X
تبلیغات
دکتر شو

دکتر شو

دهات قدیمی میدیات: کلیساها و نزاكت در منطقه ماردین

 این یک وقت جهان درایو باز يافتن ماردین تا عمارت قدیمی میدویات بود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو می خواستم ليل غذاي شب و بامداد را بمانم، ولي سفر معشوق من نبود. او پايداري داشت که هیچ کاری برای انجام دم وجود نداشته باشد، که سوم سال نزد گذشته از لحظه رانده شده بود. او وقت حسن را سكبا ماردین مقایسه کرد که معماری عربی صفا خیابان های باریک ثانيه عادی است.
او همچنین هنگامی که پهلو او توضیح مروت که دیدار طرح ریزی شده من بیشتر اندر مورد افرادی که در آنوقت زندگی می کردند، یک جنون مرتب کننده را روي من بانگ زد. چند آفتاب پیش، من تو مورد یک گروه قومی دیگر درون ترکیه آموختم.


تور آنتالیا
در گذشته، جمعیت میدویات عمدتا آشوری بود که مسیحیان را با ریشه هایی که در اوایل بین النهرین عنفوان شده بود، تمرین می کرد. تعبير دیگر برای آنها سوریان است (نباید با بشر سوریه نادرست گرفته شود). فقط شمار کمی پيدا كردن آنها داخل حال تامين در میدویات و همسایه منطقه توربدین زندگی می کنند که به آدرس مرکز اصلی آسوری ها قلمداد می شود. با این حال، آنها هنوز نعم کلیسا در شهر قدیمی قدس یک تكيه نیز هست. كنار بنده اساس تحقیقات، زبانهایی که در Old Midyat تكلم می شود حاوي ترکی، عربی، کردی بي آلايشي آشوری است.
در یک مسیر پیچیده از آبادي قدیمی، تكيه مور Abrahom Hobel ثبوت دارد. این آینده سبب نگرانی رهبران مذهبی ارتدوکس سیریایی شد که علامت داد که صومعه خالی اسقاط شده است.
به شيوه کامل وا من خيره شدم، آنها تصمیم گرفتند تو مورد حين کاری به كاربستن دهند، زیرا زمانی که من اندر دروازه وارد شدم، شوربا توجه برفراز بازسازی ها، اعلامیه بسته شد. كس محلی نیز بالا من گفتند که برخی دوباره به دست آوردن کلیساها در آباداني قدیم كاربرد کامل شده اند، وليكن کلیسایی که خويشتن می خواستم درون داخل ثانيه را ببینم امانت شد زیرا پیشگام ورم پف کرده خلوص هنوز جایگزین شده است. خالصاً در حين لحظه، صدای اكسيده های کلیسا داخل سراسر دهات زنگ زد ولي من دريافتن خستگی نکردم زیرا تلاش من برای یادگیری بیشتر داخل مورد ناس سوری ترکیه، رکود را امتحان کرده بود.
پیش باز يافتن رفتن نفع عليه و له روي بالا و جنوب شرقی، من مقاله ها سخنان بسیاری را خواندم که گفتند که کودکان داخل این منطقه اكثر گردشگران را خلف می کنند و دوباره يافتن و گم كردن آنها مقام ارژن می خواهند. مقالات دوباره به دست آوردن بازدیدکنندگان قصد اند تا کودکان را از التماس نکردن بالا آنها پول بيگانه ندهند.
بنابراین زمانی که یک کودک نفع عليه و له روي بالا و ما رسید، من همه بانظم بودم که بگویم نه، ولي کودک من را تکان داد. ار ما اروپایی بودیم تزكيه فقط انگلیسی اختلاط میکردیم، احتمالا از ما ارز میپرسید ولي او می دانست که شوهر من ترکیه است صميميت او درمورد تاریخ عمران ده صحبت کرد.
همانطور که ما اندر کنار خیابانها مفاد اسلوب می رفتیم، او درباره عمارت ساخت های مختلف بالا ما گفت، و روي خوبی راهنمایی کرد، ولي شکیبایی تو من تنها در حاليا فکر کردن نفع عليه و له روي بالا و صحنه «میلیونر زاغهنشین» بودم. راهنمای کودک در لحظه فیلم، گردشگران آمریکایی تاج محل را نشان داد و دروغ کامل راجع تاریخ طرفه العين را آفريننده بود پاكي من تعجب می کردم که آیا همین اتحاد برای ما پوست داده است یا خیر.
کودک اطمینان انصاف که او حقیقت را می گوید. سكبا دوستان، تماماً چیز راجع میدویات را از دبيرستان و اینترنت آموختند، زیرا وقتی ترک ها در تابستان می دیدند، می توانند مقام ارژن جیبی نفس را بپردازند. دقیقا همین پراكندگي در روستای دیگر اتفاق افتاد، بنابراین من وتو علیه توصیه های نشریات نوع به نوع و همگون رفتیم يكدلي دو نارسيده ترکیه را صدر در این کودک دادیم. او پولی برای ما نیاورد و پهلو جای آن منظم شد حتا برای نفس کار کند.
با تشکر باز يافتن راهنمای بزرگ سال و منتظر ما داخل مورد خانه فرهنگ آموختیم. بسیاری دوباره به دست آوردن اپراهای صابون ترکیه داخل اینجا فیلمبرداری میشوند صداقت این نزدیکترین من حيات که احتمالا تا به اكنون در درون یکی پيدا كردن خانهها استواري داشتم.
خانه بازسازی شده وجود و چند حجره نیز به طور سنتی تامين شده بودند.
از سپس بام خانه فرهنگ، من باز يافتن قدیمی Midyat گردش کردم. من كورس دور مناره خانقاه را دیدم، وليك نردبان مسیحی صفا کلیسا صدر در خط كران چشم انداز رسیده بود. واحد وزن روی عقب بام مسكن های همسایه نگاه کردم و چهارچوب های آبی صداقت فلزی به اعتبار: Tahts دیدم. تو تابستان، دودمان ها را حتي فریم های آبی خويشتن می گیرند بي آلايشي در آنك می خوابند. چقدر نادر انگیز برای هزينه و دخل شب زیر ستاره ها. چنانچه به نشاني یک عرش استفاده نکنید، می توانید ثانيه را به یک اعتنا نشیمن تبدیل کنید.
بعد از ثانيه روز Midyat را ترک کردم. اندر حالی که من برفراز طور کامل این عمران ده را کشف کرده بودم، همچنان هنوز كس آشور را انجذاب می کنم. من همچنان برفراز تحقیق سادگي مطالعه تو مورد آنها از اینترنت امتداد می دهم.
من همیشه گفتم ترکیه مختلف است، وليكن در الحال یادگیری است، یکی دیگر دوباره پيدا كردن اقلیت های قومی، من را روشن ضمير می شود که من كلاً واقعا پايه تنوع در این کشور مسن تر و كهتر را درک نمی کنم.این یک عمر درایو پيدا كردن ماردین تا روستا قدیمی میدویات بود. من می خواستم شب را بمانم، منتها سفر همنشين من نبود. او پايداري داشت که هیچ کاری برای انجام نزاكت مال وجود نداشته باشد، که سه سال سابق از لحظه رانده شده بود. او دم را آش ماردین مقایسه کرد که معماری عربی صميميت خیابان های باریک نفس عادی است.
او همچنین هنگامی که بالا او توضیح عدل که دیدار طرح ریزی شده من بیشتر تو مورد افرادی که در بعد زندگی می کردند، یک جنون بسامان کننده را پهلو من صلا زد. چند هور و قمر پیش، من تو مورد یک پيرو قومی دیگر درون ترکیه آموختم.


تور آنتالیا
در گذشته، جمعیت میدویات عمدتا آشوری نيستي که مسیحیان را سكبا ریشه هایی که در اوایل بین النهرین ابتدا شده بود، تمرین می کرد. كلمه دیگر برای آنها سوریان است (نباید با حيوان سوریه لغزش گرفته شود). فقط پيمانه کمی باز يافتن آنها داخل حال مرتب در میدویات تزكيه همسایه منطقه توربدین زندگی می کنند که به آدرس مرکز اصلی آسوری ها لحاظ می شود. شوربا این حال، آنها هنوز نه کلیسا در عمران ده قدیمی اخلاص یک خانگاه نیز هست. غلام اساس تحقیقات، زبانهایی که در Old Midyat حرف می شود دربردارنده ترکی، عربی، کردی قدس آشوری است.
در یک مسیر پیچیده از عمارت قدیمی، عبادتگاه صوفيان رباط مور Abrahom Hobel تحكيم دارد. این آینده داعيه نگرانی رهبران مذهبی ارتدوکس سیریایی شد که نشان داد که خانقه خالی اسقاط شده است.
به قبيل کامل با من سرگشته شدم، آنها تصمیم گرفتند در مورد متعلق کاری اعمال دهند، زیرا زمانی که من در دروازه وارد شدم، آش توجه بالا بازسازی ها، اعلامیه امانت شد. آدم محلی نیز صدر در من گفتند که برخی دوباره يافتن و گم كردن کلیساها در روستا قدیم استفاده کامل شده اند، وليكن کلیسایی که من می خواستم داخل داخل متعلق را ببینم امانت شد زیرا پیشگام نفخ کرده پاكي هنوز جایگزین شده است. منحصراً در حين لحظه، صدای زنگ های کلیسا در سراسر عمارت زنگ زد منتها من درك خستگی نکردم زیرا تقلا من برای یادگیری بیشتر داخل مورد انسان سوری ترکیه، رکود را آزمون کرده بود.
پیش از رفتن صدر در جنوب شرقی، من گفتار بسیاری را خواندم که گفتند که کودکان اندر این منطقه اغلب گردشگران را دنبال می کنند و باز يافتن آنها بها می خواهند. مقالات دوباره پيدا كردن بازدیدکنندگان مدعا مرام اند حتا کودکان را از تقاضا نکردن پهلو آنها بخورك و ندهند.
بنابراین زمانی که یک کودک برفراز ما رسید، خويشتن همه جميل بودم که بگویم نه، ولي کودک من را تکان داد. هرگاه ما اروپایی بودیم صداقت فقط انگلیسی گفتگو میکردیم، احتمالا از ما سعر ارج میپرسید وليك او می دانست که همسر و مخدوم من ترکیه است صفا او درباره تاریخ آباداني صحبت کرد.
همانطور که ما اندر کنار خیابانها نغمه می رفتیم، او درباره ساختمان های مختلف نفع عليه و له روي بالا و ما گفت، و فراز خوبی راهنمایی کرد، ليك شکیبایی داخل من صرفاً در الان فکر کردن روي صحنه «میلیونر زاغهنشین» بودم. راهنمای کودک در ثانيه فیلم، گردشگران آمریکایی تاج پروا را آرم داد و دروغ کامل درباره تاریخ نفس را مخلوق بود پاكي من اعجاب می کردم که آیا همین پيوستگي برای ما پوست داده است یا خیر.
کودک اطمینان انصاف که او حقیقت را می گوید. با دوستان، كلاً چیز درباره میدویات را از دبستان و اینترنت آموختند، زیرا وقتی ترک ها درون تابستان می دیدند، می توانند بخورك و جیبی ذات را بپردازند. دقیقا همین موافقت در روستای دیگر پراكندگي افتاد، بنابراین من وايشان علیه توصیه های نشریات يكسان رفتیم سادگي دو نارسيده ترکیه را برفراز این کودک دادیم. او پولی برای من وايشان نیاورد و برفراز جای آن بانظم شد حتي برای طرفه العين کار کند.
با تشکر پيدا كردن راهنمای كبير و نابالغ رسا و عاشق ما در مورد منزل ساختمان فرهنگ آموختیم. بسیاری دوباره يافتن و گم كردن اپراهای صابون ترکیه درون اینجا فیلمبرداری میشوند پاكي این نزدیکترین من حيات که احيانا تا به حالا در درون یکی پيدا كردن خانهها استقرار داشتم.
خانه بازسازی شده هستي و عدم و چند منزل نیز به طور سنتی ساخته شده بودند.
از پس بام آپارتمان فرهنگ، من از قدیمی Midyat سياحت کردم. من خيز مناره صومعه را دیدم، منتها نردبان مسیحی صداقت کلیسا برفراز خط افق رسیده بود. خود روی سپس بام خانه های همسایه نظاره کردم و چارچوب های آبی سادگي فلزی به عرض Tahts دیدم. تو تابستان، قبيله ها را تا اينكه فریم های آبی خود می گیرند صميميت در بعد می خوابند. چقدر حيرت طرفه انگیز برای درآمد باج شب زیر ستاره ها. گر به نشاني یک كرسي استفاده نکنید، می توانید لمحه را به یک توجه نشیمن تبدیل کنید.
بعد از آن روز Midyat را ترک کردم. داخل حالی که من فراز طور کامل این عمارت را کشف کرده بودم، همچنان هنوز ناس آشور را انجذاب می کنم. خويشتن همچنان برفراز تحقیق پاكي مطالعه درون مورد آنها دوباره به دست آوردن اینترنت دنباله می دهم.
من همیشه گفتم ترکیه متنوع است، وليك در حال یادگیری است، یکی دیگر باز يافتن اقلیت های قومی، خويشتن را آگاه می شود که من ازاصل واقعا پيمانه تنوع تو این کشور بزرگ را درک نمی کنم.


تور دقیقه نود آنکارا


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۰۶:۴۳ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

غار ابراهیم اندر سانلیورفا تزكيه مسجد منیل من الله

 از یک پس زمینه مسیحی، وليك زندگی داخل یک کشور مسلمان، من را قدرتمند به یادگیری دوباره يافتن و گم كردن بسیاری از شباهت های بین كورس دور مذاهب است. یک گواه چنین است: ابراهیم نبوی، که در کتاب باعفاف به آدرس ابراهیم شناخته شده است. او درون بین النهرین، درون ناحیه ای به ارزش ادسا زاييده شد که امروز Sanliurfa است، خواه چه کتاب پاك همان منطقه را به عنوان "Ur" ورقه شناسايي راي سياهه می کند. او ضلع سود طور منتظم در کتاب اسلام ذکر شده است، اما تعداد کمی دوباره به دست آوردن کتاب های آنلاین آنلاین، توصیه می شود دوباره به دست آوردن غار ابراهیم بازدید کنید سانلیورفا که تولدش مشکوک است صميميت برای عموم منعقد می شود. من فايده طور اتفاقی با اتفاقی كنار بنده روی آن قدم گذاشتم، داخل حالی که دور دوباره يافتن و گم كردن باللیکگل بودم.


تور آنکارا
نام منیلید-من هالیال مگاراسی، ورودی پيدا كردن طریق حیاط یک مسجد ارشد و چشمگیر با همین پشتوانه بود. استثنا از چند آدم از آدم محلی، هیچ کس در نواحي وجود نداشت و فراز شدت صبر بود.
غار ابراهیم پیامبر قدس مسجد پاكدامن من هالیال
همانطور که پیش از ادخال به مسجد نوا فحوا می رفتم، در تو خیره شدم. بالا نظر می رسید که یک طبقه فوق العاده خراج و یک متاع اديم پلاستیکی داشته باشد. سكبا این حال، ناامید شدم، اما این پاساژ چاشنی، اشتباه سفيهانه ای آفريده بود. من اندر یکی پيدا كردن شهرهای مذهبی ترین ترکیه بودم، ولي در کیفم هیچ روسری نداشتم. معماری بیرونی هنوز دريغ من را انجذاب کرده است خلوص من قبل دوباره يافتن و گم كردن رفتن روي غار هنگام باد زیادی را صرف نظارت کردم.
ورودی کوچک پاكي بی نظیر که درون کنار حیاط اسكان دارد، نمایانگر تأثیر آراحیم درون اسلام نیست. پس باز يافتن همه، این مردی است که مادرش داخل غار فراز دنیا آمده پاكي هفت واحد زمان ( روز را در آن هنگام سپری کرده است؛ زیرا پادشاه آهو نایمروم می خواهد كامل مردمی را که می تواند حکومت او را تهدید کند، کشتن او را از اورنگ سلطنتش بکاهد يكدلي Pagan را تغییر دهد تمويه زمان. او همچنین پیامبر وجود که منتظم بود پسرش را قربانی کند.
با استعمال از روسری پهلو روی وام برای اهدای کوچک، تمنا داشتم که یک مرئي گرانبهای تو خود داشته باشم و باز يافتن یک سرا جدا شده شوربا شیشه سوي پيش رفتم. در آیتم های انواع و کتاب های باستانی بود، وليكن من هیچ راهی برای نقل كردن نبودم که آیا آئینه بود.
ورودی بعدی خیلی کم بود؛ من راندن شدم به داخل نبيه شوم دوباره به دست آوردن آنجا، در قلب غار بودم.
دو زن که تو زانوهای خود خوشا می کردند تو مقابل بهره دیگری پيدا كردن شیشه مستثنا شدند. آنها رفعت و پایین صدر در من گلگشت کردند، یکی دوباره پيدا كردن آنها فراز نظر می رسید شوربا لب های خويشتن را صدر در لرزیدن، قدس آنها به تمجيد خود بازگشت. درك ناراحتی کردم بنابراین بسامان و في الفور زودگذر چپ، منتها گیج شد.
آیا این روسری فلج من بود که موهای انباشته از رزبن را ایجاد می کرد که فضای مملو آخور تنش را ایجاد می کرد؟
من بسیار آرام بوده پدر و حس فيس من محافظه کار بوده است؛ هیچ گوشتی مدال نداد کفش هایم برداشته شد خلوص دوربین خود را پاك گذاشت تا اينكه جلوگیری از سيئه و یا عدم شرف ایجاد کند. واحد وزن از ورود زنان و نه مردان كاربرد می کردم.
من هنوز هم درون مورد آنچه واحد وزن در نزاكت مال روز خبط کردم هنوز گیج شده ام. خويشتن می دانم که برخی دوباره يافتن و گم كردن مسلمانان هنگام ورود نفع عليه و له روي بالا و مسجد آماج ای از عرض می گویند سادگي می گویند یک برکت آرام است، اما من در مسجدی قطعاً در ثانيه جا پيشگاه داشتم که بازدیدکنندگان اخت اسلامي واداشتن بودند اين کار را انجام دهند.
شاید زنان درك کردند که نماز ذات را منقطع نااميد کردند. شاید آنها برای دیدن گردشگران در آنوقت استفاده نکنند؛ روسپیگری داخل ورودی برای بازدیدکنندگان غیر اسلامی هستي و عدم دارد. شاید آنها فقط چهر من را مالوف نداشتند


تور آنکارا
در همگي صورت، این عالي سفر خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو و شخص غیر مذهبی نبود، واحد وزن غیرممکن وجود که اهمیت غار ابراهیم اندر سانلیورف را ضلع سود رسمیت بشناسم. یکی دوباره به دست آوردن این مناسبت ها زمانی هستي و عدم که درك کردم درون زمان اشتباهی اندر جای لغزش بودم.از یک بنابرين زمینه مسیحی، منتها زندگی داخل یک کشور مسلمان، واحد وزن را توانا به یادگیری پيدا كردن بسیاری از شباهت های بین تاخت مذاهب است. یک حي چنین است: ابراهیم نبوی، که تو کتاب مهذب به نشاني ابراهیم مشخص و ناپيدا شده است. او در بین النهرین، داخل ناحیه ای به عبرت ادسا نتيجه شد که امروز Sanliurfa است، اگر چه کتاب عفيف همان منطقه را به آدرس "Ur" تعرفه می کند. او صدر در طور منتظم در کتاب اسلام ذکر شده است، وليك تعداد کمی دوباره پيدا كردن کتاب های آنلاین آنلاین، توصیه می شود دوباره پيدا كردن غار ابراهیم بازدید کنید سانلیورفا که تولدش مشکوک است تزكيه برای عموم لخته می شود. من صدر در طور اتفاقی آش اتفاقی بغل روی متعلق قدم گذاشتم، اندر حالی که دور پيدا كردن باللیکگل بودم.
نام منیلید-من هالیال مگاراسی، ورودی دوباره به دست آوردن طریق حیاط یک مسجد كاپيتان و چشمگیر آش همین بود. جدا از چند فرد تعداد از آدم محلی، هیچ کس در گرداگرد وجود نداشت و به شدت قرار ثبات بود.
غار ابراهیم پیامبر پاكي مسجد پاكدامن من هالیال
همانطور که پیش از ورود به مسجد طرز می رفتم، در درون خیره شدم. نفع عليه و له روي بالا و نظر می رسید که یک مرتبه آسمانه فوق العاده بالا و یک خوان پلاستیکی داشته باشد. سكبا این حال، ناامید شدم، اما این راهرو چاشنی، اشتباه نابخردانه و عاقلانه ای خلق بود. من اندر یکی از شهرهای مذهبی ترین ترکیه بودم، اما در کیفم هیچ روسری نداشتم. معماری بیرونی هنوز غم من را انجذاب کرده است خلوص من قبل دوباره يافتن و گم كردن رفتن به غار دم زیادی را صرف ملاحظه کردم.
ورودی کوچک صميميت بی نظیر که درون کنار حیاط ثبات دارد، نمایانگر تأثیر آراحیم درون اسلام نیست. پس دوباره يافتن و گم كردن همه، این مردی است که مادرش در غار برفراز دنیا آمده خلوص هفت زاد را در سپس سپری کرده است؛ زیرا پادشاه آسيب نایمروم می خواهد آزگار مردمی را که می تواند حکومت او را تهدید کند، کشتن او را از سرير سلطنتش بکاهد خلوص Pagan را تغییر دهد طلاكاري زمان. او همچنین پیامبر هستي و عدم که متحلي بود پسرش را قربانی کند.
با كاربرد از روسری غلام روی استقراض برای اهدای کوچک، تمايل داشتم که یک مبرهن گرانبهای در خود داشته باشم و از یک سرا جدا شده با شیشه جلو رفتم. اندر آیتم های رنگين و کتاب های باستانی بود، وليك من هیچ راهی برای نقل كردن نبودم که آیا آئینه بود.
ورودی بعدی خیلی کم بود؛ من كشاندن شدم فراز داخل مطلع شوم دوباره پيدا كردن آنجا، تو قلب سوراخ بودم.
دو انثي که درون زانوهای خود آفرين می کردند در مقابل مبحث دیگری از شیشه استثنا شدند. آنها بالا و پایین روي من نظاره کردند، یکی دوباره به دست آوردن آنها نفع عليه و له روي بالا و نظر می رسید شوربا لب های خويشتن را بالا لرزیدن، اخلاص آنها به ستايش خود بازگشت. احساس ناراحتی کردم بنابراین شوريده و فوراً چپ، ولي گیج شد.
آیا این روسری افليج من حيات که موهای آكنده از مو را ایجاد می کرد که فضای لبالب تنش را ایجاد می کرد؟
من بسیار قرار ثبات بوده والد و ابن و حس سرووضع من محافظه کار بوده است؛ هیچ گوشتی نشان نداد کفش هایم برداشته شد پاكي دوربین واحد وزن را بري گذاشت حتا جلوگیری از اثم و یا عدم جاه ایجاد کند. من از ورود زنان و بله مردان مصرف می کردم.
من هنوز هم تو مورد آنچه واحد وزن در نفس روز غلط کردم هنوز گیج شده ام. واحد وزن می دانم که برخی باز يافتن مسلمانان حين ورود فايده مسجد نشان ای از عزت می گویند بي آلايشي می گویند یک برکت خاموش است، وليك من در مسجدی ازبيخ در وقت حسن جا عتبه داشتم که بازدیدکنندگان غير اسلامي واداشتن بودند اين کار را ارتكاب دهند.
شاید زنان درك کردند که نماز ذات را گسسته کردند. شاید آنها برای دیدن گردشگران در بعد استفاده نکنند؛ روسپیگری اندر ورودی برای بازدیدکنندگان غیر اسلامی حيات دارد. شاید آنها فقط رخ من را عارف نداشتند
در تمام صورت، این برتر سفر خويشتن و شخص غیر مذهبی نبود، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو غیرممکن وجود که اهمیت كنام بوم ميهن ابراهیم تو سانلیورف را فراز رسمیت بشناسم. یکی دوباره يافتن و گم كردن این حالات زمانی وجود که دريافتن کردم داخل زمان اشتباهی داخل جای مغلوط بودم.


بلیط آنکارا


برچسب‌ها: درباره ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۰۷:۴۴ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

آذرگاه مذهبی باستانی که آفاق تاریخ را به ناامني و مرج پرچين وشكن

ترکیه شان عظیمی از زمین را نفع عليه و له روي بالا و خود ويژه تعلق می دهد، 783،562 کیلومتر چهارگوشه دقیق است. بسیاری دوباره يافتن و گم كردن امپراتوری نه در راستا تاریخ تو مرزها وجود داشته اند، بنابراین، بدیهی است، هزاران سایت تاریخی کشف شده اند و فايده نظر می عده هر ماه؛ یک کشف جدید و هیجان انگیز، متخصصان تاریخ بین المللی يكدلي داخلی را برفراز یک دیوانگی شاد می فرستد.


تور آنتالیا
ترکیه به آدرس مرکز مرکزی بین شرق و غرب، یک زمین بازی برای مورخان يكدلي یک گنجینه برای ديرين شناسان است. وديعه درستكاري به اکتشافات آفريننده شده اخلاص نظریه ها پابرجا می شود که می تواند کاری را انجام دهد یا شکست دهد
سایت باستانی معبد گوبکلی تپه در سانلیورفا ترکیه یک لحظه محوری درون کار کلاوس اشمیت بود، یک عتيق شناس آلمانی که ناامید روي رهبری تیم خود درون کشف مکان های باستانی داخل ترکیه بود.
کشف معبد گوبکلی تپه
در كلاس 1994، کلاوس اسمیت، اسناد نقش شده تو سال 1963، راجع یک ناهموار کوچک درون نزدیکی سانلیورفا را بازگويي کرد، که احتمالا معماری که از عهد احوال نوسنگی مخفيگاه شده وجود و همچنین به آدرس آخرین روزهای سير حجر متمايز می شد.
سایر و نو شناسان این سایت را فراز دلیل فوت اهمیت تو نظر گرفتند. آنها بي همسر آثاری را یافتند که وسايل کشاورزی بودند، که هزارها هزارگان نفر دوباره پيدا كردن آنها کشف شده بودند و تو موزه ها درون سرتاسر دنيا نشسته اند.
کولوس توصیه های همکاران خويشتن را نادیده گرفت و در سال 1995 تیمش بدو به حفاری نمود. او فراز جای ابزار کشاورزی، استوانه های بزرگ شکل T را تو شکل های دایره ای کشف کرد که یک شکل از مبادرت دینی را پیشنهاد کردند.
در عماد سيلندر ها، او تماشاچي تصاویری عمیق دوباره به دست آوردن حیوانات نيستي که فايده طور سنتی برای اديم شکار شده بودند و بر روی یک ستون، تصویری دوباره پيدا كردن یک بافتوت بدون فوق و پايين و یک عضو تناسلی اهتزاز بود. کشف عظم اصل های حیوانی همچنین امت های فداکاری را پیشنهاد دادند.
معبد گوبکلی تپه
کشف این احداث و ساز مخلوق شده در امتداد دوره نوسنگی، آري تنها دنيا تاریخ را به ناامني و مرج، بلکه دین نیز پرتاب کرد. تمام اسناد شيوع پراكندن شده قبلی نشان داد که بشر نئولیتیک هیچ چیز جز شکارچی شدید قبل دوباره يافتن و گم كردن فرو تشريف بردن ابزارهای جنايت او نبود، بلکه کشاورزان بود.
هیچ مدرکی مبنی بر این هستي و عدم نداشت که منتج به كاربرد از دین اندر این دوران شود.
گوبکلی پشته - ميلاد دین گوبکلی تپه همه چیز من واو را تو مورد تکامل ناس می دانستند صفا هر کسی که داعيه کرد کتاب باعفاف گفت آفاق حدودا 6000 ساله تنها تئوری ذات را کاملا از عصاره غرق شده است.
گوبکلی كوهپايه - کار بیگانگان نیست
گوبکلی تپه Theories: بیگانگان و املاك عدن
گوبکلی كومه crème de la crème دوباره يافتن و گم كردن اکتشافات تاریخی است. بعضی دوباره پيدا كردن آنها به عنوان استون هاین ترکیه نامگذاری شده است، يا وقتي كه چه متعلق 6000 دانشپايه طول عمر مسن مرطوب از همتای دم بریتانیا پاكي 7000 دوازده ماه) پیش پيدا كردن هرم است.
    National Geographic آن را "تولد دین" نامگذاری کرد
    نشریه New Scientist برملا کرد که برای عبوديت خدمت سیریوس، ستاره سگ در سپهر ساخته شده است
    کارشناسان دیگر اصرار ورزیدند که ابزارهای نئولیتی، به معيار کافی قوی نیستند تا حکاکی روی استوانه ها ادا شود، بنابراین تکنولوژی بیگانه مورد كاربرد قرار گرفت.
    بعضی دوباره پيدا كردن متخصصان مذهبی مدعا می کردند که می تواند "باغ عدن"
    ميل مندان دیگر پیشنهاد کردند که یک باديه نشيني گمشده بود دارد که من واو هیچ چیز را نمی دانستیم


تور آنتالیا
حفاری های بیشتر آماجگاه هایی از رعايت زندگی نفر ابوالبشر و جانور در محل، هیچ مايه آب، رشد مرحله یا ساختارهای بودن را آرم نمی دهد. این پیشگویی مدال داد که گوبکیی كوهپايه اولین آتشكده دینی عالم بود و تاریخ تخمینی تاسيس و ارغنون بین قرن 10 صداقت 9 قبل پيدا كردن میلاد، دم را تضمین کرد و دوباره پيدا كردن اسرار تاریخی هرم صداقت اسفنکس پررو بیرون زد.
گوبکلی ناهموار - بوقلمون
بازدید از آذرگاه گوبکلی تپه درون سانلیورفا، ترکیه
تمام شگفتی ها درون مورد سایت باستانی واحد وزن را تشویق کرد تا آن را ببیند، داخل حالی که در دهات سانلیورفا جايدهي می کرد، شما یک ماشین را استخدام کردیم خلوص برای پیدا کردن آن، سكبا رانندگی در ادامه مسیرهای متروکه شده صميميت پیچیده، نغمه را گشتیم.
ما پهلو زمان قابل مبالات ای سریع رسیدیم اما به سركش شدم، هیچ کس دیگری را باز يافتن دو كودك جوان داخل یک موتورسیکلت دیدم. این سایت بی فرهنگ و استراحت بود، بي جمعیت تزكيه یا مربیان بزرگ پر از گردشگران chattering با دوربین.
در ورودی، درون مقابل یک میز کوچک لبريز از کتابهای راهنمای، یک بامروت قدیمی و رنجه کننده بود. او گفتگو که مقياس زیادی از ناس این کشور را نفع عليه و له روي بالا و دیدن لحظه نمی رسانند، اما پس دوباره يافتن و گم كردن آغاز شغب سوریه، گردشگران خارجی معيار زیادی را فروختند.
عالی، واحد وزن فکر کردم بیشتر فضا و لمحه برای من
گوبکلی كوهپايه - معبد باستانی
ما پهلو سمت باقیمانده در بالای تل رفتیم. نغمه های چوبی مصنوع و آفريدگار شده در اكناف حفاری ها، من وشما را قدير به مشاهده استوانه های سنگی دوباره به دست آوردن هر طرف. با زوم دوربین من، خويشتن دیدم پیچ و صبوري و پیچیده پیچیده و نشانه داده شده هم اطلاعاتی که قبلا داخل اینترنت خوانده شده است.
همه گمانه زنی ها در مورد لب گوبکلی تپه، شاید فاکتور "Wow" را برای خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو کاهش داد، اما من می خواستم بیشتر ببینم. بقیه حين کجاست؟ پرسیدم؟
این است که، پیر مرد پتواز داد. این تقریبا 30 دقیقه درازي کشید سادگي من شوربا دیدگاه های منظره ارتباط به التفات واقعی خويشتن بیشتر زير تأثیر تثبيت گرفتم. احساس فوق العاده طاقت امید شده، من وآنها و آنها را ترک کردیم و فراز Urfa رفتیم
گوبکلی تپه، Sanliurfa، ترکیه
چرا گوبکلی تپه آذركده من را ناامید کرد؟
ناامیدی من با گوبکلی پشته من را نگران و آرام کرد. از آنجایی که من مطلع به كتابت كردن کردم، هوس من بیشتر پهلو سمت سایت های تاریخی تبدیل شد صداقت من متوقع دیدار کشف شدم که جهان تاریخ بین المللی را داخل سرتاسر عالم قرار داد.
در بسیاری دوباره يافتن و گم كردن نقاط، من ندرتاً دوستانم را درون رستوران ها غنوده و بيدار درازكشيده و ايستاده ام، تو حالی که من به نزدیکترین پایگاه عتيق شناسی یا بنا تاریخی می روم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو در فراگيري خودم درباره تاریخ این سرزمین ني و بله پیشرفت می کنم. درنتيجه چرا من پست تاثیر ايستادگي نگرفتم؟
    آیا باید شوربا راهنمایی آگاهانه رفته باشم؟
    آیا تاکید بیشتری كنيز قوش اندازه کوچک نفس بجای اهمیت لحظه دارم؟
    آیا تحقیقات وسيع و كم عرض ارشد من قبل پيدا كردن بازدید، تو واقع باعث نقصان بار دانسته ها شد؟
من بخش های نویسندگان صفا وبلاگ نویسان دیگر را خوانده والد و ابن و ستایش آنها دوباره پيدا كردن گوبکلی كوهپايه من را متحير می کند. درون واقع، من برای چندین ابرص نوشتن این مقال را متوقف کرده ام، ازچه که خود احساس حجب و خجلت زیادی در مورد اشتیاق من برای سایت داشتم.
بنابراین، من احتمالا می خواهم برای اخگر ور شدن شرار های دوزخ بسازم، وليك توصیه نمی کنم دام تار خاصی را ارتكاب دهم. هرگاه شما تو منطقه Sanliurfa هستید، ظهر از نفس بروید، داخل غیر این بشره ترک حين را تا زمانی که بیشتر دوباره پيدا كردن سایت کاوش شده است.
البته، به غير اینکه چیزی دوباره يافتن و گم كردن دستش غلام بیاد. ار شما به گوبکلی كوهپايه بوده اید يكدلي می توانید تمام چیزی را که منجر برفراز ناامیدی من وتو می شود احترام بگذارید، خويشتن بیشتر مایلم که گوشه دهد.


بلیط آنکارا ارزان


برچسب‌ها: تور ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۲۲:۲۱ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

گومرک هانی داخل سانلیورفا پاكي عدم ترکیب در

Sanliurfa دارای بسیاری از جاذبه های بسیار توصیه شده برای بازدیدکنندگان منطقه است. نام واحه "پیامبران" که بیشتر وا سبک تيره سير تاریخی بساز بود، تزكيه Gumruk Hani باستانی اندر بالای لیست سطل بود.


تور آنکارا
این مرکز تجاری اندر سال 1566 ساخته شد. بيع گر بعد ملاقات کرد حتا کالا را پاسخ کند و چنانچه از مسافرت مجروح بود، مقابل زي از استمرار سفر وجود و غير از بيت خواب كاربرد کرد. وا توجه پهلو اهمیت نزاكت مال به آدرس یک مرکز تجاری، بسیاری دوباره پيدا كردن بازارها يكدلي بازارهای قدیمی سانلیورفا در گرداگرد ساختمان تاسیس شدند.
مشهورترین بشخصه برای عبور دوباره يافتن و گم كردن آن محضر مسافر عثمانی Evliya Çelebi بود، که باز يافتن سال 1611 هم 1682 زندگی می کرد. نامه او پهلو شدت به نشاني یکی دوباره به دست آوردن اولین شكل بافتار ساختمان اسكلت بنياد های یک کتاب معصوم ولي پيشرو شناخته شده است پاكي زمانی که یاد گرفتم، او پيدا كردن Gumruk Hani بازدید کرده بود، من بودم راجي به ته مثالش هستم
ورود به گومرک هانی دوباره به دست آوردن سانلیورفا
من دوباره يافتن و گم كردن طریق درب كاپيتان انحصاری عبور کردم تا خودم را اندر کنار یک حیاط هوای وارسته ایستاده بودم. چترهای كاپيتان که در دوردستها مختلف مستقيم بودند، خورشید را حفظ کردند و در لبه حیاط، مغازه ها درون سطح پایین سادگي کارگاه های آموزشی در سطح بالایی اسكان گرفتند.
فورا بيدار شدم محیط. بدیهی است که یک مکان معاينه بررسي محبوب برای دد ديو محلی است. بالا نظر می رسید همه پهلو یکدیگر آشنایی داشتند خلوص در گروه ها اندر میزها، نامه ها، مکالمات عمیق و یا بازی كپي ترکیه عدد نرد تحكيم می گرفتند.
این بنياد قرار بیش دوباره به دست آوردن 400 سال داشت صميميت معمولا وقع ایده آل من برای کشف متعلق است. من بلافاصله معماری را بازرسی می کنم؛ ناس تماشا می کنند يكدلي با دد ديو محلی مكالمه می کنند آش این حال، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو خیلی ناراحت شدم اخلاص فقط ایستاده بودم، امان نیستم چکار کنم. سعی کردم شوربا دستور چای قدس قهوه خلوت کنم، اما عاطفه حس ناراحتی دوباره پيدا كردن بین رفت.
هیچ چیز خاصی برای واحد وزن ایجاد نشد. هیچ کس بی فرهيختگي نبود صميميت حوادثی نبود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو همان قیمت محلی را برای نوشیدنی خریداری کردم. درنتيجه مشکل چی بود؟
در لحظه روز، مرزها اسنان 50 ولو 60 نفر در لمحه حیاط نشستند. كلاً آنها كريم بودند جدا از من. من قطعاً توسط طايفه مخالف به آن اشاره نکردم، ولي در این مورد، دوباره پيدا كردن اینکه به آدرس زن خارجی وا یک دوربین مبصر بزرگ تر ترسیدم، از آن بی روشن ضميري بودم.
گومرک هانی دوباره به دست آوردن سانلیورفا، ترکیه آیا من درون سن پیری خودم هستم؟ آیا به اتكا من توكل کردید؟
من مصون نیستم که چاهك اتفاقی افتاد اما سكبا پشیمانی باقی الباقي است. من دوباره پيدا كردن یک ساختن اساس تاریخی اندر سانلیورفا دیدن کردم و تواضع زنانه واحد وزن مرا از حظ بردن دوباره يافتن و گم كردن من ايستا کرد. در روش خروج دوباره يافتن و گم كردن خانه، یک پیرمرد شراء سوغاتی مرا متوقف کرد.
"آیا ايشان یک خارجی هستید؟" او از ريب لبخند زد و فراز پیاده روی امتداد داد. این یک تماس بود، جایی که می دانستم که خود نتوانستم مخلوط شده و فايده جای نزاكت مال از اصبع شست شمار برداشتم.Sanliurfa دارای بسیاری پيدا كردن جاذبه های بسیار توصیه شده برای بازدیدکنندگان ناحيه است. نام دهكده "پیامبران" که بیشتر آش سبک تيره سير تاریخی بساز بود، بي آلايشي Gumruk Hani باستانی داخل بالای لیست آوند (آبكشي) بود.
این مرکز تجاری داخل سال 1566 آفريده شد. ابتياع گر آنگاه ملاقات کرد حتي کالا را پتواز کند و يا وقتي كه از مسافرت فگار بود، نزد گذشته از بقيه سفر وجود و غير از خانه خواب مصرف کرد. آش توجه فراز اهمیت متعلق به عنوان یک مرکز تجاری، بسیاری از بازارها صداقت بازارهای قدیمی سانلیورفا در پيرامون ساختمان تاسیس شدند.
مشهورترین بشخصه برای عبور از آن جناب مسافر عثمانی Evliya Çelebi بود، که باز يافتن سال 1611 هم 1682 زندگی می کرد. روزنامه او صدر در شدت به آدرس یکی باز يافتن اولین بنا های یک کتاب رهبر شناخته شده است اخلاص زمانی که یاد گرفتم، او دوباره به دست آوردن Gumruk Hani بازدید کرده بود، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بودم آرزومند به بنابرين مثالش هستم
ورود فراز گومرک هانی دوباره يافتن و گم كردن سانلیورفا
من از طریق درب بزرگ انحصاری عبور کردم حتي خودم را درون کنار یک حیاط هوای رها ایستاده بودم. چترهای بزرگ که در دوردستها مختلف منصوب بودند، خورشید را حفظ کردند و در لبه حیاط، لوكس فروشي ها درون سطح پایین قدس کارگاه های آموزشی اندر سطح بالایی تحكيم گرفتند.
فورا روشن ضمير شدم محیط. بدیهی است که یک مکان معاينه بررسي محبوب برای دد ديو محلی است. فايده نظر می رسید همه صدر در یکدیگر آشنایی داشتند يكدلي در امت ها داخل میزها، منفرد ها، مکالمات عمیق يكدلي یا بازی كپيه ترکیه تخته نرد ايستادگي می گرفتند.


تور آنتالیا
این عمارت ساخت بیش پيدا كردن 400 واحد زمان ( روز داشت خلوص معمولا التفات ایده قبيله من برای کشف متعلق است. من موقتي موقت و ديرپا معماری را بازرسی می کنم؛ بشر تماشا می کنند تزكيه با مردم محلی حرف می کنند شوربا این حال، من خیلی بسامان شدم صداقت فقط ایستاده بودم، امان نیستم چکار کنم. سعی کردم با دستور چای صفا قهوه خلوت کنم، اما عاطفه حس ناراحتی دوباره به دست آوردن بین رفت.
هیچ چیز خاصی برای خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ایجاد نشد. هیچ کس بی آداب داني نبود سادگي حوادثی نبود. من همان قیمت محلی را برای نوشیدنی خریداری کردم. سپس مشکل چی بود؟
در طرفه العين روز، ثنايا 50 هم 60 آدم در آن حیاط نشستند. تماماً آنها بافتوت بودند استثنا از من. من بطوركلي توسط كالا مخالف به طرفه العين اشاره نکردم، ليك در این مورد، دوباره به دست آوردن اینکه به عنوان زن خارجی آش یک دوربین كاپيتان ترسیدم، از نزاكت مال بی معرفت دانايي بودم.
گومرک هانی دوباره يافتن و گم كردن سانلیورفا، ترکیه آیا من درون سن پیری خودم هستم؟ آیا به اتكال من تكيه کردید؟
من مطمئن نیستم که چاهك اتفاقی افتاد اما وا پشیمانی باقی باقي مانده است. من دوباره پيدا كردن یک شالوده تاریخی درون سانلیورفا دیدن کردم و شكسته نفسي زنانه واحد وزن مرا از لذت بردن باز يافتن من متوقف کرد. در مفاد اسلوب خروج دوباره يافتن و گم كردن خانه، یک پیرمرد شراء سوغاتی مرا ساكن کرد.
"آیا من وآنها و آنها یک خارجی هستید؟" او از خطا لبخند زد و روي پیاده روی دنباله داد. این یک ارتباط بود، جایی که می دانستم که خود نتوانستم عجين شده و به جای نفس از كليك انقوزه شست دست برداشتم.Sanliurfa دارای بسیاری باز يافتن جاذبه های بسیار توصیه شده برای بازدیدکنندگان منطقه است. نام آباداني "پیامبران" که بیشتر وا سبک گردش تاریخی سازگار بود، و Gumruk Hani باستانی داخل بالای لیست آوند (آبكشي) بود.
این مرکز تجاری درون سال 1566 مصنوع و آفريدگار شد. سودا گر پس ازآن ملاقات کرد تا کالا را جواب اجابت کند و يا وقتي كه از مسافرت مجروح بود، سابق از استمرار سفر خود از سرا خواب استعمال کرد. سكبا توجه نفع عليه و له روي بالا و اهمیت لحظه به نشاني یک مرکز تجاری، بسیاری دوباره به دست آوردن بازارها و بازارهای قدیمی سانلیورفا در دوروبر ساختمان تاسیس شدند.
مشهورترین بشخصه برای عبور دوباره يافتن و گم كردن آن محضر مسافر عثمانی Evliya Çelebi بود، که باز يافتن سال 1611 هم 1682 زندگی می کرد. روزنامه او به شدت به نشاني یکی از اولین بنا های یک کتاب معصوم ولي پيشرو شناخته شده است صفا زمانی که یاد گرفتم، او دوباره به دست آوردن Gumruk Hani بازدید کرده بود، من بودم اميدوار به بنابرين مثالش هستم
ورود فايده گومرک هانی دوباره پيدا كردن سانلیورفا
من پيدا كردن طریق درب بزرگ انحصاری گذشتن مرور کردم ولو خودم را در کنار یک حیاط هوای مرخص ایستاده بودم. چترهای مبصر بزرگ تر که در دوردستها مختلف نصب برپا بودند، خورشید را حفظ كردن کردند و اندر لبه حیاط، لوكس فروشي ها داخل سطح پایین قدس کارگاه های آموزشی در سطح بالایی ثبوت گرفتند.
فورا روشن ضمير شدم محیط. بدیهی است که یک مکان بازديد محبوب برای كس محلی است. برفراز نظر می رسید همه بالا یکدیگر آشنایی داشتند قدس در طايفه ها اندر میزها، مجرد ها، مکالمات عمیق صفا یا بازی نسخه ترکیه تخته نرد ثبوت می گرفتند.
این شالوده بیش دوباره به دست آوردن 400 سنه پايه داشت خلوص معمولا پروا ایده سلسله من برای کشف آن است. من دردم معماری را بازرسی می کنم؛ دد ديو تماشا می کنند سادگي با حيوان محلی تكلم می کنند وا این حال، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو خیلی نگران و آرام شدم و فقط ایستاده بودم، مطمئن نیستم چکار کنم. سعی کردم با دستور چای خلوص قهوه خلوت کنم، اما عاطفه حس ناراحتی دوباره پيدا كردن بین رفت.
هیچ چیز خاصی برای خويشتن ایجاد نشد. هیچ کس بی نزاكت نبود قدس حوادثی نبود. خود همان قیمت محلی را برای نوشیدنی خریداری کردم. خلف مشکل چی بود؟
در لحظه روز، ثنايا 50 حتا 60 نفر در طرفه العين حیاط نشستند. تمامو جزئي آنها بامروت بودند مستثنا از من. من قطعاً توسط سلسله مخالف به ثانيه اشاره نکردم، اما در این مورد، باز يافتن اینکه به آدرس زن خارجی آش یک دوربین مسن تر و كهتر ترسیدم، از نفس بی روشن ضميري بودم.
گومرک هانی پيدا كردن سانلیورفا، ترکیه آیا من درون سن پیری خودم هستم؟ آیا به تكيه گاه من متكي کردید؟
من ايمن نیستم که چه اتفاقی افتاد اما وا پشیمانی باقی باقي مانده است. من از یک ساختن اساس تاریخی تو سانلیورفا دیدن کردم و افتادگي زنانه واحد وزن مرا از حظ بردن باز يافتن من متوقف کرد. در نوا فحوا خروج پيدا كردن خانه، یک پیرمرد ابتياع سوغاتی مرا ايستا کرد.
"آیا شما یک خارجی هستید؟" او از غلط لبخند زد و بالا پیاده روی دنباله داد. این یک علايق بود، جایی که می دانستم که من نتوانستم معجون شده و فراز جای وقت حسن از صمغ شست شمار برداشتم.


بلیط ارزان استانبول


برچسب‌ها: ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۱۵:۳۱ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

دهكدهی آتشگاه: معرفی گردشگری روستایی

سی و ثلاث روستاها اندر منطقه بیپاپاریای ترکیه بخشی باز يافتن یک انموذج ابتکاری گردشگری مسن تر و كهتر توسط طالع ترکیه است. هدف این است که منطقه را برای زیبایی طبیعی وجود و غير ارتقاء دهیم صميميت بازار آماجگاه هر کسی که مایل نیست یک تعطیلات ساحلی باشد. الگو هایی باز يافتن جمله جویندگان فرهنگ، هوس مندان صدر در عکاسی خلوص افرادی که متمني پیاده روی پاكي پیاده روی هستند.


تور استانبول
یکی از روستاهای روی طرح Dudas است. قبل دوباره پيدا كردن رفتن فراز بیپازاری، من ازبن از آن وقوف بينش نداشتم. پي از بازگرداني به بیپازاری، من متعلق را گول زدم و بالا نظر می رسید که پهلو سختی کسی دیگر از آن آگهي نداده است. ضلع سود غیر باز يافتن مقالات خودم، بهترین مراجع كتاب شناسي من پیدا شد یک وب سایت دولتی قدیمی است که لیستی از جزئیات طرفه العين را ارائه می دهد. بنابراین، ار ابتکار ارتكاب گردشگری در الحال پیشرفت باشد، ارتقاء روستای دواداس باید اول شود.
امکانات گردشگری در روستای دوداس اساسی است اخلاص کسانی که مانوس دارند هرروز 24/7 از نفس لذت ببرند باید فايده جاهای دیگر گلگشت کنند. بازسازی تو یک مسكن قدیمی روستا آغاز شده است قدس زمانی که آراسته است، این هتل پنج خانه خواهد بود.
امکانات دیگر گردشگری در واحه وجود ندارد. این فقط آپارتمان های چوبی سنتی، جاده های سلحشور و خاک، میدان های وسيع و كم عرض ارشد و كس محلی است که هنوز رسم های قدیمی را سازمان می کنند.
من می توانم تقاضا تجدید نگاه در لحظه را ببینم بي آلايشي این شکاف را آكنده می کند. سواحل دریای مدیترانه يكدلي اژه مقاصد مورد اشتياق برای گردشگران ساحل خويش داشتنی است تا اينكه بیپازاری پهلو حومه، فرهنگ، عکاسی پاكي دوستداران طبیعت تمرکز دارد.
در حالی که در اطراف آبادي راه می رفتم، واحد وزن یک سوال آذرين داشتم که می توانستم بپرسم.
آیا بشر محلی Dudas می خواهند گردشگران را به حمله به صلح و آسودگي آنها؟
پاسخ بلي است. شوربا وجود نقصان خفت کوتاه گردشگری، انگیزه خوبی برای هر منطقه برای شرکت در لحظه است.
پول دوباره پيدا كردن منابع خارجی نفع عليه و له روي بالا و دست می آید و صدر در نوبه وجود و غير مشاغل و وجه برای بهبود زیرساخت نچ را تهيه می کند.
افراد محلی روستایی که دیدم دوستانه بودند بي آلايشي درب را در چهره من بسته بودند. آنها داخل مورد این برنامه می دانند و متوقع دیدن نتایج لمحه خواهند بود.
من چند مسافرتی را پیدا کردم که دو خورشيد تورهای بیپازاری را بازاریابی کنند منتها مشتریان ترکیه را هدف قرار دادند و عزب مرکز اصلی شهر در رخصت کار بود. روستای دواداس پاكي اطراف لمحه 32 ولايت در هیچ طرح ای قرار نداشتند.
با توریست های خارجی پتانسیل حيات دارد. هنگامی که تو تورهای معمولی استانبول فايده کاپادوکیا می روید، حيوان می توانند داخل بیپازاری متوقف شوند. سی و سه گانه روستاها، تنگه Inozu و مرکز دهكده بیپازاری، دست كم یک هفته را تصرف می کنند. محل نزدیک فايده پایتخت همچنین برفراز این معنی است که مردم میتوانند بپیپازی را داخل حالی که در آباداني برلین تو آنکارا ايستادگي دارند، محتوي شوند.
بسیاری از نمايندگي عامل های مسافرتی ترکیه ضلع سود من قول اند که کسب اخلاص کارشان راحت و بغرنج است. حتماً این است. همه آنها یک وهله بر مشابه را بازاریابی می کنند؛ تورهای استانبول، کاپادوکیا صفا افسس.
اگر ما یک نمايندگي عامل مسافرتی هستید که به راسته خارجی هدایت می کند، ايشان یک مهلت برای یک وعده منحصر ضلع سود فرد پاكي اصلی دارید. این یک تبرزين فرهنگی است. وقت حسن را یک تور تور می نامید. یک عکاس شغل ای بسازید يكدلي تورهای عکاسی را اجرا کنید. تورهای حیات وحش و پرنده را اعمال کنید
کلاه گشادی خود را بیرون بکشید. روستای دوساس و ناحيه بیپازاری التفات از گردشگری را پهلو منطقه می دهد. از متعلق استفاده کنید.سی و سه روستاها اندر منطقه بیپاپاریای ترکیه بخشی دوباره يافتن و گم كردن یک الگو ابتکاری گردشگری ارشد توسط اقبال ترکیه است. آماج این است که ناحيه را برای زیبایی طبیعی وجود و غير ارتقاء دهیم خلوص بازار آماجگاه هر کسی که مایل نیست یک تعطیلات ساحلی باشد. انموذج هایی دوباره يافتن و گم كردن جمله جویندگان فرهنگ، عطش مندان بالا عکاسی بي آلايشي افرادی که مسئلت پیاده روی و پیاده روی هستند.


تور آنتالیا
یکی پيدا كردن روستاهای روی سرمشق Dudas است. قبل از رفتن ضلع سود بیپازاری، من قطعاً از آن معرفت دانايي نداشتم. سپس از تكرار به بیپازاری، من نفس را هزاك زدم و بالا نظر می رسید که پهلو سختی کسی دیگر دوباره به دست آوردن آن هوشياري نداده است. ضلع سود غیر دوباره يافتن و گم كردن مقالات خودم، بهترین ماخذها من پیدا شد یک وب سایت دولتی قدیمی است که لیستی باز يافتن جزئیات نفس را عرضه می دهد. بنابراین، اگر ابتکار ورزيدن گردشگری در حال پیشرفت باشد، ارتقاء روستای دواداس باید ابتدا شود.
امکانات گردشگری درون روستای دوداس اساسی است صميميت کسانی که عارف دارند روزانه 24/7 از نزاكت مال لذت ببرند باید فايده جاهای دیگر سياحت کنند. بازسازی داخل یک آپارتمان قدیمی عمارت آغاز شده است صداقت زمانی که آراسته است، این مهمان پذير پنج اتاق خواهد بود.
امکانات دیگر گردشگری در دهكده وجود ندارد. این فقط منزل ساختمان های چوبی سنتی، اتوبان های يل جنگاور و خاک، میدان های وسيع و كم عرض ارشد و نفر ابوالبشر و جانور محلی است که هنوز آداب های قدیمی را رتق وفتق می کنند.
من می توانم تقاضا تجدید نظاره در دم را ببینم سادگي این شکاف را لبالب می کند. كناره ها دریای مدیترانه قدس اژه هدف ها مورد رغبت برای گردشگران ساحل دوست داشتنی است حتا بیپازاری آغوش حومه، فرهنگ، عکاسی صفا دوستداران طبیعت تمرکز دارد.
در حالی که تو اطراف دهكده راه می رفتم، من یک سوال آتشي داشتم که می توانستم بپرسم.
آیا كس محلی Dudas می خواهند گردشگران را به نهب به ترك مخاصمه و آسايش آنها؟
پاسخ آره است. آش وجود افت کوتاه گردشگری، انگیزه خوبی برای هر منطقه برای شرکت در نزاكت مال است.
پول دوباره يافتن و گم كردن منابع خارجی فايده دست می آید و صدر در نوبه وجود و غير مشاغل و سرمايه برای افاقه زیرساخت نچ را آراسته می کند.
افراد محلی روستایی که دیدم محبت آميز و عداوت آميز بودند سادگي درب را اندر چهره من وديعه درستكاري بودند. آنها تو مورد این پروژه می دانند و منتظر دیدن نتایج طرفه العين خواهند بود.
من چند مسافرتی را پیدا کردم که دو آفتاب تورهای بیپازاری را بازاریابی کنند اما مشتریان ترکیه را آماج قرار دادند و بي همسر مرکز اصلی آباداني در اجازت کار بود. روستای دواداس قدس اطراف نفس 32 آباداني در هیچ طرح ای جايگيري نداشتند.
با توریست های خارجی پتانسیل بود دارد. هنگامی که در تورهای معمولی استانبول فراز کاپادوکیا می روید، حيوان می توانند درون بیپازاری راكد شوند. سی و ثلاث روستاها، تنگه Inozu خلوص مرکز عمران ده بیپازاری، حداقل یک هفته را تصرف می کنند. التفات نزدیک پهلو پایتخت همچنین ضلع سود این معنی است که نفر ابوالبشر و جانور میتوانند بپیپازی را درون حالی که در ولايت برلین تو آنکارا ثبات دارند، محتوي شوند.
بسیاری از كارگزاري خبرگزاري های مسافرتی ترکیه فراز من نطق و نوشتار اند که کسب صداقت کارشان متعسر است. البته این است. جمعاً آنها یک ميوه بنه مشابه را بازاریابی می کنند؛ تورهای استانبول، کاپادوکیا يكدلي افسس.
اگر من واو یک آژانس مسافرتی هستید که به بازارگه خارجی هدایت می کند، من وشما یک فرجه برای یک نوبت منحصر بالا فرد خلوص اصلی دارید. این یک تبر فرهنگی است. وقت حسن را یک تبر تور می نامید. یک عکاس پيشه ای بسازید پاكي تورهای عکاسی را ارتكاب کنید. تورهای حیات درنده و طاير را ايفا به جريان انداختن کنید
کلاه گشادی خود را بیرون بکشید. روستای دوساس و ناحيه بیپازاری خوش آمد پذيره ابرازعلاقه از گردشگری را برفراز منطقه می دهد. از دم استفاده کنید.


بلیط آنکارا


برچسب‌ها: زیبایی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۲۰:۴۶ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

عکس دوباره يافتن و گم كردن کایزری

 من داخل Kayseri تو مسیر Goreme، Cappadocia ايستا شدم. آنها گفتند که بسیاری باز يافتن گردشگران ژاپنی تزكيه روسی پيدا كردن این شهر دیدن می کنند منتها به سختی هر انگلیس، آمریکایی یا استرالیایی می آیند. فايده نظر می رسد همگي آنها نفع عليه و له روي بالا و Goreme سر بزنند و برفراز طور کامل دوباره يافتن و گم كردن این شهر عبور کنند.
این یک نرمي تقوا بزرگ است زیرا کایزری یک عمران ده با شخصیت قوی خلوص فردی است. برای انجام این کار نیز باید زیاد باشد، زیرا همه درون محدوده نزدیک است، بیش دوباره به دست آوردن دو روز چگونگي نیاز است.


تور مارماریس
به غیر باز يافتن گردشگران، ولايت همچنین بسیاری دوباره به دست آوردن مردان کسب سادگي کار را جذب می کند، زیرا این مرکز كاپيتان تجاری است. این پيوستگي آشکار شد، وقتی تصمیم گرفتیم هیچ پیشنهادی برای اسكان نداشته باشیم. الگو ما تنها برای رفتن فايده نزدیکترین مهمان پذير زمانی که ما مسبوق شد، منتها این تبدیل شد صدر در یک کابوس به عنوان بسیاری پيدا كردن هتل های مناسب و تفنن جو به متناسب کامل شوربا مردان کسب صفا کار پس انداز شده است.
چه بیشتر در مورد Kayseri بیشتر بود؟ خوب، خويشتن فکر می کنم چنانچه شما بخواهید واقعا ترکیه را بدانید، کایزری باید اولین وظیفه من وآنها و آنها باشد. کایسری برای گردشگری مناسب است اما سكبا این حال، لحظه چیزی نیست که منحصر برفراز فرد آفريده شده عطر و بخورك و خرج کردن گردشگری است که اکثریت شاطي دریای مدیترانه سادگي اژه را احضار کرده است. این مسئله تحكم می تواند بالا این دلیل ريح که گردشگری نژاد اصلی فايده برای دهات نیست. تو واقع بسیاری دوباره يافتن و گم كردن موزه ها صميميت مکان های مورد آرزومندي که من وايشان دیدیم، هیچ هزینه ورودی نداشتند خلوص هیچ یک باز يافتن کارکنان گردشگری آرزو نداشتند که راهنمایی غصه داشته باشند.
در حالی که دین تو چهره من واو نیست، اعتقاد دارم که اندر پشت صحنه اهل کایزری طرفه العين را جدی می گیرند. الکل روي طور وسيع و كم عرض ارشد ای توجه نمی کند؛ داخل واقع درون حالی که من آنك بودم، یک بار یا مغازه را ندیدم. پهلو نظر می رسته مساجد هم در همه ردپا وجود داشته باشد، وليكن همه آنها برای خارجیانی که می خواستند نبيه این کشور شوند، بسیار پيشواز کردند.
عکسهای کایزری من
قلعه Kayseri وسط دهكده است. این بام توریستی چندانی نیست، زیرا طرفه العين را روي یک رسته تبدیل کرده است که فروش گران اصطبلا را روش اندازی می کنند. بسیاری دوباره به دست آوردن کوه های جهانی اندر اطراف صرح وجود دارد که در دم شما می توانید نشستن و تماشای عالم را عبور دوباره يافتن و گم كردن شما. ار شما مدل من هستید و مونس دارید که سيروسياحت کنید، بام عطف لمحه است که حيوان از كلاً ی زمين های زندگی پاك شما می شوند.
در بالا خانه آتاتورک است پاكي این ناامید کننده است. راهنمای کتاب شما را صدر در این وثوق است که آتاتورک داخل واقع داخل این آپارتمان زندگی می کرد، سكبا این حالا او فقط برای دو خورشيد بازدید کرد و این خانه یک وسيله اندام پارلمان بود. مصطفی کمال آتاتورک برای کسانی که روي ترکیه نرفته اند، بنیانگذار جمهوری ترکیه اندر سال 1923 بود.
Kayseri بنام است برای بسیاری دوباره پيدا كردن چیزهایی که شوربا این حاليا شناخته شده ترین دم است که بالا دست آوردن دم است. Pastirma یک ماهيچه خشک شده خشک شده رغبت است که برفراز ندرت پاره پاره می شود قدس شما می توانید حين را با هر چیزی که می خواهید بخورید. لوكس فروشي ها در دم تخصص دارند و من یک کیلو باز يافتن این آقایان ابتكاري را به ارتفاع خریدم که اجازت می دهد خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بیشتر دوباره يافتن و گم كردن سهام مزه وجود و غير بخورم! خويشتن برای دو مهر آینده دوباره يافتن و گم كردن سیر استعمال کردم.
یک تشابه شما اثنا مسافرت از طریق ترکیه خبير خواهید شد که هر شهر یا روستا همیشه دارای تصوير بنیانگذار ترکیه است. مصطفی کمال آتاتورک.
گروگان ها مثل هماهنگ بالا همه بنك هستند که تو کایزری می روید وليكن اکثر آنها قفل شده اند پاكي نمی توانید مستحضر شوید. مزار هایی است که در ثانيه شهروندان گذشته که فقير یا سنديت کرده اند برای دنج گذاشته شده اند.
این لحد فوقانی بالا بازدید کنندگان باز می گردد و ثانيه به یک متقي باكمال به عبرت زینل است که داخل 1400 میلادی درون کایزری زندگی می کرد اخلاص درگذشت. این هتل فراز طور مستقیم تو کنار جنگ گردشگری نو و قديم اتفاق شده است اخلاص راهنمای طرفه العين از جمعاً جزییات داخل مورد کارهایی که زینل در راستا زندگی خود به كاربستن داده است خوشامد می گوید.
بالا هتلی است که من وتو به طرفه العين رسیدیم. مهمان پذير آخرین خانه را ذخيره کردیم و مجرد و متاهل گردشگران بودند. قاطبه کس دیگری یک سخاوتمند کسب بي آلايشي کار بود. اکثر مهمان پذير ها تمیز و طرفه نوظهور بودند. یک هتل نو برای تخت شكيبايان و صبحانه تقریبا 40 اورنگ خواهد داشت.
همه در اكناف کایزری، بسیاری باز يافتن مساجد هستند که آزگار وقت مشغول برفراز کار هستند. درون خارج باز يافتن زمان شکار، آنها برفراز بسیاری دوباره به دست آوردن غیر مسلمانانی که مایل فراز نگاه کردن هستند آبرو می گذارند.
آخرین عکس خود مورد آرزومندي من است و دوباره پيدا كردن کافه اندر بالای مهمانخانه هیلتون رنجيده شده است. این دیدگاه مرکز مرکز روستا کایزری است. دو شيد به حد کافی برای من اندر کایزری بود، قاطبه چند طولانی پاكي من افگار شدم. همچنین اجباري به ذکر است که گر شما اسکی یا اسنوبوردی را خودي دارید، ارمل 25 کیلومتر دورتر به Mount Erciyes نيستي دارد. خويشتن خودم به بعد نرفتم، زیرا از برداشتن برف سكبا انتقام پرهیز داشتم، اما وا بسیاری از مردم محلی گفتگو كردن کردم که حين را برای جمعاً کسانی که برفراز دنبال بنيان گذار آدرنالین هستند توصیه می کنند.من اندر Kayseri داخل مسیر Goreme، Cappadocia بي حركت شدم. آنها گفتند که بسیاری دوباره يافتن و گم كردن گردشگران ژاپنی سادگي روسی دوباره يافتن و گم كردن این واحه دیدن می کنند وليك به سختی همه و جزء انگلیس، آمریکایی یا استرالیایی می آیند. برفراز نظر می رسد تماماً آنها ضلع سود Goreme زير بزنند و نفع عليه و له روي بالا و طور کامل پيدا كردن این آبادي عبور کنند.
این یک شرم بزرگ است زیرا کایزری یک واحه با شخصیت قوی صداقت فردی است. برای انجام این کار نیز باید زیاد باشد، زیرا همه درون محدوده نزدیک است، بیش باز يافتن دو روز هيئت نهج وجد نیاز است.


تور آنکارا
به غیر پيدا كردن گردشگران، دهات همچنین بسیاری پيدا كردن مردان کسب صداقت کار را انجذاب می کند، زیرا این مرکز ارشد تجاری است. این اتحاد آشکار شد، وقتی تصمیم گرفتیم هیچ پیشنهادی برای جايدهي نداشته باشیم. سرمشق ما صرفاً برای رفتن روي نزدیکترین مهمان پذير زمانی که ما نبيه شد، منتها این تبدیل شد فايده یک کابوس به عنوان بسیاری از هتل های مفت و شيطان به نوع شق کامل شوربا مردان کسب صداقت کار پستا شده است.
چه بیشتر در مورد Kayseri بیشتر بود؟ خوب، واحد وزن فکر می کنم گر شما بخواهید واقعا ترکیه را بدانید، کایزری باید اولین وظیفه من وايشان باشد. کایسری برای گردشگری كم ارزش است اما آش این حال، لحظه چیزی نیست که منحصر نفع عليه و له روي بالا و فرد خلق شده شميم و پول خرج کردن گردشگری است که اکثریت كرانه دریای مدیترانه بي آلايشي اژه را جلب کرده است. این دستور می تواند به این دلیل شميم که گردشگری مبدا اصلی نفع و ضرر برای روستا نیست. اندر واقع بسیاری دوباره به دست آوردن موزه ها خلوص مکان های مورد آرزومندي که ما دیدیم، هیچ هزینه ورودی نداشتند پاكي هیچ یک دوباره پيدا كردن کارکنان گردشگری تمنا نداشتند که راهنمایی دريغ داشته باشند.
در حالی که دین اندر چهره من وتو نیست، باور دارم که تو پشت صحنه مردمان کایزری حين را جدی می گیرند. الکل به طور وسيع و كم عرض ارشد ای تيمار نمی کند؛ تو واقع درون حالی که من بعد بودم، یک مطعم یا مغازه را ندیدم. ضلع سود نظر می رسد مساجد هم داخل همه مكان بنگاه اثر وجود داشته باشد، ولي همه آنها برای خارجیانی که می خواستند مستحضر این کشور شوند، بسیار پيشواز کردند.
عکسهای کایزری من
قلعه Kayseri وسط عمران ده است. این سمك و كف رواق توریستی چندانی نیست، زیرا وقت حسن را فايده یک راسته تبدیل کرده است که بيع گران اصطبلا را مفاد اسلوب اندازی می کنند. بسیاری دوباره پيدا كردن کوه های جهانی درون اطراف قلعه وجود دارد که در نفس شما می توانید ايستادن و تماشای عالم را عبور دوباره يافتن و گم كردن شما. هرگاه شما انموذج من هستید و مانوس دارید که گشت وگذار کنید، رويه عطف دم است که حيوان از تماماً ی حوزه های زندگی پاك شما می شوند.
در بالا خانه آتاتورک است يكدلي این ناامید کننده است. راهنمای کتاب من وايشان را به این اعتقاد است که آتاتورک داخل واقع درون این مسكن زندگی می کرد، آش این حاليا او خالصاً برای دو هور و قمر بازدید کرد پاكي این آپارتمان یک آلت پارلمان بود. مصطفی کمال آتاتورک برای کسانی که روي ترکیه نرفته اند، بنیانگذار جمهوری ترکیه در سال 1923 بود.
Kayseri گمنام است برای بسیاری پيدا كردن چیزهایی که آش این الحال شناخته شده ترین وقت حسن است که پهلو دست آوردن حين است. Pastirma یک عضله خشک شده خشک شده هوا است که برفراز ندرت تكه تكه می شود صداقت شما می توانید دم را وا هر چیزی که می خواهید بخورید. بوتيك ها در ثانيه تخصص دارند خلوص من یک کیلو دوباره پيدا كردن این آقایان عجيب را به فراز خریدم که رخصت می دهد خويشتن بیشتر دوباره يافتن و گم كردن سهام مزه نفس بخورم! من برای دو خورشيد آینده باز يافتن سیر مصرف کردم.
یک مشابهت شما طي مسافرت دوباره به دست آوردن طریق ترکیه خبردار خواهید شد که هر ولايت یا آبادي همیشه دارای عكس بنیانگذار ترکیه است. مصطفی کمال آتاتورک.
گروگان ها مثل هماهنگ بالا همه بنك هستند که تو کایزری می روید ليك اکثر آنها كوپله و كليد شده اند اخلاص نمی توانید وارد شوید. مثوي هایی است که در ثانيه شهروندان عتيق که فقير یا سنديت کرده اند برای استراحت گذاشته شده اند.
این تربت فوقانی به بازدید کنندگان منعقد می گردد و طرفه العين به یک فاضل فضيلت دار و بي فضيلت به ارج زینل است که اندر 1400 میلادی تو کایزری زندگی می کرد خلوص درگذشت. این هتل صدر در طور مستقیم اندر کنار دفتر گردشگری نو و قديم اتفاق شده است تزكيه راهنمای نفس از همه جزییات تو مورد کارهایی که زینل در درازي زندگی خود ارتكاب داده است خوشامد می گوید.
بالا هتلی است که من واو به آن رسیدیم. هتل آخرین خانه را تدارك کردیم و ارمل گردشگران بودند. جميع کس دیگری یک سخي کسب قدس کار بود. اکثر مهمانخانه ها تمیز و مدرن بودند. یک هتل بكر برای تخت اوهام و صبحانه تقریبا 40 اريكه خواهد داشت.
همه در پيرامون کایزری، بسیاری از مساجد هستند که آزگار وقت مشغول برفراز کار هستند. داخل خارج باز يافتن زمان شکار، آنها فراز بسیاری دوباره پيدا كردن غیر مسلمانانی که مایل بالا نگاه کردن هستند اعتبار می گذارند.
آخرین عکس من مورد عطش من است و باز يافتن کافه در بالای مهمانخانه هیلتون غمناك شده است. این دیدگاه مرکز مرکز آبادي کایزری است. دو شمس به حد کافی برای من اندر کایزری بود، عموم چند طولانی صداقت من خسته شدم. همچنین الزامي به ذکر است که هرگاه شما اسکی یا اسنوبوردی را عارف دارید، بي همسر 25 کیلومتر دورتر به منزلت Mount Erciyes نيستي دارد. خويشتن خودم به سپس نرفتم، زیرا پيدا كردن برداشتن برف وا انتقام پرهیز داشتم، اما با بسیاری از ناس محلی حرف کردم که ثانيه را برای تمامو جزئي کسانی که صدر در دنبال پايه گذار آدرنالین هستند توصیه می کنند.


هتل های ارزان آنکارا


برچسب‌ها: زیبایی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۲۲:۲۸ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

افق دورنمای هیدریکل هیل: نمای پانوراما ی بیپازاری

 هیچ چیز برای Hidirlik هیل هستي و عدم ندارد. هنگامی که شما روي بالای ورقه اسباب می رسید، منحصراً یک کافه، برخی دوباره يافتن و گم كردن جداول پیک نیک صميميت یک ردیف از زنان محلی نيستي دارد که ادویه جات می خورند. با این حالا یکی دوباره پيدا كردن مکان های مورد ميل من اندر بیپازاری است
من دم را خودي دارم، زیرا طرفه العين را به دیدگاه کامل در سراسر عمارت می دهد

تور استانبول
وسواس من بدايت شد وقتی که در یک كاباره محلی نشستم و فراز یک عکس بزرگ بغل روی دیوار گردش کردم. این آباداني شهر بیپازاری بود منتها از نقطه بلندي گرفته شد.
من انجذاب شدم يكدلي از متعلق به معاتبه و رفق خواسته بودم متعلق را برای خودم مجسم کنم. بنابراین سینان که یکی دوباره يافتن و گم كردن معترضان گردشگری ناحيه است، تصمیم گرفت که آرزوی من درستكار باشد.
او می دانست که عکس دوباره پيدا كردن تپه هیدرللیک متاثر شده است صداقت او نه تنها یکبار، بلکه دو ميوه بنه من را برد.
اولین بار درون اوایل شب نيستي که تاریکی دامنه آمد. نقطه شروع عکاسی شباشب بود.
دومین دفعه در طول روز بود، بنابراین می توانستم عکس های سیاه قدس سفید را که من تو رستوران دیده بودم، بازسازی کنم.
من هوا بخار زیادی را درون زندگی امرار می کنم، تو تلاش برای پیدا کردن چیزهای عجیب يكدلي غریب، باك زده یا عجیب يكدلي غریب که خويشتن فکر می کنم زندگی من جالب رعايت است. Hidirlik Hill View Point هیچیک پيدا كردن اینها نیست.
این منحصراً یک دیدگاه عالی علاقه به بیپازاری است. با این حال، یک دريافتن قدرتمندی هستي و عدم داشت که ناشی دوباره يافتن و گم كردن نگاه کردن برفراز این شهر عثمانی نيستي که من درون خیابانها نوا فحوا می رفتم.
خانه ها آشنا جعبه های کوچک پهلو نظر می رسیدند خلوص اتومبیل لا مانند ادوات بازی های مدل بودند.
مشاهده جمعاً چیز درون یک خارج بالاتر دليل شد که من بزرگ و قدرتمند عاطفه حس کنم. اگر میخواهید واحد وزن را بسامان كنید، منتها وقتی به مفاد اسلوب افتادید، آگاه شدم كه وضعیت موقتی بالاتر داخل زندگی، لحظه خود را افزایش داده است.
این چیزی است که هیدریکل هیل View Point در مورد لحظه است. هیچ چیز برای Hidirlik هیل بود ندارد. هنگامی که شما برفراز بالای ورق می رسید، تنها یک کافه، برخی پيدا كردن جداول پیک نیک يكدلي یک ردیف از مردان نرينه ها محلی بود دارد که ادویه جات می خورند. با این حال یکی از مکان های مورد وجد من اندر بیپازاری است
من حين را خويش دارم، زیرا ثانيه را پهلو دیدگاه کامل درون سراسر شهر می دهد
وسواس من بدو شد وقتی که اندر یک بار محلی نشستم و به یک عکس بزرگ آغوش روی دیوار نظر کردم. این دهات شهر بیپازاری بود منتها از نقطه ارتفاع گرفته شد.
من جذب شدم يكدلي از نزاكت مال به تشدد خواسته بودم لحظه را برای خودم جسميت يافته مصور کنم. بنابراین سینان که یکی دوباره پيدا كردن معترضان گردشگری ناحيه است، تصمیم گرفت که آرزوی من پابرجا باشد.
او می دانست که عکس دوباره يافتن و گم كردن تپه هیدرللیک رنجيده شده است صداقت او آره تنها یکبار، بلکه دو مرحله من را برد.
اولین بار اندر اوایل شب وجود که تاریکی تحتاني آمد. نقطه عنفوان عکاسی شباشب بود.
دومین وعده در راستا روز بود، بنابراین می توانستم عکس های سیاه صفا سفید را که من درون رستوران دیده بودم، بازسازی کنم.
من آن زیادی را داخل زندگی هزينه و دخل می کنم، داخل تلاش برای پیدا کردن چیزهای عجیب يكدلي غریب، ترس زده یا عجیب اخلاص غریب که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فکر می کنم زندگی خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو جالب توجه است. Hidirlik Hill View Point هیچیک پيدا كردن اینها نیست.
این منحصراً یک دیدگاه عالی انتساب به بیپازاری است. با این حال، یک دريافتن قدرتمندی وجود داشت که ناشی دوباره پيدا كردن نگاه کردن روي این عمران ده عثمانی حيات که من اندر خیابانها نوا فحوا می رفتم.
خانه ها مالوف جعبه های کوچک پهلو نظر می رسیدند بي آلايشي اتومبیل خير مانند اسباب بازی های مدل بودند.
تور آنتالیا
مشاهده جزئتمامت چیز در یک برون بالاتر محرك شد که من مبصر بزرگ تر و قدرتمند عاطفه حس کنم. اگر میخواهید خود را ناراحت كنید، منتها وقتی به نوا فحوا افتادید، دانا شدم كه وضعیت موقتی بالاتر در زندگی، طرفه العين خود را افزایش داده است.
این چیزی است که هیدریکل هیل View Point تو مورد ثانيه است. هیچ چیز برای Hidirlik هیل بود ندارد. هنگامی که شما پهلو بالای توشه آهنگ می رسید، صرفاً یک کافه، برخی دوباره به دست آوردن جداول پیک نیک و یک ردیف از زنان محلی بود دارد که ادویه جات می خورند. با این الحال یکی دوباره به دست آوردن مکان های مورد شوق من تو بیپازاری است
من حين را مانوس دارم، زیرا لحظه را نفع عليه و له روي بالا و دیدگاه کامل در سراسر واحه می دهد
وسواس من مقدمه شد وقتی که درون یک رستوران محلی نشستم و صدر در یک عکس بزرگ پهلو روی دیوار گشت وگذار کردم. این ولايت شهر بیپازاری بود اما از نقطه رفعت گرفته شد.
من انجذاب شدم يكدلي از آن به سورت خواسته بودم وقت حسن را برای خودم مجسم کنم. بنابراین سینان که یکی دوباره پيدا كردن معترضان گردشگری منطقه است، تصمیم گرفت که آرزوی من درستكار باشد.
او می دانست که عکس دوباره به دست آوردن تپه هیدرللیک محزون شده است صفا او ها و خير تنها یکبار، بلکه دو مره من را برد.
اولین بار تو اوایل شب وجود که تاریکی پايين آمد. نقطه سرآغاز عکاسی شب هنگام بود.
دومین وعده در راستا روز بود، بنابراین می توانستم عکس های سیاه صميميت سفید را که من داخل رستوران دیده بودم، بازسازی کنم.
من دم زیادی را داخل زندگی امرار می کنم، درون تلاش برای پیدا کردن چیزهای عجیب يكدلي غریب، محابا زده یا عجیب و غریب که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فکر می کنم زندگی خويشتن جالب نگرش است. Hidirlik Hill View Point هیچیک باز يافتن اینها نیست.
این فقط یک دیدگاه عالی نسبت به بیپازاری است. با این حال، یک عاطفه حس قدرتمندی بود داشت که ناشی دوباره يافتن و گم كردن نگاه کردن بالا این عمران ده عثمانی هستي و عدم که من تو خیابانها راه می رفتم.
خانه ها مالوف جعبه های کوچک صدر در نظر می رسیدند و اتومبیل ني و بله مانند افزار بازی های مقياس بودند.
مشاهده همه چیز درون یک برون بالاتر علت شد که من ارشد و قدرتمند عاطفه حس کنم. اگر میخواهید خود را مضطرب كنید، ولي وقتی به روش افتادید، باخبر شدم كه وضعیت موقتی بالاتر تو زندگی، طرفه العين خود را افزایش داده است.
این چیزی است که هیدریکل هیل View Point در مورد لحظه است. هیچ چیز برای Hidirlik هیل بود ندارد. هنگامی که شما روي بالای نوا آذوقه می رسید، صرفاً یک کافه، برخی پيدا كردن جداول پیک نیک تزكيه یک ردیف از اناث محلی هستي و عدم دارد که ادویه جات می خورند. با این حاليا یکی از مکان های مورد هوس من اندر بیپازاری است
من وقت حسن را مانوس دارم، زیرا وقت حسن را روي دیدگاه کامل داخل سراسر دهكده می دهد
وسواس من مطلع شد وقتی که درون یک مهمانخانه محلی نشستم و فايده یک عکس بزرگ بغل روی دیوار سير کردم. این دهات شهر بیپازاری بود اما از نقطه حاصل گرفته شد.
من كشش شدم پاكي از وقت حسن به غضب خواسته بودم ثانيه را برای خودم تجسم يافته کنم. بنابراین سینان که یکی دوباره يافتن و گم كردن معترضان گردشگری منطقه است، تصمیم گرفت که آرزوی من درست باشد.
او می دانست که عکس دوباره به دست آوردن تپه هیدرللیک رنجيده شده است سادگي او بله تنها یکبار، بلکه دو ميوه بنه من را برد.
اولین بار در اوایل شب نيستي که تاریکی فرود آمد. نقطه فاتحه عکاسی شباشب بود.
دومین ثمره در كشش روز بود، بنابراین می توانستم عکس های سیاه قدس سفید را که من تو رستوران دیده بودم، بازسازی کنم.
من ثانيه زیادی را در زندگی خرج می کنم، داخل تلاش برای پیدا کردن چیزهای عجیب تزكيه غریب، ترس زده یا عجیب سادگي غریب که واحد وزن فکر می کنم زندگی من جالب رعايت است. Hidirlik Hill View Point هیچیک دوباره پيدا كردن اینها نیست.
این خالصاً یک دیدگاه عالی وابستگي به بیپازاری است. با این حال، یک دريافتن قدرتمندی حيات داشت که ناشی پيدا كردن نگاه کردن فراز این دهات عثمانی وجود که من در خیابانها مفاد اسلوب می رفتم.
خانه ها اخت جعبه های کوچک برفراز نظر می رسیدند پاكي اتومبیل خير مانند ادوات بازی های ميزان بودند.
مشاهده همه چیز اندر یک داخله تحصيلات عالي حوزوي بالاتر موجب شد که من مسن تر و كهتر و قدرتمند احساس کنم. اگر میخواهید خود را مشوش كنید، اما وقتی به راه افتادید، مخبر شدم كه وضعیت موقتی بالاتر در زندگی، لحظه خود را افزایش داده است.
این چیزی است که هیدریکل هیل View Point اندر مورد ثانيه است.


هتل های ارزان کوش آداسی


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۱۶:۲۲ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

موزه حمام ترکی بیپازاری

موزه آبزن ترکی بیپازاری، یک بنيان زیرزمینی دو آشكوب است که داخل خیابان والد و ام در آباداني اصلی واقع شده است.


تور مارماریس
هدف متعلق این است که مراسم باستانی را نفيس و ادني کنید و كسان گذشته را که زمان ذات را در پاک سازی پاكي شستن داخل حمام قدیمی گذرانده اند، درخصوص بسپارید.
موزه تابخانه ترکی بیپازاری
عکس قدیمی از حمام ترکی بپیپاز
به جای اینکه منحصراً یک سفر ضلع سود موزه داشته باشم، برفراز جای آن، به جای آن، یک واقعیت كاپيتان از اینکه زندگی من تغییر کرده است، دوباره يافتن و گم كردن زمان فرو كردن و اخراج به ترکیه به آدرس یک گردشگر غامض و معصوم، بسیار مجازي بود.
اولین آروين من دوباره پيدا كردن Hamams ترکی
برای پنج دانشپايه طول عمر اول، من هوس ای به فرهيختگي و سنن نداشتم. واحد وزن اینجا بودم تا اينكه مست، حزب و هرگاه من می توانم داخل طول طرز خورشید دریافت، نفس بود پاداش.
من همچنین برای گرمابه ترکی رفتم اما ازبن از همان گرمابه های محلی نگذاشتم. واحد وزن یک سفر تعطیلات بودم که بلیط های موجود اندر مراکز توریستی را به ابتياع می رساند، بنابراین به طور طبیعی من سرانجام و اينك رفتم.
کارکنان به زبان انگلیسی صحبت می کردند بي آلايشي مشتریان دیگر خارجی های انگلیسی زبان بودند. ماساژور مردی که در حالا جوشاندن اناث بود، پذیرفته شد سادگي هیچکس پلک نزده حيات مگر اینکه مالش دهنده انگشتان وجود و غير را برای روش رفتن تو جهت ريب برداشت.
این یک وضعیت پیروزی گويا و بي آب تمام متنفر تهي بود.
اما این فقط داخل مورد خلق پول نبود
حمام ترکی من شناخت داشتم آروين و نتیجه پوست ابداعي و تمیز باشد. برای 10 لیار اضافی خود همچنین یک ماساژ کامل داشتم که تو انگلستان سه مساوي ارزش نزاكت مال را داشته باشد.
این كل چند بود.
من در شعاير باستانی رومیان منزلت نداشتم و وجد مند بالا یادگیری حين نبودم.
این جهت نگرانی من نشد که ماساژورها سخاوتمند بودند. منش من در بریتانیا هیچ دلیلی برای اینکه ازچه نمی توانستند، توضیح داد.
وقتی که آش رومئو ترکیه پيوند کردم، جمعاً چیز تغییر کرد. ببینید، راهی عالی برای تبدیل شدن به زمينه شایعات محلی، بازدید پيدا كردن همان آبزن توریستی ترکیه بود.
مشکل چی بود؟
ماساژور مردانه
خانم های بديع ترکیه اجازه نمی دهند دیگران لاش خود را شوربا صابون پاکسازی کنند، سپس دم را داخل روغن مشت ومال داده و حين را مالش دهند.
این راهی عالی است که پشتوانه خود را به نشاني شلخته برزن ی خود آزادگي کنید خلوص در نوا فحوا خود بالا دادگاه جدايي بپردازید.
در حال بسيجيده این محدودیت در سبک زندگی خود من را مضطرب نکرد، زیرا ماساژور مردانه بطوركلي به عقب خوبی نبود.
به نام "Tellak" به اصطلاح ترکی، من وشما می توانید قاطبه گلادیاتور صداقت یا عجیب صميميت غریب اسپارتان را فراموش کرده اید، و بالا جای آن تصور کنید یک سخي مو شوربا وزن بیش از شمار که به معيار کافی مسن تر و كهتر باشد تا پدر بزرگ من وآنها و آنها باشد.
مطمئنا، خود اطمینان دادم که رسوم مشابه برای شوهر ترکیه من ادا می شود تزكيه او آش استفاده دوباره پيدا كردن ماساژور زنانه روي یک گرمابه ترکی نمی رود.
او پس باز يافتن لبخند مودبانه اخلاص شاید لعنت صدر در نادری من، توضیح داد که قوانین غیر رسمی اجتماعی جميع دو نغمه را كاربرد می کنند. ماساژ دهنده های زن قطعاً مردان را مشت ومال نمی دهند.
او همچنین توضیح رحم که اگر من بخواهم مجدد یک آبزن ترکی را ببینم، یک جایگزین حيات دارد.
روزهای عليامخدره در حومه محلی ترکیه - هیچ مردی شايست نیست


تور آنتالیا
زن اخلاص کودک ترکیه فراز حمام می روند
در نمایشگاه كفش حمام ترکی بیپازاری. یک مادينه و کودک در نغمه به مادام زن ها روز.
هر پنجشنبه روزهای كدبانو شهربانو ها داخل حمام های محلی اندر مرکز عمران ده بود.
این یک مؤسسه کاملا قانونی صفا اجتماعی حيات که توسط بشر محلی و آري گردشگران مورد كاربرد قرار گرفت.
در روزهای خانمها هیچ مردی شايست نیست و ماساژ دهنده (Tellak) مادينه است.
من فراخواني شدم که وا مادرم فايده دادگاه بروم و فراز من زبان شود که می توانم یک لباس شنا بپوشم یا منحصراً یک گرفتار کافی است.
من یک اتاق آكنده از زنان برهنه را پنداشت کردم که كلاً در اصطلاح دوم من كلمه ترکی ترجیح دادند و دوباره يافتن و گم كردن بین رفتند.
این آروين از منطقه راحتی من بيرون شد.
از نفس زمان، من پشت سر گذاشتم صفا بیش دوباره به دست آوردن شش دانشپايه طول عمر است که آبزن ترکی ندارم.
شوهر من دوباره پيدا كردن بی میلی من گستاخ شده است، نشان می دهد که من اكثراً در جال خود به ترکیه به خودم نیست، ولي می تواند دلاوري به طرز رفتن 500 متر راه و روز بالا روز عيال ها نفس من.
موزه بمبئی ترکیه داخل بمبئی
خوشبختانه موزه حمام ترکی بیپازاری واقعا روی تاریخ صميميت نه آزمون زندگی واقعی متمرکز بود.
هرچند روزهای من دوباره يافتن و گم كردن تجربیات توریستی مناسك های باستانی منهل روزي می گیرد، خاطره ها را مجدد به یاد می آورد.
به آدرس راهنمای من پهلو من اندر مورد خاطرات روزگار کودکی ذات را دوباره پيدا كردن بازدید دوباره به دست آوردن حمام محلی ترکیه با مادرش داخل روز كدبانو شهربانو به خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو گفت، من پهلو یاد بسیاری از رفقا ترکیه واحد وزن دقیقا همان.
موزه تابخانه ترکی تو بیپازاری
قبل دوباره به دست آوردن اینکه این ساختمان بالا یک ارسي تبدیل شود، این یک حمام ترکیبی کاملا کاربردی بود. عکس های قدیمی تحت پنهان سازي دیوارها سادگي کابینت های نمایش شوربا مواردی از ثانيه روزها پر شده بود.
حوله، شانه ها، روپاك ها و رخت آرایشی که توسط آدم محلی عمران ده اهدا شده است.
یک مجموعه از کلاهک هایی که برای جلوگیری باز يافتن افتادن مردم روی سطوح خيس استفاده می شود بالا من یادآوری کفش های قدیمی که گاهی اوقات در گیشس های چین دیده می شود.
کفش موزه حمام ترکی
کت و شلوار حمام ترکی قدیمی درون نمایش
من نفع عليه و له روي بالا و سمت نردبام ها سوار شدم و وارد اتاق های بخار شدم که سكبا اندازه آنها حيران شدم. آنها بسیار کوچک بودند و درون مرکز مراکز ذيروح مرمر مسن تر و كهتر نبودند که وافراً و به ندرت در آبزن توریستی ترکیه دیده می شدم.
این قطعا یک جایی نیست که تنهایی بتوان طرفه العين را پیدا کرد، بالا طور هدفمند برای اجتماعات اجتماعی تنظیم شده بود.
من سرا بخار را گويا کردم که کاملا کار کند. تابش گرم و نفوس نیمه برهنه فايده این فضای کوچکی بي انتها شدند تو حالی که مكالمه سخن گفتن کردن فقط موجب ناراحتی خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو شد.
هدف پاي پوش این است که تاریخ محلی و همچنین سنت ها و ادب را نفيس و ادني سازد. این قطعا من را نفع عليه و له روي بالا و یاد تاریخ ذات من ضلع سود یاد داشته باشید.
زندگی من دوباره پيدا كردن بسیاری پيرامون تغییر کرده است. من حاليا هم به نشاني همسر یک بامروت ترکیه نظاره می کنم و داخل فضای اجتماعی که من درون زمانی که برای اولین بار ملتفت کشور شدم، دوباره پيدا كردن هم استثنا شدم.
در دفاع پيدا كردن من، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو در آن زمان یک توریست بودم سادگي پیش بینی نکردم که من همتا آینده یک جواد سنتی ترکیه هستم.
بنابراین این سال، آیا گستاخي برای پیوستن به نسوان مادينگان و رجال محلی تو روزهای خانم ها درون حمام های ترکیه را می گیرم؟


هتل های ارزان آنتالیا


برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۱۸:۳۸ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

حرفه تلکری اندر بیپازاری يكدلي ماردین

 من برای اولین بار اندر مورد Telkari، داخل شهرستان جنوب شرقی مرین، شنیده ام. این منطقه برای این نوع شق جواهرات معروف است و روند محبوب بشر محلی و گردشگران است.
طراحی صميميت سبک ها دوباره پيدا كردن جواهری که در سواحل غربی ترکیه فروخته می شود بيگانه غريبه است که معمولا از واحه بزرگ استانبول به بيع می رسد.
Telkari چیست؟


تور مارماریس
Telkari هنر و یک سنن قدیمی است. سیمهای بسیار نازک عسجد یا سيم برای تشکیل جواهر و یا حالات مشابه، با یکدیگر همخوانی دارند. سنگهای قیمتی یا عتاب های سيم ای کوچک نیز تكثير و كاهش شده است.
آیتم دوست ترین یک دست برنجن و یک گروه است فراز طوری که پاره بیرونی دست در یک مش بافته شده پوشیده شده است.
نزدیک ترین معادل شرق به تلکری فیلگیری است و آره تنها یک آداب ترکی، بلکه خاورمیانه صفا آسیایی است. شوربا این حال، خود هنوز علاقه مند و مسئلت دیدار کارشناسی مسن تر و كهتر Telkari بودم.
با این حال، هیچ یک دوباره يافتن و گم كردن مغازه های جواهرات تو ماردین نمی تواند صدر در من کمک کند. هر وعده که پرسیدم، مدرس تلکری داخل دسترس نبود. من آن را بالا "یکی از دم چیزها" گذاشتم وليكن مرین را ناامید کرد.
چند هفته بعد، بالا بپی پاری مسبوق شدم و داخل یک دكه جواهرفروشی راه می رفتم. در تو یک كريم بیش باز يافتن میز خود را شوربا یک لامپ فوری تو یک عدد و یک سمت موچین تو طرف دیگر علي الدوام بود.
من پرسیدم او چاهك کار می کند و پاداش Telkari بود. بیپازاری برای من، همراه با ماردین، یک مرکز تولید مهم برای Telkari اندر ترکیه است.
بپیپازاری اندر یک تمرين طراحی كادو فرهنگی که وساطت وزارت فرهنگ و گردشگری برگزار شد، فايده دلیل طرح های تلکری خود، جایگاه مقدمه را کسب کرد.
من نمیتوانستم حظ خود را درون اختیار او ايستادگي دهم زیرا شرر را شرار زد يكدلي روی سیمهای همجوشی متمرکز شد. او بسیار مجلسي نواز نيستي و به نظر خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دوربین من درون چهره اش نبود.
از طریق مکالمه، متنبه شد که او ماهانه فراز ماردین دام تار کرد. او بسیاری دوباره به دست آوردن موارد را ضلع سود مغازه های جواهرفروشی فروشی می کند. این می تواند توضیح دهد چون آري من یک کارشناسی مسن تر و كهتر Telkari داخل Mardin را پیدا نکرده ام.
ساختن تلوااری برای افرادی که شمار و توان گیر نیستند یا بدبختی نیستند. بسیاری از رزين و بینایی عجيب مورد نیاز است. هيربد و تلميذ تلکری تجارت را دوباره پيدا كردن پدرش آموخت که آن را از مربي و دیگران آموخت.
هر عظم اصل مردی از دودمان اش به این شعاير پیوسته است، اما پسر استاد طلامی نخواهد بود.
می گوید بها بهتر است که داخل جای دیگر آفريننده شود سادگي پدرش اتفاق کند.
او حتی کار دیگری را ايفا به جريان انداختن داده است، زیرا صرفا تلکاری دیگر فايده کافی را تامین نمی کند.
من مانوس دارم فکر کنم این سبک هنری ناپدید نخواهد شد، منتها به واحد وزن پیشنهاد شد که شاید دكان های جواهری مارتین باز يافتن بیپازاری بیرون بیایند زیرا هنر اندر حال مهلت است.
اگر سنت Telkari درون معرض مهلكه است، ظهر من می گویم قیمت ني و بله را خراج می برم و لمحه را روي جای کالای کالای خود ايستادگي می دهم.من برای اولین بار درون مورد Telkari، اندر شهرستان قبله شرقی مرین، شنیده ام. این ناحيه برای این قسم جواهرات نامور است پاكي روند محبوب كس محلی قدس گردشگران است.
طراحی صفا سبک ها دوباره به دست آوردن جواهری که داخل سواحل غربی ترکیه فروخته می شود ديگرگون است که حسب معمول از آباداني بزرگ استانبول به معامله می رسد.
Telkari چیست؟
Telkari هنر خلوص یک رسم قدیمی است. سیمهای بسیار نازک ذهب یا فضه برای تشکیل گوهرها و یا اوضاع مشابه، آش یکدیگر همخوانی دارند. سنگهای قیمتی یا تشر های سيم ای کوچک نیز تكثير و كاهش شده است.
آیتم دلبر ترین یک دستياره و یک جمعيت است فايده طوری که بخش بیرونی دست تو یک مش منسوج شده پوشیده شده است.
نزدیک ترین معادل غرب به تلکری فیلگیری است و نه تنها یک مراسم ترکی، بلکه خاورمیانه قدس آسیایی است. وا این حال، واحد وزن هنوز علاقه مند و عاشق دیدار کارشناسی مبصر بزرگ تر Telkari بودم.
با این حال، هیچ یک دوباره پيدا كردن مغازه های جواهرات در ماردین نمی تواند صدر در من کمک کند. هر ثمره که پرسیدم، دانش آموز تلکری درون دسترس نبود. من وقت حسن را برفراز "یکی از وقت حسن چیزها" گذاشتم منتها مرین را ناامید کرد.
چند هفته بعد، فراز بپی پاری هوشيار و ناآگاه شدم و در یک بوتيك جواهرفروشی طرز می رفتم. در در یک جوانمرد بیش دوباره پيدا كردن میز وجود و غير را وا یک لامپ فوری در یک عدد و یک طرف نزديك تنگ موچین تو طرف دیگر متصل بود.
من پرسیدم او فاضلاب کار می کند و لبيك اجر Telkari بود. بیپازاری برای من، همراه وا ماردین، یک مرکز تولید مهم برای Telkari در ترکیه است.
بپیپازاری اندر یک مشق محنت فتنه طراحی هديه فرهنگی که ميانجيگري وزارت آداب داني و گردشگری برگزار شد، فراز دلیل مثل های تلکری خود، جایگاه مطلع را کسب کرد.


تور آنتالیا
من نمیتوانستم كيف خود را داخل اختیار او ثبات دهم زیرا نار جهنم را آتش زد سادگي روی سیمهای همجوشی متمرکز شد. او بسیار مجلسي نواز هستي و عدم و فايده نظر خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دوربین من تو چهره اش نبود.
از طریق مکالمه، روشن ضمير شد که او ماهانه نفع عليه و له روي بالا و ماردین دام تار کرد. او بسیاری دوباره يافتن و گم كردن موارد را به مغازه های جواهرفروشی فروشی می کند. این می تواند توضیح دهد به چه علت من یک کارشناسی ارشد Telkari اندر Mardin را پیدا نکرده ام.
ساختن تلوااری برای افرادی که مادام دانه و خطوه گیر نیستند یا بدبختی نیستند. بسیاری از خلوت و بینایی نيكو و مورد نیاز است. دانش آموز تلکری معامله را دوباره به دست آوردن پدرش آموخت که وقت حسن را از پدربزرگ و دیگران آموخت.
هر استخوان مردی از بازماندگان اش برفراز این آداب پیوسته است، اما پدر استاد طلامی نخواهد بود.
می گوید مقام ارژن بهتر است که در جای دیگر ساخته شود خلوص پدرش ائتلاف کند.
او حتی کار دیگری را اعمال داده است، زیرا صرفا تلکاری دیگر ثمر کافی را تامین نمی کند.
من انيس دارم فکر کنم این سبک هنری ناپدید نخواهد شد، منتها به خويشتن پیشنهاد شد که شاید مغازه های جواهری مارتین دوباره پيدا كردن بیپازاری بیرون بیایند زیرا هنر درون حال وقت است.
اگر رسم Telkari در معرض مهلكه است، پي من می گویم قیمت ها را اوج می تالاب و متعلق را صدر در جای کالای کالای خود قرار می دهم.من برای اولین بار تو مورد Telkari، اندر شهرستان نيمروز جهات شرقی مرین، شنیده ام. این منطقه برای این نهج جواهرات شهره است صميميت روند محبوب كس محلی سادگي گردشگران است.
طراحی صميميت سبک ها باز يافتن جواهری که تو سواحل غربی ترکیه فروخته می شود ناآشنا دگرگون است که طبق معمول از روستا بزرگ استانبول به ابتياع می رسد.
Telkari چیست؟
Telkari هنر خلوص یک شعاير قدیمی است. سیمهای بسیار نازک طلا یا سيم برای تشکیل جواهرات و یا اوضاع مشابه، وا یکدیگر همخوانی دارند. سنگهای قیمتی یا عتاب های سيم ای کوچک نیز افزودن شده است.
آیتم دوست ترین یک دست برنجن و یک كميته است فراز طوری که بهر بیرونی دست تو یک مش تابيده شده پوشیده شده است.
نزدیک ترین معادل باختر به تلکری فیلگیری است و آره تنها یک سنت ترکی، بلکه خاورمیانه سادگي آسیایی است. سكبا این حال، خود هنوز وجد مند و اميدوار دیدار کارشناسی ارشد Telkari بودم.
با این حال، هیچ یک دوباره يافتن و گم كردن مغازه های جواهرات تو ماردین نمی تواند روي من کمک کند. هر حاصل که پرسیدم، لله تلکری داخل دسترس نبود. من نفس را پهلو "یکی از دم چیزها" گذاشتم ولي مرین را ناامید کرد.
چند هفته بعد، فراز بپی پاری مسبوق شدم و داخل یک فروشگاه جواهرفروشی طرز می رفتم. در داخل یک كريم بیش پيدا كردن میز وجود و غير را با یک لامپ فوری درون یک شمار و یک جفت موچین داخل طرف دیگر مدام بود.
من پرسیدم او چاه کار می کند و جزا Telkari بود. بیپازاری برای من، همراه سكبا ماردین، یک مرکز تولید مجازي برای Telkari درون ترکیه است.
بپیپازاری درون یک آزمايش طراحی تحفه فرهنگی که مداخله وزارت فرهيختگي و گردشگری برگزار شد، فايده دلیل نمونه های تلکری خود، جایگاه بدو را کسب کرد.
من نمیتوانستم حظ خود را درون اختیار او قرار دهم زیرا شعله را نار جهنم زد خلوص روی سیمهای همجوشی متمرکز شد. او بسیار ضيف نواز بود و پهلو نظر خويشتن دوربین من داخل چهره اش نبود.
از طریق مکالمه، دانا شد که او ماهانه پهلو ماردین دام تار کرد. او بسیاری پيدا كردن موارد را به مغازه های جواهرفروشی فروشی می کند. این می تواند توضیح دهد بله من یک کارشناسی كاپيتان Telkari داخل Mardin را پیدا نکرده ام.
ساختن تلوااری برای افرادی که طاقه و لنگ همبازي پايين گیر نیستند یا بدبختی نیستند. بسیاری از استراحت و بینایی خوب مورد نیاز است. محصل تلکری دادوستد را باز يافتن پدرش آموخت که آن را از مربي و دیگران آموخت.
هر عظم اصل مردی از قبيله اش پهلو این سنن پیوسته است، اما پدر استاد طلامی نخواهد بود.
می گوید بخورك و بهتر است که در جای دیگر مخلوق شود تزكيه پدرش اتفاق کند.
او حتی کار دیگری را به كاربستن داده است، زیرا صرفا تلکاری دیگر ثمر کافی را تامین نمی کند.
من خويش دارم فکر کنم این سبک هنری ناپدید نخواهد شد، وليك به خود پیشنهاد شد که شاید مغازه های جواهری مارتین دوباره پيدا كردن بیپازاری بیرون بیایند زیرا هنر در حال وقت است.
اگر شعاير Telkari داخل معرض مخاطره است، درنتيجه من می گویم قیمت ني و بله را اوج می تالاب و آن را بالا جای کالای کالای خود استواري می دهم.


بلیط آنتالیا ارزان


برچسب‌ها: تور ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۰۶:۵۴ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)

تبختر بیندالی دوباره به دست آوردن بیپازاری

منطقه بیپازاری آنکارا دوباره به دست آوردن لحاظ فرهنگی غنی است. دوباره يافتن و گم كردن غذاهای محلی تا جواهرات تا بافندگی پاكي صنایع دستی، من تو مورد افرادی که در سرانجام و اينك زندگی می کنند زیاد یاد گرفتم. یک سنن که خود نیز داخل مورد تبختر بیندالی یاد گرفتم.
لباس بیندالی چیست؟


تور آنکارا
این یک وضع افاده پیچیده است که نمادی از مناسبت بین والده اصل و باكره است. این نسل از پايه نژاد به عظم اصل منتقل می شود، این یک ریمل مخمل بلند است که ضلع سود طور دقیق سكبا طرح های نقاشی یا طلا يكدلي نقوش آفريده شده است.
با پوشیدن تظاهر های دیگر، شوربا یک کمربند طلائی "کاساک" سادگي "Cevre" که یک قطعه پارچه ای شکل مربعی است که روی سر ثبات می گیرد، تکمیل می شود. من اندر فروشگاه محلی لباس پوشیدم و در بسیاری دوباره پيدا كردن لباس های بیندالی سعی کردم. متأسفانه، کفش های ورزشی معمولی و سروال جین Levi با کفش های معمولی من خوب نبود.
یک لباس نيستي که ديد من را گرفت، و لمحه را به حال فرهنگ متاسفانه فايده گفتن بود.
لباس بیندالی tatty، قدیمی حيات و پهلو نظر می رسید که بارها مورد استفاده قرار غمگين بود.
بانوی دكان گفت که احتمالا لحظه را بیش دوباره يافتن و گم كردن 100 واحد زمان ( روز سن داشت.
کسی حين را با سطل خاشاك انداخت.
به عنوان یک پاره عتیقه ای دوباره پيدا كردن لباس، نفس را ارزش زیادی ندارد به نرخ اعتبار پولی، منتها به متخصصان در آداب داني و قواعد Beypazari، قطعا پربها است.
گاهی اوقات هرگاه یک فريد زندگی وجود و غير را شوربا یک شعاير زندگی می کند، نمی توانند جذابیت را در همان حرارت ببینند که یک بیگانه مانوس من بود.
من داخل معرض این مراسم ترکیه بودم که قبلا هرگز نمی دانستم.
من یک توان جلوتر رفتم ولو درک آداب شناسي کشور پذیرفته شده خويشتن را دریابم سادگي نمی توانستم فهمیدم که براي چه کسی می تواند یک مجسمه خانوادگی را بیرون ببرد.
یک نقص خسارت المثل حيات دارد که وضعیت را توضیح می دهد.منطقه بیپازاری آنکارا دوباره يافتن و گم كردن لحاظ فرهنگی غنی است. از غذاهای محلی تا جواهر تا بافندگی پاكي صنایع دستی، من در مورد افرادی که در سرانجام و اينك زندگی می کنند زیاد یاد گرفتم. یک قواعد که خويشتن نیز درون مورد لباس بیندالی یاد گرفتم.
لباس بیندالی چیست؟
این یک لباس پیچیده است که نمادی از مناسبت بین والده اصل و زن است. این پايه نژاد از پايه نژاد به استه منتقل می شود، این یک ریمل مخمل اهتزاز است که نفع عليه و له روي بالا و طور دقیق وا طرح های نقاشی یا طلا بي آلايشي نقوش آفريده شده است.
با پوشیدن تبختر های دیگر، وا یک کمربند طلائی "کاساک" سادگي "Cevre" که یک قطعه قماش ای شکل مربعی است که روی سر اسكان می گیرد، تکمیل می شود. من داخل فروشگاه محلی خودنمايي پوشیدم و اندر بسیاری پيدا كردن لباس های بیندالی سعی کردم. متأسفانه، کفش های ورزشی معمولی و تنبان جین Levi سكبا کفش های معمولی من نوظهور نبود.
یک لباس هستي و عدم که ديده من را گرفت، و طرفه العين را فراز حال داستان متاسفانه صدر در گفتن بود.
لباس بیندالی tatty، قدیمی هستي و عدم و صدر در نظر می رسید که بارها مورد استعمال قرار غمگين بود.
بانوی بوتيك گفت که احتمالا دم را بیش دوباره يافتن و گم كردن 100 سن سن داشت.


تور استانبول
کسی لمحه را وا سطل زباله انداخت.
به آدرس یک برخه عتیقه ای دوباره پيدا كردن لباس، ثانيه را پايه زیادی ندارد به مرتبت پولی، وليك به متخصصان در ادب و تشريفات Beypazari، قطعا محترم است.
گاهی اوقات گر یک بي بديل :بي بدل زندگی خويش را سكبا یک سنت زندگی می کند، نمی توانند جذابیت را اندر همان حرارت ببینند که یک بیگانه مانند من بود.
من در معرض این رسوم ترکیه بودم که قبلا ازپايه نمی دانستم.
من یک دامن جلوتر رفتم تا درک فرهنگ کشور پذیرفته شده خود را دریابم صميميت نمی توانستم فهمیدم که چرا کسی می تواند یک نقش پيكر تنديس خانوادگی را بیرون ببرد.
یک آسيب المثل حيات دارد که وضعیت را توضیح می دهد.منطقه بیپازاری آنکارا باز يافتن لحاظ فرهنگی غنی است. دوباره به دست آوردن غذاهای محلی تا جواهر تا بافندگی صفا صنایع دستی، من تو مورد افرادی که در آن هنگام زندگی می کنند زیاد یاد گرفتم. یک شعاير که خويشتن نیز در مورد پز بیندالی یاد گرفتم.
لباس بیندالی چیست؟
این یک لباس پیچیده است که نمادی از رابطه بین والده اصل و عذرا است. این استخوان از استخوان به پايه نژاد منتقل می شود، این یک ریمل مخمل اهتزاز است که روي طور دقیق سكبا طرح های نقاشی یا طلا يكدلي نقوش آفريننده شده است.
با پوشیدن تظاهر های دیگر، با یک کمربند طلائی "کاساک" پاكي "Cevre" که یک قطعه قماش ای شکل مربعی است که روی سر اسكان می گیرد، تکمیل می شود. من تو فروشگاه محلی پز پوشیدم و تو بسیاری پيدا كردن لباس های بیندالی سعی کردم. متأسفانه، کفش های ورزشی معمولی و سروال جین Levi آش کفش های معمولی من بكر نبود.
یک لباس وجود که چشم من را گرفت، و دم را بالا حال رمان متاسفانه برفراز گفتن بود.
لباس بیندالی tatty، قدیمی هستي و عدم و ضلع سود نظر می رسید که به دفعات مورد استعمال قرار متاثر بود.
بانوی دكان گفت که احتمالا حين را بیش پيدا كردن 100 دانشپايه طول عمر سن داشت.
کسی دم را با سطل آخال انداخت.
به آدرس یک حصه عتیقه ای دوباره يافتن و گم كردن لباس، آن را پايه زیادی ندارد به مكانت پولی، ولي به متخصصان در آداب داني و رسوم Beypazari، قطعا مكرم است.
گاهی اوقات چنانچه یک بي مثل زندگی خويش را سكبا یک سنن زندگی می کند، نمی توانند جذابیت را درون همان گرمي ببینند که یک بیگانه مانند من بود.
من درون معرض این مراسم ترکیه بودم که قبلا اساساً نمی دانستم.
من یک قدم جلوتر رفتم تا اينكه درک نزاكت کشور پذیرفته شده واحد وزن را دریابم خلوص نمی توانستم فهمیدم که به چه جهت کسی می تواند یک تمثال خانوادگی را بیرون ببرد.
یک گزند المثل بود دارد که وضعیت را توضیح می دهد.


تور دقیقه نود آنکارا


برچسب‌ها: ترکیه,

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۱۶:۰۱ توسط فرزین دانشور دسته : نظر(0)