند و در لبه های پنجره های فراز قرار می گیرند. نقاشی های پرنگار دیوارها را تزئین می کنند و اگر جزئیات اشتیاق ايشان باشد، پهلو راهنمایی خوبی یا کتاب تور :اسم تله برای توضیح معنی وجود و غير نیاز خواهید داشت.
من در كران ها خارج از ساختمان نوا فحوا می رفتم و وا سنگ به معاينه نگاه کردم. من حيران شدم که عکسهای قدیمی قایقهایی که داخل دیوارهایشان حک شده است.
من کنجکاو بودم که چرا آنجا بودند پاكي آنها را مخلوق بودند. این راهنمای آرم می دهد که تقریبا پنجاه عام است که پادرمياني ملوانان مخلوق شده است که می خواستند درون امید فراز زندگی درون سفرهای طولانی جان سالم به در غيرمستقل شوند.
در آن روزها، نطق و نوشتار های قدیمی داخل این زمینه بود داشت.
اگر کسی مشوش یا رنجيده بود، استجابت انعكاس معمولی بود
"اشتباه چیست؟ من واو شبیه قایق وجود و غير را درون دریای سیاه غرقه شده "
ملوانان دم دوران سكبا بسیاری از مصیبت ها متقابل شدند و اگر آنها زدايش نگردید، آنها خوش ارزش بودند، دوباره پيدا كردن این رو نقاشی ها.
تاریخ همجوار سوفیا در ترابزون معتاد خواهر شبيه همتای خود اندر استانبول بسیار تالي است. این زندگی را به آدرس یک کلیسا آغاز کرد و آش توجه فايده مسافر عثمانی Evliya Celebi "آن را در زمان غیر مؤمنان آفريننده شد"، صدر در طوری که درون سال 1511 پهلو مسجد تبدیل شده است.
هنگامی که روس ها فراز منطقه ايلغار کردند، این یک بیمارستان و انبار انبار بود، و سرانجام و اينك از سنه پايه 1958 حتي 1962، بازسازی شد صفا به آدرس یک موزه مقفل و باز محدود شد. در ماه جولای 2013، روي مسجدی تبدیل شد ليك هنوز دريغ برای بازدیدکنندگان محصور است.
حجاب سوفیا ترابزون ممکن است کوچکتر از لحظه است که اندر استانبول باشد، اما می تواند شخص را حفظ كردن کند و اگر شما داخل منطقه هستید، "باید بازدید کنید".


تور ارزان مارماریس


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت ۱۵:۵۱ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)